تبليغاتX
روز از نو
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم ... نبود برسر آتش میسرم که نجوشم
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

روز 

 کمتر از چهل وهشت ساعت پس از آنکه آیت الله خامنه ای در سخنانی به طور غیر مستقیم به هاشمی هشدار داد که "نخبگان درصورت عدم موفقیت در امتحان عظیم ... سقوط خواهند کرد"، سایت هاشمی رفسنجانی با انتشار مطلبی که در آن از قول وی تصریح شده که "برای ما ترس معنایی ندارد"، پاسخی ضمنی به اظهارات رهبر داد.
پس لرزه های سخنان هاشمی در نماز جمعه
آيت لله خامنه ایروز دوشنبه  در سخنانش در جمع مسوولان مملکتی به مناسبت عید مبعث گفته بود: نخبگان مراقب باشند، زيرا در امتحان عظيمی قرار گرفته اند و موفق نشدن در اين امتحان، تنها مردود شدن نيست بلکه موجب سقوط آنان خواهد شد.

هاشمی رفسنجانی که طی هفته های پس از انتخابات حضورکمی درمحافل عمومی داشت وچشم های بسیاری منتظر واکنش وی به وقایع بعد از انتخابات بودند، با اظهارات خود در نماز جمعه هفته پیش تهران خشم بسیاری از محافظه کاران را برانگیخت. هاشمی در سخنرانی خود از نحوه برگزاری انتخابات انتقاد کرد، خواستار آزادی دستگیر شدگان پس از انتخابات شد و از لزوم بازگشت اعتماد سلب شده مردم سخن گفت

 آیت الله خامنه ای به دنبال سخنان وی مسوولان را در قبال سخنانی که بیان می کنند و حتی سخنانی که بیان نمی کنند-  و به زعم وی باید مطرح کنند-  مسوول دانست. آیت الله خامنه ای در سخنرانی دوشنبه درجمع مسوولین پرده های تعارف را به کناری زد و با متهم کردن دشمن به آنچه در پی انتخابات رخ داد گفت که هر کسی که به ایجاد ناامنی در جامعه اقدام کند از نظر مردم منفور است.

اما وبسایت آیت الله هاشمی رفسنجانی، بلافاصله بعد از سخنرانی آیت الله خامنه ای مطلبی را روی سایت خود گذاشت که بسیاری از محافل خبری از آن به عنوان جواب هاشمی به رهبر یاد کردند.

 ترس برای ما معنایی ندارد

این سایت در بخش ۱۹ بازخوانی ۵۰ سال خاطرات هاشمی در سال ۱۳۴۸ به نقل از وی نوشته است که واژه ترس برای وی معنایی ندارد: برای هر نسل امتحانی در راه است، مسائل مرتبط با اجتماع و مردم مهم ترین "آزمونهاست".

در سایت هاشمی همچنین نوشته شده: 40 سال قبل است، غروب هفتم اسفند ماه مسجد هدایت حال و هوایی خاص دارد، فضای تنگ و خفقان آور رژیم ستم شاهی و حلقه محاصره امنیتی روز افزون  "ساواک" در غیاب  "امام در تبعید"، مسیر حرکت نهضت را با دشواری های فراوانی روبرو نموده است، "شیخ اکبر ۳۵ ساله" که نیک می داند" ساواک "گام به گام حرکات و سخنان او را زیر نظر دارد با گامهایی استوار پای به محراب مسجد هدایت می گذارد نماز را به امامت آیت الله طالقانی اقامه می کند و پای بر منبر می گذارد و نگاهی گذرا به صفوف شنوندگان می اندازد، روحانی جوان با دیدن چهره هائی نظیر مهدی بازرگان، محمد علی رجائی، یدالله سحابی، عباس شیبانی و... در میان جمعیت، اندیشه ای کوتاه در کلام خویش می کند و دل به یاد امام و مرادش می سپارد و می گوید:" از هیچ چیز در دنیا نباید ترسید، هر گاه مسئله امتحانی در پیش آید داشتن نیت خوب و ادعاهای پوچ و خالی قابل قبول نیست، برای هر نسل یک نوع امتحان پیش می آید ولی چه امتحانی بالاتر از آن که در مسائل اجتماع و مرتبط با مردم از زن و فرزند و پول به خاطر علاقه به خدا در گذریم، فداکاری قلبی سودی ندارد، قدری شجاع باشید"! سردی زمستان ۱۳۴۸ شاهد برق نگاه روحانی جوان در زمان گفتن این جملات بود در حالیکه" شیخ اکبر "کاملاً آگاه بود که تا ساعتی دیگر" ساواک "نیز از آن مطلع می شد، این صلابت کلام حکایت از آن می کرد که" هاشمی جوان" درس "عبور از ترس" را در قبال "احقاق حقوق مردم" به نیکی از خمینی کبیر آموخته بود. "

وب سایت های خبری وروزنامه های جناح راست هنوز به این مطلب واکنشی نشان نداده اند

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 10:5 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 جناب آقای شیخ محمد یزدی!  در گفتگو با خبرگزاری فارس از شما سخنانی نقل شده است که اصلا نه در شان و اندازه شماست، نه به شما مربوط است. نه سوابق و لواحق شما اقتضا می کند در جایگاهی بنشینید که این سخنان را بگوئید، نه خودتان رطب ناخورده ای هستید که منع رطب می کنید. نه نماینده دولتید که اگر اطرافیان هاشمی رفسنجانی از سوی "رئیس دولت قبلی" متهم به دزدی مثلا صد میلیارد شد، شما از طرف همان رئیس جمهور و دوستانش متهم به دزدی ششصد میلیارد تومان هستید

 گفته اید که " در حكومت اسلامي مشروعيت و مقبوليت با يكديگر متفاوت است و همراهي مردم، براي حكومت مشروعيت ايجاد نمي‌كند." و افزوده اید: " مشروعيت حاكميت در اسلام از طرف خداوند است و مقبوليت حاكميت با همراهي مردم است." جناب یزدی! اگر منظورتان از حکومت، حکومت اسلامی است، ظاهرا آدرس را اشتباه آمده اید، اینجا جمهوری اسلامی است و به گفته بنیانگذارش " میزان رای ملت است" نماینده وقتی انتخاب می شود که مردم به او رای بدهند و رئیس جمهور وقتی قانونی است که مردم مستقیما انتخابش کنند. حتی خود جمهوری اسلامی هم وقتی مشروعیت دارد که مردم به آن رای بدهند، وگرنه قطعا شخص آیت الله خمینی ضرورتی نمی دید که رفراندوم برگزار کند، خودش احمد و حسن و حسین و اکبر و تقی را جمع می کرد، پلم پولوم پیلیم می کردند، بالاخره یک حکومتی تشکیل می شد. خود آیت الله خمینی هم وقتی رهبر شد که مردم گفتند " رهبر ما خمینی یه" وگرنه خداوند که نمی توانست ایشان را بردارد و بنشاند در جماران و بگویند ایناهاش، این رهبر شماست! اساسا مهم ترین شکل انتخاب رهبر در ایران یا هر جای دیگری انتخاب طبیعی رهبر است. مثلا فکر می کنید اگر ملت ایران همه جمع شوند و یک سال صبح تا شب داد بزنند که "رهبر ما خاتمی یه، یا رهبر ما هاشمی یه" مثلا شما چه غلطی می خواهید بکنید؟ فرضا صد تا یا دویست تا یا هزار تا( به اندازه وسع تان) آدم می کشید، بعد هم فرار می کنید می روید جزایر برمودا و از شرتان راحت می شود این ملت. این حکومتی که شما تعریفش را می کنید که مشروعیتش را خدا می دهد، هنوز ایجاد نشده، اگر آقای مصباح یزدی به شما گفته قرار است دو سال دیگر حکومت اسلامی ایجاد کنیم، شما عجله نکنید، فعلا خلبان حالش خوب نیست همه کار می تواند بکند جز این که ترتیب آن خانم را بدهد.

