امروز پیکر سردار نورعلی شوشتری درمشهد مقدس تشییع شدودرجوار حرم رضوی آرمید . نورعلی شوشتری را بسیاری از مردم ما نمیشناسند همانطور که اغلب پاسدارانی که اکنون در سپاه مشغول بکارند هم شناخت چندانی از وی ندارندوفقط آرزوی بسیاری از آنها داشتن درجه های روی شانه اوست..
سردار شوشتری فردی بود با دوچهره متفاوت. اول نورعلی شوشتری فرمانده روزهای سخت نبرد وجنگ هشت ساله ودوم سردار دوران پس از جنگ.
سردارتاروزی که جبهه وجنگ بود با رشادت تمام جلودار رزمندگان وخط شکنان مبارز بود وچه بسا که بارها تا کام مرگ هم رسیده اما جان به دربرده بود .در دورانی که اغلب حاکمان سیاسی ونظامی امروز درگوشه ای کنج عزلت گزیده ویا نامی از آنها درعرصه سیاسی نظامی کشور دیده نمیشد امثال نورعلی شوشتری که جایگاهی درحد فرماندهی عملیات غرب کشور را برعهده داشتند بسیار اندک وکم شمار بودند وکمتر کسی از سرداران حاکم امروز همچون او درمیدان عمل قادر به عرض اندام وایفای نقش میشدند. همه رزمندگان او را با قامتی سربلند واستوار درمقابل دشمن وتواضع وخضوع وخشوعی مثال زدنی درخلوت با رزمندگان وبسیجیان میشناختند.
شوشتری روستا زاده ای بود که مراتب ترقی درنظامی گری را نه براساس بازیهاوموضعگیریهای سیاسی بلکه درمیدان عمل وجنگ هشت ساله بدست آورده بود.آنها که اورا میشناختند جملگی برمظلومیتش پس از جنگ صحه میگذاردند ومعترف بودند که اوحتی درمیان سایر سرداران سپاهی هم هیچوقت بدرستی جای داده نشد واز مظلومیتی خاص برخوردار بود..چه بسا سردارانی که بعد از جنگ باانواع حیله ها وپرونده سازیها که به مناصب بالای نظامی دست یافتند وبا داشتن سوابق بسیار کمتر میدانی از نورعلی ، جایگاه اوراهم پشت سرنهاده وبه مناصب بالاتر نظامی درسپاه دست یافتندوامثال نورعلی شوشتری را به حاشیه راندندتا مباداسوابق درخشان اوباعث شود تا جایی برای آنها که طالب قدرت درسپاه بودند باقی نماند.
یکی از چهره های شناخته شده نظامی امروز کشور که لباس فرم سایزشده ومناسب ایشان درانبار هیچ ارتشی پیدا نمیشود ازجمله کسانیست که روزهای سخت جنگ را با عناوینی چون ستاد پشتیبانی جنگ درتهران روزگار گذراند واز همان روزی که جنگ بپایان رسید با گروهی خاص حاکمیت وسیاست را درفضای معنوی سپاه دوران جنگ تزریق نمود وبتدریج امثال سردار شوشتری را به حاشیه راندخود برمناصب مهم نظامی تکیه زد.
فرمانده سرافراز جبهه های جنگ پس از سالها خدمت وفداکاری درجبهه هافرماندهی قرارگاه غرب کشور واز زمانیکه جنگ بپایان رسید همواره درحاشیه قرارداشت وهرگز به مسئولیتی بالاتر از معاونت نیروی زمینی گمارده نشد تا همواره درسایه باشد وکسی از او یادی نکند ویا اوتوسط توده جامعه بیشتر شناخته شود.
با آنکه هرساله هفته دفاع وبزرگداشت جنگ برگزار میشد لیکن بندرت از اوبعنوان یکی از سرداران جنگ دررسانه ها یادمیشد بطوریکه کسی چهره اورا با این نام درسیما بخاطر نمی آورد حال آنکه امثال فیروز آبادی وجعفری بارها وبارها از جانفشانیهای خود دردوران جنگ برنامه تلویزیونی ارائه داده اندگویی که عامل همه موفقیتهای دوران جنگ اینهابوده اند و کسی جز آنها درجبهه ها حضور نداشته است.

