تبليغاتX
روز از نو
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم ... نبود برسر آتش میسرم که نجوشم
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

باور نمیکنم که اوضاع واحوال کشور درحال حاضربطور مطلق  دردست رهبری نظام باشد.درحالی که رهبری ازدوستی 53 ساله با هاشمی رفسنجانی بارها یاد کرده واورا بهترین دوست خود خوانده است اما اتفاقاتی که این روزها درکشور درحال وقوع است اصلا"این عقیده را تقویت نمیکند که کشور بدست کسی اداره میشود که با هاشمی رفسنجانی دوستی دیرینه دارد واورا یکی از ارکان انقلاب اسلامی میداند.

با هرگونه تحلیل خوش بینانه ای نمیتوان درک کرد که چرا هاشمی یعنی همان دوست 53 ساله وهمسنگر روزهای سخت ، اینروزها چنین بی پناه از حمایت رهبری ، درگوشه ای فراموش شده است.نمیتوان پذیرفت که یک دوستی همیشگی درعرض چند ماه وحتی چند سال به چنین عداوتی تبدیل شده باشد واین دویار قدیمی وهمیشه از هم باخبر، به این اندازه از یکدیگر فاصله گرفته باشندبحدی که تحمل هاشمی برای اقامه نماز جمعه هم دربیت دوست قدیمی وجود نداشته باشد.

چندی قبل فرزند مرحوم شیخ علی تهرانی خواهرزاده رهبری درفرانسه گفت که "رهبری درحال حاضر گروگان سپاه پاسداران است ودرواقع چاره ای جز همینکه میگوید ومیکند نداردوخود ایشان باوجود تنها شدن وخالی شدن اطرافش از دوستان صمیمی عامل انجام منویات سپاه شده است .شاید انتساب همه وقایع به نام سپاه پاسداران ادعایی گزاف  باشد اما با وجود حقایق تلخی که دراین روزگار خشن وپراضطراب بعد انقلاب درحال وقوع دیده میشود کمتر جای تردیدی باقی میماند که رهبر انقلاب هم امروز علیرغم میل باطنی خود گروگان عده ایست که از ایشان نیز سلب اختیار کرده وهرآنچه خود میخواهند بنام ایشان رقم میزنند.

حذف هاشمی از نماز جمعه به بهانه احتمال حضور مردم معترض به انتخابات تنها بهانه ایست که قطعا"به این زودیها توسط همان گروه واقعی حاکم کنارگذاشته نخواهد شدواین گروه بی نام  که امروز چون اژدهایی هفت سر برتمام ارکان نظامی وسیاسی کشور حاکم شده است بعید است که دوباره اجازه دهد هاشمی به تریبون نماز جمعه دست یابدحتی اگر سالها از انتخابات خرداد88گذشته باشد.آنهاکه دشمن رابطه رهبری با هاشمی اند ، هاشمی را تنها کسی میدانند که میتواند درصورت داشتن اختیارات ، فضای پرالتهاب کشور را بسوی آرامش واقعی هدایت کند ودست دشمنان دوست نما را از سر انقلاب کوتاه نماید .با این حال فکرش رابکنید: آیا روزی خواهدرسیدکه فردی  چون احمدی نژاد ودارودسته اش که درکلام وعمل همگی مقلد فاطمه رجبی هستند روزی  به هاشمی رفسنجانی لبخند بزنند ؟ جواب ناگفته پیداست.این افراد هویت خود را از تخریب وبه لجن کشیدن بزرگانی چون هاشمی کسب کرده اند وامروز که توانسته اند بین رهبری وهاشمی را با غباری تیره از بی اعتمادی پر کنند یقینا"هرروز برتعمیق کینه  این دویار قدیمی تلاش مضاعف خواهند کرد تا مبادا دودوستی که جوانی ومیانسالی خود را پا به پای خمینی ودیگر صحابه او درحال مبارزه بوده اند باردیگر برسر یک سفره بنشینند وخاطرات  روزهای با خمینی بودن را مرور نمایند.