جناب آقای یزدی!

از هاشمی رفسنجانی پرسیدید شما چکاره اید که دستور آزادی زندانیان را می دهید؟ و در سخنان تان آورده اید که " هاشمي‌رفسنجاني در نماز جمعه پيشنهاد مي‌كند كه بازداشت‌شدگان حوادث انتخابات آزاد شوند، ايشان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام هستند و بايد به مسائل در حيطه كارشان بپردازند، كار آزاد يا بازداشت‌كردن دستگيرشدگان بر عهده دستگاه قضايي است." و افزوده اید: " من به عنوان يك فرد از آقاي هاشمي رفسنجاني مي‌پرسم كه شما چه كاره هستيد كه مي‌گوييد دستگيرشدگان انتخابات بايد آزاد شوند، اگر خيرخواه مردم و نظام هستيد، بايد توجه كنيد كه در بررسي‌ پرونده اين افراد بايد دقت بيشتري شود." آقای یزدی! من برایتان توضیح می دهم که هاشمی رفسنجانی چکاره مملکت است. ایشان رئیس شما هستند. در مجلس خبرگان که حق تعیین رهبر را دارد، ایشان بر اساس انتخابات خبرگان رئیس آن مجلس است و شما معاون ایشان هستید. در شورای تشخیص مصلحت نظام هم که شما یکی از اعضای ناچیز آن هستید، ایشان از همان روز ازل رئیس مجمع بوده است. حالا شما بفرمائید چکاره اید؟ اگر به آقای هاشمی ربطی ندارد که چون رئیس مجمع و بطریق اولی هماهنگ کننده قوه قضائیه و مجریه است، یک ربط کوچکی دارد که بگوید زندانیان را آزاد کنید، به شما به عنوان عضو شورای نگهبان که هیچ ربطی ندارد که بگوئید که زندانیان را مجازات کنند. آقای یزدی! شما عقل تان نمی رسد که مصلحت تان را تشخیص بدهید، این پیرمرد وقتی می گوید دستور آزادی را که نمی دهد، مصلحت شما را می گوید. به حرفش گوش کنید. اگر دست به زندانیان سیاسی بزنید یا زودتر آزادشان نکنید، این ملت خانه تان را روی سرتان خراب می کنند. یک خیرخواهی نصیحت تان کرده، چرا اینقدر خاکبازی می کنید، دل به کار بدهید، شما که از جوانی با مسائل قضائی آشنا هستید، بفهمید. آن میم را آن لام برد. این ملت ول بکن نیستند. اگر بموقع و با رافت و انسانی رفتار کنید، ممکن است بتوانید برگردید خانه قم و زندگی تان را بکنید، وگرنه پول لاستیک دنا هم بردنی نیست، سنت مصادره را خودتان بنا گذاشتید، یک ریال پول از این مملکت نمی توانید ببرید، و تازه ببرید، کجای دنیا جا دارید. شاه با آن رابطه نیکویش در جهان در حالی که در اکثر جاهای دنیا یک کاخ داشت، آخر کار با اسم مستعار در آمریکا عمل جراحی کرد. ظلم به مردم عواقب خوبی ندارد. چرا نمی بینید؟ چرا گوش تان صدای مردم را نمی شنود؟

جناب آقای یزدی!

اگر پای قضاوت به میان بیاید، بی تردید شما و پسرتان توسط همین رئیس جمهور و دوست پالیزدارش بیش از تمام خانواده هاشمی فساد مالی کردید. اگر هاشمی لقب سردار سازندگی دارد، شما ده  سال رئیس قوه قضائیه ای بودید که آیت الله شاهرودی یک مجتهد مسلم که همه او را به فضل و کمال می شناسند و ترا نمی شناسند گفت که " ویران خانه ای" را از شما گرفته است. شما که نه کارتان را بلد بودید انجام دهید و جز ویرانی در قوه قضائیه کاری نکردید، نه نقشی در جامعه مدرسین دارید که هر روز از جانب آنان حرف می زنید و شکوه آنان را برمی انگیزید و روحانیت قم از دست دارو دسته شما می خواهد عازم نجف شود. نه کسی در قم قبول تان دارد، نه دنیای تان پاک است و نه کسی صلاحیت سیاسی برایتان قائل است، مردم هم که از شما بیزارند، شما چکاره ای؟ اصلا به شما چه که در کار بزرگان دخالت می کنید؟ یعنی کار مملکت به جایی رسیده که فقط شیخ محمد یزدی صاحب ویرانخانه قضایی مدافع رهبری است. با همین ریش می خواهید بروید تجریش؟ لااقل کسی به هاشمی جواب می داد که یک نقطه مثبت در پرونده اش بود. شما چه می گوئید؟

آقای یزدی!

این کشور آن کشوری نیست که با دستگیری صد نفر و اعدام بیست نفر بشود آن ویرانخانه ای که انتظارش را دارید. نه شما و نه فرزندتان که در جرائم مالی شما شریک اند، نمی توانید برای مدت زیادی روی این وضع حساب کنید. من به عنوان انسانی که عقل دارم به شما نصیحت می کنم، خطبه های نمازجمعه آقای هاشمی را ده بار گوش کنید و صد بار رونویسی کنید و سعی کنید خودتان را از این ویرانخانه ای که ساختید نجات دهید. وقتی که فردا برسد، ممکن است کارها براحتی امروز نباشد. شما باید بفهمید، وقتی هاشمی آن خطبه را می خواند و از این همه عقلای مملکت یکی شان هم علیه او حرف نمی زند و فقط شما حرف می زنی، یعنی اوضاع بیش از این حرف ها خراب است. قاچ زین را بچسبید که سواری پیشکشتان وگرنه ناچار می شوم به همان لقبی صدایتان کنم که در قم پیش از انقلاب صدایتان می کردند و هنوز هم قدیمی ها به همان اسم صدایتان می کنم اما من خوشم نمی آید به ضعف جسمانی کسی اشاره کنم .

ابراهیم نبوی

تیرماه 26

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 12:22 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

نماز جمعه تاریخی 26 تیرماه وحضور میلیونی شهروندان شجاع و همیشه هوشیارتهران دراین مراسم بار دیگر نشان داد که جنبش سبز نه تنها از بین نرفته بلکه درکنارمسئولین رده بالای نظام همچون هاشمی که حرف دل مردم را برزبان میآورد محکم وباتمام وجود ایستاده اند.

اول وآخر این حرکت چه قبل وچه بعد از انتخابات مردم بودند که خالق حماسه ای تاریخی شدند واین خود مردم هستند که به رهبران خود میگویند چه بکنند.

حضور میرحسین رئیس جمهور منتخب مردم ایران ومهدی کروبی شیخ از خود گذشته اصلاحات که مورد تعرض لباس شخصی های معلوم الحال هم قرار گرفت ، بار دیگر بارقه ای از امید را دردل جوانان روشن کرد..

