تبليغاتX
روز از نو
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم ... نبود برسر آتش میسرم که نجوشم
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

اینروزها کمتر صاحب قلمی پیدامیشودکه برای درد بی درمان مردم مظلوم غزه ننوشته باشدوحنجره ای نیست که بر بیگناهی کودکان معصوم وزنان بی پناه فلسطین فریاد خشم وبی عدالتی سرنداده باشد.

روز یکشنبه که بدعوت گروهی از زنان صلح طلب  " گروه مادران صلح " ساعت 11تجمعی درتهران برای حمایت از صلح ومحکومیت جنایات صهیونیستها علیه کودکان وزنان تشکیل شده بود ، پس از اندک زمانی از شروع مراسم ، فریاد لباس شخصی هایی که درحضور نیروی انتظامی شروع به همان اقدامات خودجوش همیشگی کرده بودندسبب شد تامادران صلح طلب پس ازمدتی تحمل اهانتهای انقلابیون ، عطای حمایت از غزه را به لقایش ببخشند وهرکدام از ترس جان خودوبرای اینکه از بروز فاجعه ای مشابه غزه درمیدان فلسطین تهران جلوگیری کنند،راهی خانه شوند.

بگذریم از شعارهای طرفین وانگیزه های این گروه خشن که ظاهرا"به هیچ جایی وابستگی ندارندوهیچ ارگان وجمعیتی هم مسئولیت کارهایشان را برعهده نمیگیرد.سخن اینجاست که اگر نوشتن درروزنامه ها ونقد دولت نهم ویا سخن از کسروکمبودهای دولت ، گناه نابخشودنی برای طیف اصلاح طلبان بوده ومستوجب سخت ترین مجازاتها میشود ، چرادفاع از مظلومین بیگناه غزه که امروز بیشترین تیزرهای تلویزیونی وحجم وسیعی از تبلیغات رسانه های کشورونیز صفحات اول روزنامه های ما متعلق به آنان است باید سبب عصبانیت برادران حزب اللهی ما شده وخشم آنان رابدنبال داشته باشد.

مگر نه اینست که اینهمه تبلیغات سنگین رسانه های جمهوری اسلامی درجریان مقاومت 17 روزه حماس برای ابراز همدردی وهمراهی ما با مردم فلسطین بوده است ؟ چرا اجتماع در فرودگاه مهر آباد ودرخواست اعزام به غزه برای جنگ با اسرائیل ویا تعرض به دفاتر نمایندگی وسفارتخانه های خارجی اقدامی انقلابی ومورد ستایش است و تعیین جایزه برای ترور کردن وبقتل رساندن حسنی مبارک رئیس جمهور یک کشور دیگر پیشنهادی مدبرانه وشجاعانه قلمداد میشود اما اجتماع زنانی که میخواهند صدای همدردی وهمراهی خود را به گوش مادران مظلوم فلسطین برسانندسزایش مرگ بر منافق وامثال آن است؟

نکند آن غزه ای که ما میشناسیم با این دیگری متفاوت است؟

مسئولین وحاکمان ما که اقدامات عجولانه وبی تدبیرحمله به سفارتخانه هارا درابتدا تشویق کردند ومدتی پس ازآگاهی از تبعات این رفتار نامطلوب به سرزنش آن پرداختند چه خوب بود تا بجای دستور به این چهرها ی غیر مردمی ومتعصب برای برهم زدن اجتماع کاملا"آرام مادران صلح ، خود نیز با فرستادن نماینده ای از جمع زنان خودی، ثابت میکردند که غزه ای که اینروزها اغلب برنامه های تبلیغاتی را تحت الشعاع خودقرارداده است همانی است که مادران صلح طلب به حمایتش  فریاد میکنند.

باید ایشان نشان میدادند که در طلیعه سی امین سال انقلاب ، هنوز پای یکی از اصول واهداف بلند انقلاب اسلامی که دفاع از مظلومین وبیگناهان بود ایستاده اند وفریاد محکومیت ستم را از هر زبانی که بشنوند با او همصدا میشوندو از آن حمایت میکنند.