افرادی که بیت را به محاصره خود درآورده اند قطعا"نخواهند گذاشت تا بار دیگر نام هاشمی درنماز جمعه وتریبونهای رسمی آن شنیده شود وآن مدیر روزهای بحرانی وسخت جمهوری اسلامی بار دیگر درکنار رهبرانقلاب نقش آفرینی نماید تا آن دوست 53 ساله بار دیگر طعم رفاقت صادقانه هاشمی  رابچشد وانقلاب خمینی را بساحل امن نزدیک کند.

بی شک جمهوری اسلامی درحال حاضر درشرایط بسیار دشواری قرارگرفته ودشمنان رفاقت رهبری وهاشمی دراین اوضاع تمام تلاش خود را به دورکردن هرچه بیشتر این دو یاردیرین معطوف کرده اند ومتأسفانه با توجه به شواهد موجود هیچ آینده روشنی مبنی برتداوم رفاقت 53 ساله دیده نمیشود.

حضور درراهپیمایی روز قدس علیرغم اینکه هاشمی سخنران آن نیست بنوعی میتواند همراهی با دعوت همگانی ایشان برای راهپیمایی باشد.مطمئن باشید آنها که وجود سایه هاشمی را هم به  دشمنی با نیات پلید خودتعبیر میکنندخیلی خوشحال خواهند شداگر من وتو روز قدس درخانه باشیم ودرکنار موسوی خاتمی وکروبی درخیابان حضور نیابیم .راهی که برگزیده ایم هرروز سخت تر میشود ومسئولیت ما هرروز سنگین تر.

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 23:54 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

چشم فتنه را درآورید : گزارش هیئت ویژه قوه قضائیه منتشر شد وبرنامه خبری 20و30 سیمای  همیشه درصحنه هم با صحنه گردانی بازیگران همیشگی اش پرده تازه ای از خیانتهای کروبی وموسوی را کنار زد ودریک برنامه حساب شده استارت پروژه دستگیری ومجازات سنگین شیخ مهدی کروبی زده شد تا هرچه زودتر با پاک کردن صورت مسأله ، نامی از گوانتاناموی کهریزک وفجایعی که بر زندانیان آنجا رفته باقی نماند وآنچه درتاریخ ثبت وضبط شود بدنامی کروبی وموسوی واطرافیان آنهاباشد.

انگار نه انگار که خونهای بیگناهان زیادی درودیوار کهریزک را رنگین کرده وستمهای بسیاری برمعترضین انتخابات 22خرداد رواداشته شده است. ظاهرا"همه اعتراضات انجام شده به بازداشتگاههای مخوف جمهوری اسلامی برای تجاوز به زندانیان بوده ومسأله دیگری مورد اعتراض قرارنگرفته است.

اگر موضوع تجاوز وتحقیر زندانیان دروغ محض وساخته ذهن کروبی ورفقایش بوده است واگر کشته های خیابان وزندانها خیالی بیش نبوده است واگر عدالت وانصاف  جاری درزندانهای ما یادآور دوران عدالت علویست راستی چرا چنین سراسیمه دادستان جدید تهران حکم حمله وتفتیش وپلمپ دفتر موسوی وکروبی را میدهد ومرتضی الویری وعلیرضا بهشتی را دست بسته به اوین روانه میکند؟آنها اگر دروغ گفته بودند دیگر چه نیازی به بستن دفاتر آنها بودویا چه احتیاج به دستگیری همکارانشان؟

اگر تجاوزی نشده واگر خونی برزمین نریخته که نیاز به پیگیری امثال این دونفرداشته باشد چرا مدارک واسناد دفاتر این دوباید بطور کامل وحتی بدون صورت برداری مصادره شود ؟