 

مهدی کروبی پس از تعرض گروه لباس شخصیها

رئیس جمهور موسوی دربین مردم

از طرفی سخنان بسیار دقیق وهوشمندانه هاشمی که اصل مطالبات مردم را  شامل میشد درشرایط سخت فشار کودتاچیان بر وی جهت پذیرش نتیجه کودتا ، بقدری جامع وکامل بود که سخنی برای آنها که خود را به کری وکوری میزنندواوضاع کشور را آرام وعادی میخوانند ،  باقی نگذارد. .سخنان ایشان نیاز به بحث وتوضیح من وامثال من ندارد چرا که از لسان مردی گفته شده که بگفته خودش 60 سال است درکنار رهبران بزرگ این نهضت ودرصف اول مبارزه حضور مداوم داشته است. دراین روز تاریخی مردم تاریخ ساز ایران که درنماز شرکت داشتند با شعارهای جدید بیداری  و هشیار ی خودرا درمقابل وزیر شعار نماز جمعه هم نشان دادند, آنجا که وزیر شعار از آنان میخواست تا شعار مرگ بر امریکا وانگلیس سردهند وآنان  در پاسخ به مسئول شعار (وزیر شعار) نماز جمعه شعار میدادند مرگ بر روسیه و چین !!روسیه ای که از اولین تایید کنندگان کودتا علیه مردم بود وچین که امروز دستانش به خون مسلمانان بیگناه آلوده است ودولت ارزشی احمدی نژاد که خودرا حامی مظلومان مینامد تا کنون از کوچکترین اعتراض رسمی به او خود داری کرده است.چرا که چین هم خود یکی از سکوت کنندگان درمقابل کشتار مردم بوده است.
از جمله دیگر شعارهای ناب و بی سابقه ی امروز مردم در نماز جمعه این بود :

ما اهل کوفه نیستیم , حسین تنها بماند ( اشاره به میرحسین )
خونی که در رگ ماست هدیه به ملت ماست
دولت کودتا , استعفا , استعفا
روسیه حیا کن کشورمو رها کن
ايراني مي‌ميرد ؛ ذلت نمي‌پذيرد
ما اهل كوفه نيستيم، پول بگيريم بايستيم
ندای ما نمرده،این دولته که مرده
هاشمي زنده باد، موسوي پاينده باد
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
بسیجی واقعی،همت بود و باکری
حسین حسین شعار ماست موسوی افتخار ماست

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 10:52 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بار دیگر همای سعادت بر سر مشتی خس وخاشاک که بنام گروه کثیری ازمردم ایران شناخته میشوند به پرواز درآمد ودبیر وهمه کاره شورای نگهبان درخطبه های نماز جمعه تهران به این گروه سراپا معصیت وگناه اجازه داد که بمناسبت ایام ماه رجب به توبه وانابه بدرگاه خدا مشغول شوند واز گناهانی که دراین چند روزه پس از انتخابات ریاست جمهوری مرتکب شده اند طلب مغفرت نمایند. ایشان فرمودند که خدا میداند که بعد از این تهمتها ودروغگویی های اصلاح طلبان چه عقوبت سختی درانتظار آنان در سرای قیامت خواهد بود.با اجازه ای که ایشان داده اند توبه راشروع میکنیم :

توبه میکنیم از تهمتهایی که به سران نظام درایام انتخابات ومناظره ها وارد کردیم وهمه شان را خانوادگی دزد وخائن به مردم نامیدیم وهرچه دلمان خواست علیه آنها گفتیم.

خدایا توبه میکنیم از تهمتهایی که به دولت نهم درمورد سلامت انتخابات ریاست جمهوری وارد کردیم . توبه میکنیم از بابت رأی های اضافه ای که بنام میرحسین موسوی با هزار دروغ ونیرنگ وچاپ تعرفه های اضافی به صندوق انداختیم.

توبه میکنیم از میلیونها رأیی که با مشارکت بالای 100 درصددر 170حوزه انتخاباتی توسط ما اصلاح طلبان وارد صندوقهای رأی شد تا بقدرت برسیم.

توبه میکنیم از دروغهایی که درارائه آمار وارقام خدمات خود به مردم گفتیم تا آنان را فریب دهیم .

توبه میکنیم از پولهایی که درچند روز مانده به انتخابات بین مردم  بعناوین مختلف سهام عدالت وهدیه رئیس جمهور ونامهای دیگر تقسیم کردیم تا رأی آنها رابرای خودمان بخریم.

توبه میکنیم از روزی که پس از انتخابات باشکوه 22خرداد به خیابانها آمدیم وسرهایمان را برباتومهای نیروهای امنیتی وبسیج مستضعفین فرود آوردیم.

توبه میکنیم از اینکه گلوله های اسلام را از لوله اسلحه بسیجیان مخلص خدا بسمت خود خارج کردیم تا با به هدر دادن جان خود زرادخانه مهمات جمهوری اسلامی را با کمبود گلوله مواجه کنیم وفرصت نفوذ دشمنان را به انها بدهیم.

توبه میکنیم از اینکه خودمان را زیر مشت ولگد سربازان گمنام امام زمان قراردادیم تا از این طریق مظلوم نمایی کنیم.

توبه میکنیم که دختری ضد انقلاب را با خود به خیابان آوردیم وبا اسلحه ای که درخانه هیچ سرباز امام زمانی کالیبرش موجود نیست  او را کشتیم تا از تصاویر آن بنفع خودمان سوءاستفاده نماییم.

توبه میکنیم از اینکه با وجود صدور مجوزهای مکرر ازوزرات کشور برای راهپیمایی اعتراضی مان ، بازهم به خیابانها آمدیم وجهت مظلوم نمایی چند تا از خودیها را با سلاحهای سرد وگرم خود سلاخی کردیم تا نیروی انتظامی وبسیج خدمتگزار را بدنام کنیم.

توبه میکنیم که شبها فریاد الله اکبر را که درانحصار گروه مقابل ما بوده است از آنان دزدیدیم وبرپشت بامهایمان فریاد کردیم حال انکه خدا مال ما نبود واز اول هم به گروههای اصولگرا تعلق داشت..

توبه میکنیم که دراین سالی که باید الگوی مصرف را رعایت میکردیم خودمان رابزور به زندانهای اسلامی وارد کردیم وهزینه خورد وخوراک وپوشاک ولباس وکفش ورزشی واردوهای تفریحی زیارتی وارشادات کیهانی را بر گرده حکومت اسلامی گذاردیم.

توبه میکنیم که با حضور خود درخیابان وحرکت مسالمت آمیز میلیونی خیابانها را بستیم وباعث شدیم کودتای مخملی بشویم.

توبه میکنیم که خواب راحت را از چشمان فقهای عادل وزاهد شورای نگهبان که پس از برگزار ی عادلانه انتخابات نیاز به استراحت داشتند ربودیم وآنان را از عبادت وراز ونیازهای نیمه شب اول ماه رجب محروم کردیم.

توبه میکنیم ......توبه ..توبه ..توبه........