افسوس وصد افسوس که دستور براین است تا هردهانی که برای فریاد علیه ستم ظالمان باز شود ابتدا خودی بودنش ثابت شود وسپس صدایش بگوش دیگران برسد.غیر خودی نه تنها حق حرف زدن ومطالبه حقوق خویش را ندارد بلکه اجازه همراهی کردن با صدای رسانه های حاکمیت و خودیها را نیز نخواهد داشت.همانکه نایب رئیس مجلس هفتم وهشتم جناب باهنر فرمود:

" اصلاح طلبان " غیرخودیها "همینکه حق دارند درهوای ایران تنفس کنند ازبیشترین موهبت رحمت وگذشت جمهوری اسلامی برخوردارندو..."

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 19:26 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

دکتر ماتس گیلبرت

میخواستم امروز مطلب تازه ای بنویسم اما موضوع غزه واخبار دردناک وتکان دهنده آن اجازه نمیدهد تا به موضوع دیگری بپردازم. بدنیست مطلب زیر را بخوانید.

روز دوشنبه 5 ژانويه يک پزشک نروژی يک پيامک با تلفن ارسال کرد که در آن نوشته شده بود:مرگ، خون و آمپوتاسيون,قطع دست و پا, اطراف ما را فراگرفته است... تعداد زيادی کودک..زنهای حامله..من هرگز چيزی به اين وحشتناکی نديده ام.,
اين پزشک ماتس گيلبرت نام دارد و 61 ساله است و متخصص رشته بيهوشی است. او و يک جراح نروژی به نام اريک فوسه که هردو پرفسور هستند با يک سازمان امداد به نام NORWAC کار ميکنند. ايندو شب قبل از تحويل سال نو همراه چهار پزشک مصری خود را به غزه رسانده بودند.از آنجا که ماتس گيلبرت نخستين شاهد غربی است که برخلاف خبرنگاران رسانه ها ميتواند مستقيما مشاهدات خود را بازگو کند، بلافاصله رسانه های متعدد با او تماس گرفته و مشاهدات او از شبکه های متعدد از سی ان ان، اسکای نيوز، سی بی اس، بی بی سی گرفته تا پرس تی وی رژيم ايران و در نشرياتی مثل اينديپندنت و نيويورک تايمز منعکس شد.

مشاهدات گيلبرت به شدت تکان دهنده است. او و همکارانش بيش از ده روز است در شرايطی فاجعه بار در بيمارستانی به نام شفا بايد کودکان نوزاد که سرشان در هم کوبيده، زنان حامله مجروح، جوانانی که بايد هردو پای شان بريده شود را معالجه کنند. ماتس گيلبرت ميگويد آماری که از قربانيان غيرنظامی ميدهند به هيچ وجه حقيقت ندارد و 50 در صد بيماران او را فقط کودکان و زنان تشکيل ميدهند. اودر مصاحبه تلفنی با يک روزنامه سوئدی گفت نخستين چيزی که هنگام ورود به بيمارستان شفا با آن روبرو شد، جسد يک همکار مرده بود. او گفت: , اين دکتر با آمبولانس برای نجات مجروح رفته بود که هدف حمله قرار گرفت. هم او و هم بهيار همراه او کشته شدند.,

آنها بعد از ورودبه غزه بدون انقطاع کار کرده اند، حتی وقت خواب هم نداشتند:,... مثل خواب سرباز، هروقت که بتوانی. ولی اين مساله پيش رنجی که مردم می کشند هيچ است. يکی از زخمی ها که امروز بيمار من بود تنها 8 ماه داشت. جراحاتش آنقدر سنگين بود که بايد عمل ميشد. ولی بيهوش کردن بچه 8 ماهه خطرناک است. با وجود اين مجبور بودم., به گزارش روزنامه مزبور او آنگاه از شدت اندوه نتوانست حرف بزند و ساکت شد. سپس گفت چيزی که بيش از همه دلم مرا به درد می آورد رنج کودکان است. امروز سه کودک پيش من آمدند. سه خواهر برادرتنها، هرسه مجروح، وحشت زده تا سرحد مرگ. تصويری که از آنها در ذهنم مانده را هرگز از ياد نخواهم برد. حتی آن بچه ها هم که زخمی ها ی سطحی تری دارند، از نظر روانی بطور کامل در هم شکسته اند.