یکی از نمایندهگان مجلس بنام سبحانی نیاامروز میگوید: "کروبی ادعاهایش دروغ بوده وحتی برخی شاهدانی که ارائه کرده سابقه فرار ازمنزل داشته اند وشهادت آنها قابل قبول نیست "عجب!!!!!!انگار اگر کسی از خانه بیرون زد حکم تجاوز وهتک حرمت به او با کسان دیگر متفاوت است.گویا کسی که از خانه خارج شود بنوعی خودرا مستحق شیشه نوشابه وباتوم کرده وحق اعتراضی هم برای خود باقی نگذاشته است.عجب روزگار سیاهیست .!!!!!آیا براستی  فردی همچون کروبی که تا چندی پیش  تا فتح کرسی  ریاست مجلس همین حکومت جلو رفته بود امروز بقدری غافل ونادان شده است که نمیداند یک پرونده ساده اعتراف واعتراض را چگونه تکمیل کند؟وچه سخنی راباور نموده وکدام را نپذیرد؟

فراموش نکنیم زمانی که درمناظره با احمدی نژاد از هاله نور شروع کرد ابتدا گفت که " من تازمانی که شخصا"به قم نرفتم واز دفتر آقای جوادی آملی سوال نکردم این موضوع هاله نور را باور نکردم"چگونه است که چنین فردی با اولین ادعایی که به اومراجعه کرده وسخن از تجاوز وهتک حرمت کرده بسرعت مرعوب شده ودست بقلم برده وافشاگری نموده است؟

راستی آنها که دراتاق شکنجه کهریزک از کشتن وخون بیگناه ریختن ابایی نداشته اندوحتی کسی هم نام آنها را هرگز نخواهد دانست از ارتکاب به تجاوزواهمه ای به دل راه میدادند؟ هرچه باشد ارتکاب به قتل نفس ازهتک حرمت شاید سخت تر باشداما آیا کسی بداد کشته شده هاوخانواده آنها رسیده است که بخواهند امروز حق این گروه دیگر رابدهند؟

کروبی خواه ناخواه هدف قبل از میرحسین موسوی برای دستگیریست.علی الخصوص که احتمال آن میرود که حضور او دربین جمعیت راهپیمایان روز قدس تهران مشکل ساز شود.

بهتر است تا اورا از بین مردم به همان سلولهای اوین که قبل ازانقلاب تجربه کرده روانه کنند واشتباها"باردیگر او را آزاد نگذارند تافریادحق طلبی مظلومین از حنجره کروبی بگوش کسی برسد. اوچه دربین مردم ویا زندان وحتی دار آخرت باشد قدم خودرا برداشته ودین خودرا به مردم خویش ادانموده است.کروبی هرجا که باشد عضوی از توده مردم وچهره ای ماندگار درتاریخ حق طلبی مردم مظلوم ایران خواهد بود.  

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 0:36 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بسم الله الرحمن الرحیم