خدایا با اینهمه گناهی که ما کرده ایم آیا بازهم توما را می بخشی؟

خداوندا آیا دردرگاه تو برای خس وخاشاک وکثافاتی بنام مردم ایران هم جایی هست؟

خدایا دراین شبهای عزیز ماه رجب آیا صدای شکوائیه های مادران داغدیده وهمسران وفرزندان دل نگران زندانیان به تو میرسد؟

 آیا جناب جنتی درمیانه راه آسمانت صدای ضجه ها وناله های خانواده های اسیران دربند سربازان امام زمان را رد صلاحیت نمیکند؟خدایا آیا برای گریستن ومویه کردن بر خونهای شهیدانی که دراین روزها بسوی تو شتافتند هم باید از شورای نگهبان جنتی مجوز بگیریم؟

بارالها ؛ جنتی بنام  "آیت الله" بمعنای "نشانه خدا" خوانده میشود عدالت اورا دیدیم ولمس کردیم . اگر جنتی نشانه ای از آیات توست آیا براستی عدالت تو هم همینگونه خواهد بود؟

او مارا دردنیا به عذاب اوین میهمان کرده وبرای فردایمان هم از هم اکنون عذاب تلخ تری را وعده میدهد.نکند راستی کلیدهای بهشت وجهنم را به دست اوسپرده ای؟ اگر اینطور است دراین شب وروزهای عزیز ماه رجب نوری هم به دل ما سیاه دلان بتابان تا جلوه ای از بهشتی که جنتی وامثال او کلید دار آن هستندروح وجان مارا بنوازد وراهنمای راهمان شود.

یا ارحم الراحمین

 

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 0:10 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بسم الله الرحمن الرحيم

هموطنان عزيز: همان‌گونه که انتظار می‌رفت شورای نگهبان، پس از نمايش‌هايی که توجه هيچ‌کس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلب‌ها و تخلف‌های صورت گرفته، سرانجام نتايج دهمين دورة انتخابات رياست جمهوری را تاييد کرد. جشنواره‌ای که تجديد حيات ملت ما را مژده می‌داد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترين صحنه‌ها به پايان رسيد؛ با حمله به خوابگاه دانشجويان، با خون‌های ريخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سيمای از انظار جامعه افتاده، قلم‌های شکسته، روزنامه‌های بسته، با فضای امنيتی کودتاگونه و بی‌اعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتايج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو می‌نشيند و دست‌اندرکاران اين ماجرا با صورت‌حساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو می‌شوند. آيا آنان از تحميل آنچه روی داد سود بردند؟

از اين پس ما دولتی خواهيم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترين شرايط به سر می‌برد و اکثريتی از جامعه، که اينجانب نيز يکی از آنان هستم، مشروعيت سياسی آن را نمی‌پذيرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعيف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بی‌تدبيری، قانون‌گريزی، عدم شفافيت، تخريب ساختارهای تصميم‌گيری و تدوام سياست‌های ويرانگر اقتصادی نداريم، و بيم آن می‌رود که بر اثر ضعف‌های بی‌شمار ذاتی و عارضی‌اش در ورطه امتياز دادن به بيگانگان بيفتد. اين چيزی نيست که ما از آن خرسند باشيم، بلکه از آن به شدت واهمه داريم.

خطر در پيش است. نظامی که به مدت سی‌سال به اعتماد مردم متکی بود نمی‌تواند يک شبه قوای امنيتی را جايگزين اين نقطه اتکا کند. اين اعتماد لطمات جدی ديده است؛ اگر انکار اين واقعيت سودی می‌رساند، ما نيز با منکران آن هم‌صدا می‌شديم، از بس که خطر عظيم است. اگر آنچه انکارش می‌کنيم واقعا صحت ندارد، چرا به ديگران اجازه اجتماع نمی‌دهيم تا معلوم شود که چقدر اندکند.

بايد باز گرديم، هنوز دير نشده است. هنوز می‌توان اطمينان آسيب ديدة مردم را بازسازی کرد؛ امنيت نظام ما در گرو چنين کاری است. فرزندان انقلاب را از زندان‌ها آزاد کنيد. حبس آنان جز تغذيه غريزه فرافکنی در وجود خود شما فايده‌ای ندارد. مردم چگونه می‌توانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند می‌کند؟ چيره کردن فضای امنيتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمی‌گذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی يک جامعه سالمند؛ برای ترميم اعتماد مردم اين مجاری را مسدود نکنيد.

بايد به اسلام باز گرديم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمی‌تابد و تا قيام قيامت برای معضلات جديد بشريت پاسخ‌های بکر و نو دارد. به اسلامی باز گرديم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.

به صداقت بازگرديم. چگونه از مردم می‌خواهيم ايمان‌های مذهبی‌شان را سرمايه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته می‌شود؟

به خرد بازگرديم. کشوری به عظمت ايران را، با آرمان‌هايی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کينه‌توزی که می‌شناسيم با دور ريختن سی سال تجربه مديريتی و انکار ضرورت برنامه‌ريزی و تصميمات خلق‌الساعه فردی اداره نمی‌‌توان کرد. به قانون بازگرديم؛ به قانون اساسی، اين بزرگترين ميثاق ملت. به قوانينی که خود وضع کرده‌ايم پايبند بمانيم و آنها را اجرا کنيم. بدون اين کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.

مردم به حکومتی اعتماد می‌کنند که آنان را محرم بداند. چرا بايد مهم‌ترين مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافيت اطلاعات اولين قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمی‌شوند.به مردم بازگرديم. چرا هر گره سهلی را با دندان‌های امنيتی باز می‌کنيم؟ چرا به کوچکترين بهانه،‌ هرکسی را از دايره خود‌ی‌های‌مان دور می‌کنيم؟ اين يکی بيش از اندازه جوان است، آن يکی بيش‌ از اندازه هنرمند است، آن يکی روشنفکر است، اين يکی با ما اختلاف سليقه دارد، آن يکی دانشجوست، اين يکی از کار ما ايراد می‌گيرد، آن يکی به گروه ما تعلق ندارد، اين يکی قدش بلند است، آن يکی خيلی شيک‌پوش است. آن‌قدر از دور خود می‌رانيم تا اين که تنها می‌مانيم. اين شيوه انقلاب اسلامی نيست، و شيوه اسلامی نيست که آغوشش را به روی همه باز می‌کند و به صرف شهادت زبانی، انسان‌ها را در دايرۀ خود می‌آورد.چرا بايد پس از يک انتخابات سرنوشت‌ساز در معرض چنين خطراتی باشيم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصيل بزرگترين دستاوردها بود؟

مردم!

ما راهی دور و در نگاه نخست غيرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بوديم. ما با هم اين فاصله را آمديم؛ از فضايی که به گرد دروغ و ترديد و به غبار رميدن‌های گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بين‌نسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه نا‌اميدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز به روز بيشتر می‌شد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جريانی طولانی از يک تجديد حيات ملی تبديل کنيم؛ فضايی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصه‌ای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمی‌بست می‌توانستند با يکديگر به بحث درباره آينده بنشينند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعده‌اش را داده بود تجربه کنند. فضايی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غيرخودی با انقلاب و نظام اسلامی نبيند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم ديگر و پير و جوان و ميانسال و هر قشر ديگر و هر صنف ديگر و هر سليقۀ ديگر که تا چند ماه پيش خود را بيگانة با سرنوشت کشور می‌ديد همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خويشتن را از نو در دايره صاحبان انقلاب بيابد.