من سردار شوشتری رااز سالهای اول جنگ بخوبی میشناختم وامروز که درتشییع پیکرپاکش بادستانم تابوت اورا لمس کردم بیاد روزهای شهامت وپایمردیش برمظلومیت او گریستم ومطمئنم یکی از دلایل اصلی مظلومیت وناشناس ماندن عمدی این سردار بزرگ ، مردمی بودن او ومخالفتش با اغلب اقداماتی بود که امروز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به نیرویی ضد مردمی وبنگاهی اقتصادی تبدیل نموده است. هرچه بود اینبار هم عطر شهادت را یکی از رزمندگان از جان گذشته دوران دفاع وشهادت به مشهد رضوی آورد ویاد وخاطره روزهای یکرنگی وصفای جبهه ها را درشهر مان زنده کرد.
خداحافظ نورعلی شوشتری، بدرود ای سردار جبهه های حق وشهادت ، بدرود.
چند روز قبل که بمناسبت تشییع پیکر مرحوم پرویز مشکاتیان به نیشابور سفری داشتم با صحنه های جالبی از مبارزه مسئولین محلی با هنر وهنرمندانی چون مشکاتیان مواجه شدم.
با اینکه برنامه تدفین این بزرگمرد موسیقی ایران از چند روز قبل تدارک دیده شده بود اما خیلی جالب بود که حتی درسطح شهر نیشابور کمترین اثری از اطلاع رسانی برای روز تشییع جنازه به چشم نمیخورد. بجز چند عکس وبنری که برروی درودیوار اداره ارشاد شهر که دریک خیابان فرعی است نصب شده بود درهیچ جای دیگر شهر اثری از دعوت مردم برای تشییع پیکر هنرمند جهانی موسیقی ایران استاد پرویز مشکاتیان بچشم نمیخورد.
گویا مسئولین رده بالای شهر وشاید استانی ترجیح داده بودند تا بی سروصدااین مراسم برگزار شود واحتمالا"از اطلاع رسانی دوستان وهنرمندان بطور علنی درسطح شهر جلوگیری شده بوداگرچه مردم اینروزها خود هریک تبدیل به رسانه ای فعال واثرگذار شده اند.
درطول مسیر تشییع جنازه شایع بود که پیکراستاد را درباغ عطار ودرکنار آرامگاه کمال الملک دفن خواهند کردوالبته این خبر تا حدود زیادی امیدوارکننده بوداز این جهت که با توجه به شأن وآوازه جهانی استاد ونیز معروفیت آرامگاه وآثار شیخ عطار نیشابوری واستاد کمال الملک میتوانست مکانی پر بیننده ومناسب برای آرامگاه ابدی او باشد.
مردم زمانی که برای ادای نماز میت مدتی پشت دربهای بسته مسجد جامع نیشابور منتظر ماندند این گمان تقویت شدکه گویی اراده ای براین قراردارد تا هنرمندی پرآوازه چون مشکاتیان درشهر خود نیز با بی مهری مسئولین نا مسئول روبروشود.
پس ازوقفه ای تشییع کنندگان نماز را درمسجد جامع برپیکر استاد اقامه کردند وسپس بسوی آرامگاه عطار روانه شدند.
خوشحالی هنردوستان وعلاقمندان مشکاتیان چندان طولانی نشدچرا که آنان بزودی دریافتند که محل دفن استاد جایی درخارج از باغ شیخ عطار وکمال الملک ودرمسیری است که درآینده های نامعلوم به باغی بدل خواهد شد . استاد درهمین مکان سر برخاک نهاد اما شرم ابدی را برچهره نامسئولانی گذارد که اجازه ندادند علیرغم تمایل جامعه هنری کشور ونیز مردم قدرشناس وهنردوست نیشابور پیکر ش درکنارآرامگاه شیخ عطار مدفون گردد.
استاد بزرگ سنتور ایران که شهرت جهانی نام وآثارارزشمندش رانیازی به توضیح نیست درشهر وزادگاه خود درمیان بهت وحیرت دوستداران بیشمار هنراصیل ایرانی از نامردیهای صاحب منصبان بی هنر ، بخانه ابدی خویش پای نهادوصد البته از بزرگی او نه تنها هیچ کم نشد بلکه این بی توجهی عمدی مسئولین درجه اول شهر واستان نشان داد هرکه درقلب ودل مردم جای دارد متأسفانه درچشم حاکمان چون خاری است که آنان را همیشه میآزاردومحبوبیتش سبب شعله ورشدن هرچه بیشتر آتش کینه وحسد انان میشود.