خبر دستگیری برادران عزیز آقایان دكتر سید علیرضا بهشتی و مهندس مرتضی الویری مسئولان كمیته پیگیری امور آسیب دیدگان حوادث ایام اخیر و سردار مقدم مسئول كمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی اینجانب موجی از شگفتی و ابهام در دلبستگان به نظام اسلامی ایجاد كرده است. آنان به بند كشیده شده اند در حالی كه جرمی جز پیروی از راه انقلاب و دفاع از اجرای عدالت در مورد خون‌های به‌ناحق ریخته شده و كمك به خانواده بی گناهانی كه پس از انتخابات به زندان افتاده اند ندارند. آنان اینک در زندان به سر می‌برند در حالی که عاملان فجايع اخير آزادند و مسئولان ادعا مي‌كنند حتما به جنایاتي كه رخ داده است رسیدگی خواهند كرد. آیا با از بین بردن اسناد جنایت و در بند کردن کسانی که حقوق قربانيان را پیگیری می‌کردند این کار را انجام مي‌دهيد؟
المرء یحفظ فی ولده. حرمت انسان‌ها در فرزندانشان پاسداری می‌شود. مردم اینك از مدعیان پرچمداری انقلاب اسلامی می پرسند حرمت شهید مظلوم انقلاب آیت الله دکتر بهشتی را در خاندان او چگونه رعایت کرده‌اید؟
مردم ایران!
کاملا پیداست که تلاش‌های شما برای بازگرداندن آرامش به جامعه قرار نیست با پاسخی خردمندانه روبرو شود. روزهايي خطير در پيش‌رو قرار گرفته است. دستگيري كسانی چون دكتر بهشتي يك نشانه است كه از حوادثي سهمگين‌تر خبر مي‌دهد. اما باطل رفتني است و آن چيزي كه به مردم سود مي‌رساند باقي مي‌ماند. و اما ما ينفع الناس فيمكث في الارض. آرامش و هوشياري خود را حفظ كنيد. سلسله حوادث جديدي كه آغاز شده است به مانند ديگر تحركات كور اين ايام براي مخالفان شما جز خسارت باقي نخواهد گذاشت. مراقب باشيد كه آنها شما را تحريك نكنند و به هنگام نابود كردن خود به كاشانه و كشورتان لطمه نزنند.
اينجانب به ویژه هتك حرمتي كه از بهشتي مظلوم شده است را به فرزندان آن شهيد و شاگردان و پيروان و دوستداران او و تمامي دلبستگان به انقلاب و اسلام تسليت مي‌گويم و از خداوند آرزومندم ضايعه‌اي كه با اين عمل در قلب مردم ما ايجاد شده است با جاودانه كردن آبروی این خاندان جبران شود.

مير حسين موسوي

 

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 5:59 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

خدایا دراین شبهای عزیز قدر ناله های خانواده زندانیان مظلوم سیاسی را بشنو.

خداوندا به صدای غربت وتنهایی فرزندان راستین انقلاب را از گوشه زندانها که نام تو را زمزمه میکنند پاسخ ده.

الهی با گوشه چشمت دلهای عزیزان دربند مارا درخلوت سلولهای انفرادی جلا بده ونورامید را دردلهای ایشان همچنان درخشان نگهدار.

فرزندان پاک وبیگناه ملت ایران را ازدست ظالمانی که آنان را به ناجوانمردی دربند کرده اند رهایی ده.

بارالها :ایمان داریم که دراین شبهای قدر اشکها وناله های بیشماری ازسوی چشمهاو زبانها ی  پاک مومنین دربند سلولهای اوین بسوی تو بلند است.راه رهایی آنان وبازگشت بسوی خانواده هایشان را خودت هموارکن ودلهای خانواده وفرزندان ایشان وما ملت بی پناه ایران را با خلاصی آنان از چنگ ظلم وبی عدالتی هرچه زودتر شاد فرما.

به لطف ورحمت بی کرانت یا ارحم الراحمین

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 8:50 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آقای باهنر گفت: «به هر حال همه چيز به خير گذشت و پيام رهبری بود که نقش مهمی در اين زمينه ايفا کرد. در زمان شمارش آرا فضا را اين طور می‌شد ديد که اگر توصيه رهبری نبود احتمال داشت که ۸ الی ۹ نفر از وزرا رأی نياورند و اين آغاز خوبی برای دولت نبود».

نايب رئيس مجلس در ادامه آنچه «تيزبينی» رهبری خواند را باعث ايجاد تغيير در تحليل نمايندگان دانست، تغييری که اگر صورت نمی‌گرفت تعداد وزرای رد صلاحيت شده به مراتب بيشتر از سه نفر می‌شد.

رهبری عالیقدر که پس از انتخابات رسما"جایگاه رفیع خود را با یک عضو جناح اصولگرا عوض کرده انددرادامه حمایتهای معنوی خود از احمدی نژاد ناچارند تا درجزء جزء امورات مربوط به محمود دخالت نموده ودرهرگذرگاهی که بیم سقوط احمدی نژاد ودولتش میرود به یاریش بشتابندوبا اقدامی که غالب اصولگرایان آنرابه تیزبینی ایشان تعبیر میکنند مانع آبروریزی دولت دهم شوند. .