ما با هم آمديم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنيم و از نفرت‌پراکنی و پرونده‌سازی بيزاری بجوييم. با هم آمديم تا حاکميت عقل و عشق را توامان داشته باشيم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کرديم و در اين رويکرد ميراث تمدنی ايران عزيز و بزرگ را تجديد شده ديديم، تا آنجا که در مساجد شعار ايران، ايران! را با طنينی که هنوز در تکبيرهای شبانۀ شما شنيده می‌شود سر داديم و کسی احساس نکرد که ايران جدای از انقلاب و يا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ايران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجی‌گری جداست. اسلامی که در ورای تمايزات عقيدتی و طبقاتی و قومی و جنسيتی کرامت انسان‌ها را ارج می‌نهد و اصل می‌داند. اسلامی که شوينده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکريم حقوق شهروندی است.

مردم!

عليرغم آنچه روی داد، ما در اين چند ماه آرزوهای بلند و کوشش‌های خالصانۀ خود را نباختيم. ما در اين ميانه مستوره‌ای از تحقق آرمان‌هايمان را يافتيم و ديديم که آنچه به‌ دنبال آنيم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزديکی با حقيقت اسلام و انقلاب و هويت ملی ما دارد. اين دستاوردی است که هيچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمايه‌ای اندوخته‌ايم که پشتوانه و بستر حرکت‌های آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و اين خط سبز جوشيده از فطرت‌های مردم و واقعيت‌های تاريخی کشور و انقلاب همچنان در طول سال‌ها ادامه خواهد يافت تا به مقصد نهايی خود برسد. ما برای حفظ اين دستاورد بزرگ همچنان ايستادگی خواهيم کرد.

تمامی تلاش‌هايی که اين روزها در مخالفت با شما صورت می‌گيرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود نااميد شويد، زيرا تا ما نااميد نشويم اين دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. اميد به آينده رساترين اعتراض ماست. به سابقه ديرينه اين سرزمين نگاه کنيد. در زندگانی ما مردم که از کهن‌ترين تمدن‌ها زاده شده‌ايم، فراز کنونی جزئی از يک تاريخ طولانی است. ما در جاده‌ای به درازای تاريخ همه بشريت قدم می‌زنيم. در اين جاده چه بسيار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چيزی که ملت ما را به خلاف آنان و عليرغم سخت‌ترين رويدادها زنده نگه داشت اميد بود، زيرا آفت اين راهپيمايی هزاران ساله نااميدی است. مردم ما می‌توانستند با بدبينی و نااميدی حوادثی شبيه به آنچه را که در جريان انتخابات گذشته با آن روبرو شديم پيش‌بينی کنند و به صحنه نيايند. آيا آنان اشتباه کردند که به اين پيش‌بينی‌ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح اميدی که هسته درونی هويت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است چنين کردند. به‌ويژه با جوانان می‌گويم که اگر می‌خواهيد ايرانی باقی بمانيد از شعله اميد در سينه‌های خود محافظت کنيد، زيرا اميد بذر هويت ماست؛ بذری که با نخستين باران شروع به روييدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ايرانی باقيمانده است، در هر کجای جهان که بيتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت اين خاک شريک بداند.

اميدی که هويت ما را شکل داده است معطوف به چه چيز است؟ قطعا معطوف به امور غير واقعی و خرافه‌های واهی نيست، و الا نمی‌توانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه اين اميد معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به اين هويت تاريخی کمترين فاصله‌ای با اسلام ندارد، به اين خاطر است. ما آمده بوديم اين علاقه را احيا کنيم. از اين هويت خود فاصله نگيريم. شما وظيفه خويش را به درستی انجام داده‌ايد و غير ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نيت‌های پاک ادای وظيفه می‌کنند تنها بگذارد.

اميد به صرف گفتن و شنيدن شکل نمی‌گيرد و تنها زمانی در ما تحکيم می‌شود که دستانمان در جهت آرزوهايی که داشتيم در کار باشد. دستانمان را به سوی يکديگر دراز کنيم و خانه‌هايمان را قبله قرار دهيم. واجعلوا بيوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگرديد و اين بار هر شهروند محوری باشد برای يک فعاليت مفيد سياسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشويق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.

مسئوليت تاريخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهيم و از تلاش برای استيفای حقوق مردم دست بر نداريم. مسئوليت دينی ماست که نگذاريم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمی‌پسندد استحاله بيابد. مسئوليت انقلابی ماست که اجازه ندهيم حاصل خون صدها هزار شهيد به يک دولت امنيتی تنزل پيدا کند و مستهلک شود. ليکن برای آن که اين اعتراض به نتيجه‌ای دلخواه برسد بايد چند اصل مهم را رعايت کنيم:

- نظام و انقلاب اسلامی ميراث و ميوه مبارزات تاريخی دويست‌ ساله شما با استبداد و عقب‌ماندگی است. جمهوری اسلامی نظامی‌است که اگر بر اساس عهد نخستين و نسخه‌ اصيلش به اجرا درآيد تمامی خواسته‌های ما را در بر می‌گيرد. مبادا کسی فريب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اينجانب قويا با چنين وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفيت‌های ارزشمند تحقق نايافته‌ای است که بايد با فعاليت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و انديشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبه‌ای ملی درآيد.

به ياد آوريم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دليل عدم انعطاف در قبال خواسته‌های به حقش، که از زبان امام راحل بيان می‌شد، مجبور به ساختارشکنی گرديد. به همه نهادهای تصميم‌گير در نظام توصيه می‌کنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زيرا که بسته شدن اين راه، تهديد ساختارشکنی را به عنوان تنها بديل مطرح خواهد کرد، و اين بديلی است که همة ما هزينه سنگين آن را می‌دانيم و قاطعانه با آن مخالفيم. همچنين تاکيد می‌کنم که تعلل در محقق ساختن آرمان‌هايی چون قانون‌گرايی، عدالت، آزادی و حاکميت مردم بر سرنوشت خود، و به ويژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعيت‌سوز است.

- اسلام آن پوستين وارونه‌ای نيست که برخی مخالفان شما پوشيده‌اند. شيوه آنها اين است که هر چيز مقدس و مبارکی را به نفع سليقه خود مصادره کنند، تا جايی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم می‌ستانند. اسلام راستين نسبتی با ظاهرسازی‌ها و کج‌انديشی‌های آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائی‌بخش است که اگر به حقيقت و نورانيت آن برسيم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.

- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، يک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنيم و بيگانگان را در آن دخالت دهيم به زودی پشيمان خواهيم شد.

- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هيچ‌کس نبايد صدمه ببيند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهيم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد انديشيده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.

- ما در برهه‌ای و گريوه‌ای از تاريخ کشور خود قرار داريم که راه‌حل بسياری از مشکلات‌ ما قانون است. درست است! قانون هميشه بی‌عيب نيست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پيمانی که انسان‌ها با هم می‌بندند رعايت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نيز به آن پايبند باشد. درست است! مخالف شما قانون‌ اساسی را زير پا می‌گذارد، به خلاف نص اين ميثاق ملی شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم می‌کند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچه‌ای سبز به دستتان ببنديد به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانين بی‌شمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنيت است شما را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد. درست است! متقلبان و دروغگويان تنها به نيت تحميل منوياتشان در پشت نام قانون سنگر گرفته‌اند. ليکن تلاشی که ما وارد آن شده‌ايم يک مشاجره و تلافی‌جويی نيست. ما را عصبانيت يا جاه‌طلبی يا خودپسندی برنيانگيخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامين بهروزی کشور است. برای رسيدن به چنين هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاريم، زيرا می‌دانيم که در فردای نزديک، زمانی که کوشش‌مان به ثمر می‌رسد، نخستين اصلی که بايد آن را نهادينه کنيم پايبندی به قانون است. اين شالوده‌ای است که امروز صبورانه می‌ريزيم تا بر رويش بنای رفيع فردايمان را استوار کنيم.

- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت می‌کنم. پيروزی ما در گرو معاضدت و پيوند با يکديگر است، و در اين يکديگر تمايزی ميان ما و مردمی که به ديگران رای داده‌اند نيست. حتی آنانی که اينک رو در روی ما به خشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شريکند، زيرا ما به دنبال آينده‌ای هستيم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خيابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زيباتر از امروز زندگی کند. رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌ايم يک معنايش هم اين است؛ رنگ سبزی که ما را به اهل‌بيت نور، اهل بيت راستی، اهل‌بيت خرد، اهل بيت کرامت و فضيلت پيوند می‌دهد.

شايد بگوييد که با اين همه قيد و بند ديگر فرجه‌ای برای بيان اعتراض باقی نمانده است. اين گمان خامی است که مخالفان سطحی‌انديش و افراطی شما در سر دارند. الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا. کسانی که در راه خدا می‌کوشند خداوند آنان را به راه‌های خود هدايت می‌کند. به عنوان نمونه‌هايی از اين هدايت به ياد آوريد که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بی‌کرانة‌تان مستولی می‌کرد و يا در خلال آنها ظرفيت‌های ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون می‌شد. همان خلاقيت همچنان قادر است که با توجه به تمامی اين اصول راه‌کارهايی بکر و موثر پيش‌پای ما قرار دهد، ميدان‌های گسترده‌ای برای عمل در مقابل‌ ما بگشايد و تجربيات جديدی برای آزاديخواهان جهان اندوخته کند.

در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانيت دينی به فضای مديريت کشور بازگردد، ليکن در ميانه مسير به اهدافی بسيار بلندتر هدايت شديم. ما در اين بين می‌خواستيم ارکان ذيربط نظام به ياد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان ميزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه می‌توانند آن را ناديده بگيرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمينان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزوير جايی نداشته باشد، به يک مطالبه انکار ناپذير مردمی تبديل شده است. در هر قدمی در آينده تجربه تلخ و مشروعيت‌‌زدای جريانات اخير بايد پيشاروی ملت باشد و نبايد هيچ فرصتی برای روشن‌تر شدن ابعاد اين دروغ و تقلب بزرگ و پی‌آمدهای تلخ آن از دست برود.

در ايامی که گذشت شخصيت‌ها و گروه‌هايی به سراغ اينجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شايد توجه نمی‌شد که اينجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نيست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پايمال شدة مردم معامله يا مصالحه کنم. مسئله جمهوريت و حتی اسلاميت نظام ماست. اگر در اين نقطه ايستادگی نکنيم، ديگر تضمينی نداريم که در آينده با حوادث تلخی نظير آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشيم.

گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آيند و با تشکيل جمعيتی قانونی صيانت از حقوق و آرای پايمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طريق انتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نيز رجوع به محاکم قضايی پيگيری کنند و نتايج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اينجانب نيز به اين جمع می‌پيوندم. اين گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در اين مرحله مطالبات زير را دنبال خواهد کرد:

- توقف برخوردهای امنيتی، فوق امنيتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبيعی سياسی

- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بين ببرد و بی‌طرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمين کند

- رعايت اصل ۲۷ قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات

- آزادی مطبوعات و رفع توقيف از آنها

- فعاليت مجدد سايت‌های خبری مستقل

- ممنوعيت مداخلات غيرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظير اينترنت، پيام‌های کوتاه، و جلوگيری از قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس ديگر

- توقف برخوردهای يک‌جانبه، افترا، دروغ‌پردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور

- برخورداری از کانال‌های مستقل تلويزيونی در خارج و داخل کشور

- صدور مجوز برای تشکيل جمعيت‌های سياسی،‌ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی

- آزادی همه دستگيرشدگان سياسی، ابطال پرونده‌سازی‌های جعلی امنيتی و دخالت ندادن پرونده‌های جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی

در انتها به همه مردم شريف کشورمان، چه آنها که به اينجانب رای دادند و چه آنهايی که به اينجانب رای ندادند، به ويژه کسانی که در حوادث ناگوار هفته‌های اخير صدمه ديدند درود می‌فرستم. همچنين مقام شهيدانی را که به جرم حق‌خواهی و آزادی‌طلبی در خون خود غلطيدند ارج می‌نهم و از خداوند بزرگ برای خانواده‌های عزيز آنان طلب صبر و اجر دارم.

مير حسين موسوی
نوشته شده توسط سعيد در ساعت 7:26 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

به مصاحبه جناب کدخدایی از شورای نگهبان وبرنامه گفتگوی خبری شبکه 2 نگاه میکنم .سوالها وجواب های تکراری این روزهای سیما.

به گفته کدخدایی شمارش از ساعت یک ظهر شروع شده وتا چند ساعت بعد هم پایان یافته است  وعصر امروز هم نتیجه اش اعلام شده .خوب بنده خدا چرا کار دوساعته را 17 روز طولش دادی؟

اصولا"با عنایت به پاکی وصداقت بیش از حد وزارت کشور وشورای نگهبان درانتخابات وصیانت از حقوق مردم ، کسی جز همین نتیجه که امروز جنتی اعلام کرد از شورای نگهبان توقع نداشته است.

اما اینکه این مجموعه نظارت واجرا چرا تا امروز نتیجه را اعلام نکرده بودند چیزی نیست بجز همان مأخوذ به حیا بودن این 2 نهاد خدمتگزاردولت .

این دو نهاد محترم که اتفاقا"هردو دل درگرورئیس  دولت نهم دارند به همه ابهامات پاسخ دادند ودرمقابل دوربینهای صداوسیما که همه به بی طرفی آنها یقین کامل دارند 10 درصد آرای انتخاباتی را هم شمردند.آنهم با روشهای پیچیده رایانه ای که نرم افزار مربوطه اش را دکتر کردان وهمکاران آکسفوردی تهیه وتنظیم نموده بودند.

خوب آقای موسوی وجناب کروبی : آیا هنوز هم شکایت دارید؟هنوز هم معتقد به تخلف وزبانم لال تقلب هستید؟ آخر مردان حسابی : کسی که 5/24میلیون رأی داردچه نیازی به تخلف دارد؟این شما هستید که تقلب کرده اید ودنبال راههای خلافید.این وصله ها به دولت نهم وشورای نگهبانش نمیچسبد.

دیدید که خداوند چگونه شما ودوستانتان را رسوا کرد؟ بعنوان مثال یکی از معجزات دوباره انتخابات درهمین بازشماری آرای انتخابات بود که درشهر ارسنجان بازشماری باعث شد که یک رأی خالص ومخلص به آرای برادر احمدی نژاد اضافه شود یعنی روی شما دوتا که سیا بود سیاه تر هم شد ومحمود آقا رأیهایش با این یک رأی خالصانه ارسنجانی و طبق برنامه محاسباتی دکتر کردان از 5/24 به 5/25 میلیون رأی افزایش یافت.

به گفته دکتر کردان که کارشناس دقت وکارهای محاسباتی هستند : رأی علاوه برکمیت باید کیفیت داشته باشد مثل همین یک رأی ارسنجان که وقتی پیدا شد میزان آرای محمود جان را یکباره یکمیلیون بالاتر برد.البته طبق محاسبات استاد کردان این رقم تا دو سه میلیون هم قابل افزایش بود ولی چون دکتر راضی نبودند ادامه ندادیم.