توصیه علنی و مستقیم به نمایندگان کاملا"خودی برای دادن رأی بالا به وزرای پیشنهادی هم یکی دیگر از تیز بینی های معظم له بود تا ثابت شودکه رئیس جمهور 25 میلیونی برای ادامه حیات خود نه به پشتوانه مردمی و رأی 25میلیون ایرانی بلکه به دستور بیت رهبری نیاز دارد.

راهی که رهبر معظم انقلاب درحمایت از دولت گشودند را پایانی نخواهد بود وبلاشک ایشان مجبورند تا آخر این چهارسال پابه پای دولت دهم با اوهمراهی کنند وخطرات احتمالی این حمایت بی اندازه را نیز برجایگاه وشأن رفیع رهبری  تحمل نمایند.

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 14:28 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

رئیس جمهور عزیز ومردمی که علاقه خاصی به هلو ومیوه های مشابه دارند درنطق جهانی خود که درمجلس شورای اسلامی ودردفاع از کابینه دهم ایراد کردند باردیگر از وجود حلقات مشورتی متعدد درکنار رئیس جمهور خبردادند.تا خیال همه مدیران ودلسوزان جمهوری اسلامی از آینده کشور راحت باشد.

پیرو این توضیحات بسیار مهم و باارزش ، بارقه های پرنوری از امید به تصمیمات آینده دولت دهم ، کشورمان را هرچه بیشتر نورباران کرد. محمود شیطون  قصه ما که علاقه مندی خاصی به ماندن درهمان دوران بچگی وخردسالی دارد امروز که برای دومین بار به ریاست جمهوری رسیده است در بین جمعی از کودکان خردسال ونوجوان حاضر درمجلس شورای اسلامی راز موفقیتهای جهانی خودش را درطی چهارسال گذشته افشا نمود وگروهی از نخبگانیکه حلقه اصلی مشورت با اورا تشکیل میدهندچنین معرفی کرد:

«من با كودك پنج ساله هم كه نامه نوشته بود گفت ‌و گو كردم. با دانش‌آموز سال سوم دبستان كه از ديد خود ۱۰ طرح براى آلودگى، ترافيك و مسكن داده بود ۲۰ دقيقه حرف زدم.»

 

با افشای این راز کارشناسان ومهندسین مسکن وشهرسازی ودیگر نهادهای وابسته بالاخره پی بردند که عامل خانه دار شدن همه مردم ایران درطول چهار سال گذشته کدام حلقه مشورتی رئیس جمهور بوده واساسا"طراح وایده پرداز اصلی مسکن مهرووامهای زود بازده ودیگر اقدامات جهانی دولت نهم همین دوستان مهد کودکی رئیس جمهور فکورواهل مشورت مابوده است کودکانی که بنظر میرسد الگوی علمی خود را درمشاوره از کارتونهای معروف  "پروفسور بالتازار" و همچنین "ماجراهای تحقیقاتی تنسی تاکسیدو وچاملی با همراهی آقای ووپی"آموخته باشند.

لازم به تذکر نیست که  این کودکان باهوش که بخشی ازمسئولیت خطیر گردش نخبگان را دردولت نهم وایضا"دهم برعهده داشته ودارندوگره های کور مدیریتی را درکشور مان بازکرده و میکنندآمادگی کامل خودرا برای ادامه نقش آفرینی دردولت دوم محمودی اعلام نموده اند. از هم اکنون منتظر کارهای جدیدمشاوران خردسال رئیس جمهور غیورمیمانیم.

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 12:44 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

منصور ارضی، مداح مشهورفرمودند: هر سحر موسوی و کروبی لعنت‌الله علیهما را لعنت کنید Print This Page!!!

 

به گزارش رسیده منصور ارضی دوشنبه شب در مراسم ویژه سنواتی ماه رمضان در مسجد ارگ گفت:هر سحر موسوی و کروبی لعنت‌الله علیهما را لعنت کنید.

وی با تاکید بر اینکه فتنه هنوز نخوابیده، افزود: سحرها بگویید یا منتقم. و این دو منافق( کروبی و موسوی ) را نفرین کنید تا زودتر دستگیرشان کنند.