بله : از امروز که نتیجه های رأی شماری اعلام شده همه برن خونه وبذارن دولت نهم با پشتوانه مردمی بالایی که داره وهرروز هم بیشتر شده کارهای کشوررا بانجام برسونه ومعدود افراد گول خورده بیشتر از این سعی نکنن که باتومهای برادران ضد شورش را به خون ناپاک خودشون آلوده کنند.آخه پاک کردن خونهای روی باتومها مشکله واز طرفی خون هم نجسه وهم بعلت چسبندگی ولخته شدن به سختی از روی باتومها پاک میشه. خدارو خوش نمیاد این برادران وقتشون هدر بره.برید خونه هاتون.جنتی والهام وخانواده وبرو بچس تازه بعد از 17 شبانه روز بیدارخوابی امشب میخوان بخوابن....


نوشته شده توسط سعيد در ساعت 10:27 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بسمه تعالی

مردم هوشیار و شریف ایران

طی روزهای اخیر، صدا و سیما، خبرگزاری های دولتی، برخی روزنامه های دولتی و سایت های اینترنتی وابسته به دولت و روزنامه کیهان، بخش عمده ای از فضای خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حین و پس از برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امکاناتی که متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشی که در ایام اخیر اتفاق افتاد، می پردازند بلکه مسوولان مستقیم و غیرمستقیم آن را کسی معرفی می کنند که تنها شما را در مسیر احقاق حقی که داشته اید، همراهی کرده است.

واقعیتی که آنان بیهوده تلاش می کنند نادیده انگارند آن است که در این انتخابات تقلبی بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به این وضعیت به گونه ای غیرانسانی مورد هجوم قرار گرفته و کشته، زخمی و یا بازداشت شده اند. اگر با مسببین جنایت کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 به گونه ای مناسب و قانونی برخورد می شد، امروز شاهد تکرار آن فجایع در ابعادی وسیع تر و وارونه جلوه دادن واقعیت ها به گونه ای جسورانه تر نبودیم.

همان ها هستند که هنوز با اتکاء به امکاناتی که متعلق به عموم مردم است در راستای منافع گروهی خود بی پروا به دروغ گویی و پرونده سازی برای دیگران ادامه می دهند و افعالی را که خود عامل آن هستند را به بنده نسبت می دهند. آنان غافلند که موسوی با این ترفندهایی که ماهیت آن برای همه مردم روشن شده است، از صحنه بیرون نمی رود. آنچه در این روزها رخ داد اصل نظام جمهوری اسلامی را که میراث امام بزرگوار و شهدای گرانقدرمان است هدف قرار داده و این چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتی اینگونه و تهدید به محاکمه از آن صرف نظر نمود.

من نه تنها از پاسخگویی در برابر این اتهامات واهمه ای ندارم بلکه آمادگی دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتی در کنار مسببان اصلی اغتشاشات اخیر قرار گرفتند و خون مردم را بر زمین ریختند و اکنون کوشش می کنند، صحنه هایی را که صدها شاهد و ده ها تصویر آن را گواهی می دهند به گونه ای دیگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه کسانی که عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در کشور، تضعیف نظام و منافع بیگانگان است، تلاش نمودند به بهانه تخریب‌گری های عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی کنند؛ ولی حاضر نیستم به خاطر مصالح شخصی و هراس از اینگونه تهدیدها از ایستادگی در سایه شجره سبز استیفای حقوق ملت ایران که امروز به خون به ناحق ریخته شده جوانان این کشور آبیاری شده است، لحظه ای صرف‌نظر نمایم. از مجموع آرای ریخته شده در صندوق ها تنها یک رأی متعلق به من است و شما به خوبی می دانید که مشکل آنها با میلیون ها رأیی است که جوابی برای سرنوشت آنها ندارند.

باز هم از عموم ملت شریف ایران متواضعانه درخواست می کنم با حفظ آرامش و پرهیز از ایجاد تنش، در دام بدخواهان که کوشش می کنند این حرکت گسترده اجتماعی را شورش و اغتشاش و وابسته به بیگانه قلمداد کنند، نیفتند و با زیرکی و هوشیاری که ویژگی ممتاز شماست این توطئه ها را مهار نمایید. تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعایت اصول و مبانی نشأت گرفته از انقلاب اسلامی، راهبرد اصلی است که ضامن تداوم و دسترسی به اهداف شماست.

دشمن خارجی با همراهی یاران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست که مطالبات این حرکت عظیم خودجوش را به خوارج بیرون از نظام نسبت دهد و حتی الله اکبرهای از دل برآمده شما را چون قرآن های سر نیزه معرفی کند. بر ماست که با رفتار و گفتار خود این توطئه شوم را خنثی نماییم.

برادر و خدمتگزار شما - میرحسین موسوی

چهارم تیر 1388

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 10:43 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

پنجشنبه ۴ تير ۱۳۸۸

 

ابراهيم نبوي ما بی شماریم، این همان رازی بود که وقتی گفتیمش حتی خودمان هم باور نمی کردیم. حتی نمی توانستیم تصور کنیم که این " ما" تا کجا بزرگ و تا کجا بی پایان است. امروز بعد از چند ماه، این " ما" چنان تنومند و بلند قامت و استوار شده است که حالا دیگر خبر اول جهان است. ما بر تصویر کریهی که احمدی نژاد از ایران و ایرانیان ساخته بود، پیروز شدیم. امروز همه جهان باور کرده است که احمدی نژاد هیچ ربطی به ایران ندارد، که " ما" چنان کردیم که جهان امروز می داند مردم ایران با شجاعت و دلیری رای به احمدی نژاد نداده و با تمام وجودش پای انتخاب خود ایستاده است. امروز تمام جهان تصویر مقاومت تهران است در مقابل دیکتاتوری و استبداد. داستان شهامت و درایت و صلح خواهی یک ملت. ما پیروز شدیم. ما پیروز شدیم، چون توانستیم چهره ایران را از ایران احمدی نژاد به ایران مردمی مصمم برای احقاق حقوق مدنی خود تبدیل کنیم. امروز چهره ایران در جهان دیگر چهره مرد دروغگوی تندرویی نیست که جنگ می خواهد، بلکه چهره زیبای پسران و دخترانی هستند که آزادی می خواهند و می خواهند خواسته شان را به متقلبان و دروغگویان تحمیل کنند. ما پیروز شدیم، چون توانستیم یک انتخابات را به یک جنبش تبدیل کنیم، رنگ زیبای سبز را به نماد انتخاباتی تبدیل کنیم و شب های شاد خرداد 88 را به مردم ایران هدیه کنیم. مردم در آن شب ها خیابان هایی را که سالها بود از دست داده بودند، دوباره به دست آوردند، در آن خیابانها زنجیر سبزی بستند، خیابان را از سیاهی به سبزی بدل کردند، آواز خواندند و طنز را به خیابان بردند. مردمی که عادت کرده بودند در خیابان جدی و اخمو باشند، شهر به شهر خندیدند. ما جنبش سبز را ساختیم و این جنبش حالا دیگر به زور تانک و هلیکوپتر هم به خانه نمی رود. ما پیروز شدیم، چون توانستیم در انتخاباتی پرشکوه حاضر شویم و به لایق ترین کسی که در میان نامزدها بود رای بدهیم. ما لکنت و تردید و دودلی موسوی را از او گرفتیم و به او نشان دادیم که اگر از حقوق مردم دفاع کند ما هم از او حمایت می کنیم. ما به او شجاعت بخشیدیم و از او اعتماد گرفتیم. ما در انتخابات پیروز شدیم. شدت این پیروزی چنان بود که آنان مجبور شدند با تقلبی آشکار، قطع کلیه ارتباطات، با کودتای نظامی خودشان را پیروز نشان دهند. اما ما با قدرت و به دور از خشونت همانطور که گفته بودیم بر سر حرف مان ماندیم. ما پیروز شدیم، چرا که توانستیم یک رهبر یکدل و یکرنگ را به رهبران اصلاح طلب دیگر اضافه کنیم و بحران رهبری را که در سالهای اخیر جنبش اصلاحات را دچار سردرگمی کرده بود، حل کنیم. یافتن موسوی و نشاندن او بر شانه های ملتی که در کنار اوست، پیروزی بزرگ ما بود. ما پیروز شدیم، چون موفق شدیم برای نخستین بار پس از سالها مردمی همدل و همراه بسازیم، مردمی که با شهامتی بی نظیر و نظمی حیرت آور راهپیمایی چند میلیون نفری سکوت را در مقابل چشمان ایرانیان و جهانیان برگزار کردند. ما توانستیم در میان دهها هزار مامور ضد شورش بدون کوچکترین تندروی و خشونت طلبی خواست مان را بگوئیم و بر آن تاکید کنیم. ما برای همیشه پیروز شدیم، چون دیگر گفتن اینکه " مردم ایران شجاعت و پایداری ندارند" یک داستان قدیمی است. جنبش سبز شجاعت گمشده همه ماها را به ما بازگرداند. حنجره های گرفته ما بازشد و شب ها آسمان تهران و سراسر ایران طنین الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور گرفت. طنینی که هر روز قوی تر می شود. ما پیروز شدیم، چون تصمیم گرفتیم خودمان، رئیس جمهور منتخب مان و حکومت را وادار کنیم که از ما صرف نظر نکنند. ما مردم هستیم، مردمی که دموکراسی را به حکومت تحمیل کردند و می کنند. ما هزینه های این رفتار سیاسی را پرداختیم و می پردازیم. ما پیروز شدیم، چون اگرچه بسیاری از عزیزترین و بیگناه ترین مردمان مان کشته شدند و به زندان رفتند، اما این ما نبودیم و نیستیم که خشونت را ایجاد کردیم. ما شیشه ای نشکستیم و خانه ای آتش نزدیم، ما بر سر بامی نجستیم و ما چماق به دست نگرفتیم. ما میلیونها تن بودیم، با دل های پر از میل به آزادی و دهان های بسته. تلاش آنان برای تبدیل مردمی خشمگین به شورشگرانی که می توان سرکوب شان کرد عقیم ماند. ما همچنان با هوشمندی و درایت راههای مبارزه غیرخشونت آمیز را پیدا می کنیم و تا آخر پیروز می شویم. ما سبزها پیروزیم، چون توانستیم حتی رقبای انتخاباتی و مخالفان تحریم کننده را نیز به صف خود بکشانیم و تمام دوستانی که همدیگر را در مجادلات سیاسی و در فضای یاس آلود پیش از خرداد 88 گم کرده بودند، دوباره به هم پیوستند و در هر جایی که ایرانیان زندگی می کنند اتحاد و همدلی را ساختیم، این همدلی را هیچ کس نمی تواند از ما بگیرد. ما سبزها پیروز شدیم، چون توانستیم حتی در دل کسانی که دشمنانه به ما نگاه می کردند این احساس را ایجاد کنیم که ما مردمانی صلح طلب هستیم که فقط حق مان را می خواهیم. ما نه انقلاب می خواهیم، نه خواهان دشمنی با کسی هستیم. حالا دیگر حتی کسانی که ده روز قبل به احمدی نژاد رای داده بودند، در کنار ما هستند و قدرت طلبان خشونت طلب جز مزدورانی که با گرفتن دستمزد روزانه مردم را کتک می زنند و می کشند هیچ کسی را ندارند.ما سبزها جهان را تسخیر کردیم. ما در همه شبکه های تلویزیونی و روی جلد همه مجله ها و در همه پارلمانها و در همه شهرها حضور جدی داریم، ما پیروز شدیم، چون هرچه کردند و می کنند که از ما انقلابیونی شورشگر بسازند نمی توانند. ما مردمانی هوشمندیم که زیر سیطره مردمانی زورگو زندگی می کنیم، هوش و دانایی ما به ما راههای نجات را نشان می دهد، ما جنبش سبز را ادامه می دهیم، زورگویان را خسته می کنیم و شهر سبزمان را از آنان پس می گیریم، ما ایران را سبز و زیبا می خواهیم.

ایران سرزمین ماست، ما مردمی متحدیم، ما مردمانی بی شماریم، ما رهبرانی قابل اعتماد داریم، ما می دانیم چه می خواهیم و با وجود دشواری راه، می دانیم که فردا سبز ترین روز خداست.

 

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 11:47 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

درمسابقه نابرابر بین کاندیداهای ریاست جمهوری دهم چه کسی برنده نهایی بود؟

کاندیدایی که 24 میلیون رأی درکیسه دارد وتوسط شورای نگهبان و دیگر دوستان ، صاحب همه رکوردهای نظام جمهوری اسلامی شناخته شده است؟

موسوی که خود را بازی خورده سناریویی از پیش طراحی شده میداند؟

کروبی ورضایی که آنان نیزنتیجه انتخابات را دروغ میپندارند؟

ویا مردمی که تا22خرداد خالق حماسه ای بزرگ نام داشتند وفهیم خوانده میشدند واز صبح شنبه 23 خرداد باتوم ومشت آهنین شایسته آنان شدوبه مشتی خس وخاشاک تغییر نام دادند؟

آیا خون بیگناهانی که بر سنگفرش خیابانهای شهر ریخته شد پیروز میدان را معین خواهد کرد یا کسانی که با ایجاد فضای رعب ووحشت سعی درتثبیت قدرت خود داشته ودارندبرنده بلامنازع امروز وفرداخواهندبود؟

راستی از اعتماد عمومی مردم به نظام که بزرگترین سرمایه جمهوری اسلامی تاکنون بوده است هنوز چیزی باقی مانده است ؟

با دیدن صحنه های جنایات لباس شخصی های همیشه بی گناه ، آیا هنوز هم دیدن صحنه های خشونت صهیونیستها با فلسطینیان برای مردم ایران تازگی خواهد داشت؟

 

آیا خون زنان و فرزندان بیگناه غزه از خون شهید ندا آقاسلطان دختر جوان وبیگناهی که با تیر لباس شخصی های همیشه ناشناس بشهادت رسید رنگین تر است؟آیا خون او ودیگر شهدای خیابانهای ایران بفراموشی سپرده خواهند شدوفقط این خون جوانان وزنان فلسطینی است که چراغ راه گروههای فلسطینی  حماس وانتفاضه آنان میشود؟

حیف از جمهوری اسلامی با آن همه امید که بنام وراه امامش بسته بودیم. کاش مسئولین بلند پایه نظام جمهوری اسلامی چنین هزینه گزافی را برای انتخاب رئیس جمهورش پرداخت نمیکردند....چه سود که بسیار دیرشده است.....چه سود؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 21:49 | لینک  |