ارضی در بخش دیگری از اظهارات خود گفت:

ما توی این مسجد 14هزار امن‌یجیب خواندیم تا شاه سقوط کرد.

فکر کنم با توجه به این تجربه موفق منصور ارضی ودوستانش در امور براندازی ، مشخص شد که برای ساقط کردن هر رژیم خودکامه ای لازم است تا مبارزان ومخالفان حداقل ۱۴ هزار "امن یجیب "نذر کنندوبخوانند.

یادتون باشه دعا رابلند نخوانید که با توجه به موثر بودن قطعی آن احتمال دستگیری شما واتهام مشارکت درانقلاب مخملی خیلی زیاده.اگه بعد از شبهای احیاشمارو بردن دادگاه  صلواتی ورفقا شاکی نشید که نگفتی !!؟؟؟

 

عکس بالا گروهی از سران مشارکت را نشون میده که ژس از شکست کودتای مخملی ورنگی ونرم درحین خواندن  دعای براندازانه "امن یجیب "دستگیر شده اند.گفته میشود تعداد دعاهای خوانده شده توسط این گروه برانداز به عدد ده هزار رسیده بودکه سربازان گمنام امام زمان ریختند وقبل از رسیدن دعای براندازی به عدد مورد نظر ۱۴هزار کتاب دعا ی براندازی رو ازشون گرفتند تا به اهداف پلیدمشارکتی دست پیدا نکنند.به همین دلیل این افراد هفتادروزه که درانفرادی نگهداری میشن چون احتمال داده شده که تجمع آنها باعث از سر گرفتن برنامه دعاوذکر براندازی بشه واسلام ونظام آسیب ببینه.

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 10:55 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

نوشته ای از وبلاگ دوست عزیزم محمد رضا یزدان پناه که بتازگی آزاد شده وبیدادگاهش درراه است.

آخرین اعتراف

شرح مباحثه ام با دوستی موتلفه ای

این روزها بدترین روزهای عمر من است. از یک سو منتظر نشسته ام تا زمان بیدادگاهم فرا برسد و بی نهایت بدتر از آن، اخبار و گزارش هایی است که هر روز از وخامت حال بهترین دوستانم و صمیمی ترین همكارانم در بند دژخیمان خبر می دهند.

در این وانفسا اما رفتار و گفتار حامیان جنایت های دو ماه اخیر برایم بسیار جالب توجه است! اگر بگذریم از بی وجدانانی مانند این که از قضا ایران و مردم ایران این روزها در چنگال ایشان اسیرند (جماعتی که تجاوز جنسی به زنان و دختران مسلمان ایرانی را هم به حکم ولی فقیه واجب و حتی عبادت می دانند)، واکنش برخی حامیان منصف تر این جنایات به این اتفاقات برایم بسیار جالب توجه تر است

یکی از این اشخاص، از اعضای جوان حزب موتلفه است که پیش از این هم به درخواست من برای روزنامه هایی مانند کارگزاران نوشته بود و هم رسانه های به قول خودش اصولگرا و به قول ما اقتدارگرا (و البته با تعریف جدید آدمکش گرا) را از مطالب خود مستفیض گردانده بود و کماکان می گرداند.

این دوست که احتمالا بر خلاف بی وجدانان حاکم هنوز به حجت شرعی برای توجیه جنایات دو ماه اخیر نرسیده، در پاسخ به خوانندگان وبلاگش که نظر او را درباره شکنجه ها و تجاوزهای صورت گرفته از جانب ماموران حکومت جور اسلامی (به جای جمهوری اسلامی) بر سر فرزندان این مملکت خواسته بودند، خواستار ارایه تنها یک مصداق حقیقی در این خصوص شده بود.

لذا از آنجا که این پاسخ ایشان را به منزله آن دانستم که در صورت ارایه مصداق حقیقی این جنایت ها، این دوست ما به وقوع آنها در ذیل منویات حکومت به اصطلاح عدل علوی اذعان خواهد کرد و از آنجا که به علت سابقه آشنایی قبلی، او را از استثنائات موجود در میان اقتدارگرایان می دانستم که تا حدود زیادی به الزامات گفتگو پایبند است، این نظر را در وبلاگ او گذاشتم:

برادر گرامي سلام.

بدون اينكه قصد جوابگويي به هيچكدام از مطالب طرح شده در نوشته ات را داشته باشم و تنها به جهت انكه از مدعيان خواستار ارائه مصداق واقعي شده اي, امادگي خودم را براي ارائه حداقل 20 مصداق حقيقي از قربانيان شكنجه هاي وحشيانه و غيرقابل توضيح مكتوب ماموران حكومت به اصطلاح عدل علوي اعلام ميكنم.

به همين منظور رسما از شما دعوت ميكنم تا در هر زماني كه شما تعيين كنيد, به نزد اين مصاديق (از جمله خود اينجانب) مراجعه كرده تا با جشمان خود تنها (تنها) گوشه اي از اعمالي كه اين روزها سخت به وادي دفاع از انها افتاده اي و بلايايي كه بر سر اين مصاديق و خانواده هاي انها امده مشاهده كنيد.

تنها شرطي هم كه در اين راه دارم اين است كه به شرافتت قسم بخوري كه هرانچه ديدي و دانستي را صادقانه و بدون كم و كاست در وبلاگت منتشر كني.

اين گوي و اين ميدان...

اما با گذشت چند روز تنها پاسخی که از او دریافت کردم این دو متن کوتاه بود که اولی را به جای انتشار نظر من در وبلاگش نوشت و دومی را به صورت خصوصی به وبلاگم فرستاد:

۱) نظری با نام محمدرضا یزدانپناه برایم آمده است. برای وبلاگش پیام گذاشتم و بی نتیجه بود. زنگ هم زدم بر نداشت. امیدوارم اگر واقعا خودش نظر داده است، حداقل برای پیگیری نظرش اگر مراجعه کرد این را ببیند و با من تماس بگیرد

۲) نظرت تمرکز ذهنیم را بهم زد. بعید می دانم یک دوست بخواهد دوستش را فریب بدهد. تماس گرفتم موبایلت خاموش بود. منتظر تماس هستم

همانطور که مشاهده می کنید، ایشان درحالیکه هنوز برای اطلاع از صحت و سقم ادعای من هیچ اقدامی نکرده، پیشاپیش بنده را به فریبکاری (البته در لفافه) متهم کرده است به همین علت در نظر خصوصی که برایش نوشتم خواستار آن شدم که به جهت اهمیت موضوع و لزوم اطلاع دیگران از سرنوشت آن، این مباحثه به صورت وبلاگی (و نه تلفنی) ادامه داشته باشد.

لذا به علت آنکه با گذشت چند روز از اعلام آمادگی بنده برای ارائه حضوری حداقل ۲۰ مصداق از مصادیق شکنجه ها و تجاوزهای وحشیانه رخ داده در سیاهچاله های نظام به این دوست موتلفه ای و عدم دریافت پاسخ مشخص از ایشان، تصمیم گرفتم این مباحثه را هم برای ثبت در تاریخ و هم برای آگاهی دوستان دیگر در وبلاگ منتشر کنم.

ناامیدانه امیدوارم دوستانی که هنور آن حدی از آزادگی را دارند که بر خلاف دیوسیرتان حاکم، به دفاع از تمام جنایت های ایام اخیر نپردازند، به بصیرت حقیقی دست یابند.

پ.ن مهم: این مطلب به احتمال زیاد آخرین مطلب من پیش از برگزاری دادگاه است. لذا فرصت را مغتنم می شمارم و صراحتا اعلام می کنم آنچه در روزهای آتی از قول بنده منتشر شود و در تضاد با گفتار و کردار سابقم باشد، نظرات حقیقی من نیست، اعتباری ندارد و بدانها مؤمن نیستم.

و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 14:4 | لینک  |