جراحی بدون داروی بيحسی
بيمارستان که قبلا مخصوص مداوای بيماران فوری بود اکنون تماما به درمان مجروحان اختصاص يافته است. پزشکان تحت شرايط دشواری کار ميکنند. شيشه ها شکسته، برق گاه به گاه وصل ميشود. دارو، وسيله و پرسنل به شدت ناکافی است. او گفت توصيف وضعيت بسيار دشوار است. ما کنار تخت عمل ايستاده ايم وسعی ميکنيم جان بيمار را نجات دهيم که برق می رود. اين يک وضعيت دايمی است.

به گفته گيلبرت اوضاع بدتر و بدتر ميشود: ,مردم روی دست ما می ميرند. امروز,سه شنبه 6 ژانويه, 100 مجروح داشتم. بسياری از آنها بچه بودند و يکی زن حامله., به گفته او هرچه او و همکارانش تلاش ميکنند زندگی ها را نجات دهند، اما توپخانه ها و بمب ها کار ميکنند و تعداد مجروحين افزايش می يابد. برای تخت های عمل صف هست. برخی را روی کف زمين عمل می کنند. او ميگويد مجبور شده اند در برخی موارد بدون استفاده از داروی بيحسی اندام ها را قطع کنند.
گيلبرت همچنين ميگويد اسرائيلی ها از نوعی سلاح به نام veryDense Inert Metal Explosive.DIME استفاده ميکنند که بيش از 10 متر نمی رود، زود ناپديد ميشود ولی وقتی به بدن اصابت ميکند، امواج پر قدرت آن بدن را تکه تکه ميکند.

قبلا پزشکان بيمارستان شفا به شبکه الجزيره گفته بودند نميدانند اسرائيل از چه سلاح هايی استفاده ميکند که آنها مجبورند اينهمه دست و پا قطع کنند.

اشک هايمان را برای بعد نگاهداشته ايم
به گفته گيلبرت در دو روز اخير وضع بسيار وخيم تر شده است. هر حمله تعداد بيشتری مجروح برجا ميگذارد و جراحات آنها وخيم تر است.

اسرائيل ادعا ميکند تلاش ميکند به شهروندان غيرنظامی کمتر آسيب برسد، اما دو پزشک نروژی که به گزارش روزنامه ها تجربه طولانی کار در شرايط فاجعه را دارند اين ادعا را باور ندارند:,درطول يک ساعت اخير که در اورژانس ايستاده ايم حدود 20 مجروح آوردند. نه تای آنها کودک بودند.,
آنها تعدادی عکس هم فرستاده اند که وضع وخيم مجروحين را نشان ميدهد.

دو پزشک نروژی و 4 پزشک مصری در يک اتاق کوچک بيمارستان با هم زندگی ميکنند:, ما همديگر را دلداری ميدهيم. وقتی اينجا هستيم بايد خيلی دلمان قوی باشد و اشک های مان را نگاه داريم. آنها را برای وقتی م که باز ميگرديم. مراسم سال نو را خيلی محدود گرفتيم. اينجا نشستيم چای نوشيديم و با هم حرف زدر انسان. وقتی ساعت 12 شد همه ما آرزو کرديم سال ديگر کمی بهتر باشد.,

روند رو به افزايش ,هدف انسانی,
روز سه شنبه نيروهای اسرائيلی به منطقه ای که بيمارستان در آن قرار دارد نزديک شدند. معلوم نيست جان پرسنل پزشکی در امان بماند. در اين روز اسرائيل يک بيمارستان موبايل دانمارکی وابسته به يک موسسه کليسايی را هدف حمله قرار داد. بيمارستان در يک ماشين برپا ميشود و فقط ميتواند بيماران با جراحات سبک تر را بپذيرد. هنوز اين بيمارستان آماده نشده و به کار نيفتاده بود. حالاترديد دارند که يک ماشين ديگر بخرند، زيرااطمينان ندارند اسرائيل آن را هم هدف قرار ندهد. کاسپر انگبورگ سخنگوی اين موسسه کليسايی گفت ما از اينکه اسرائيل مستقيما هدف های انسانی را نشانه ميگيرد تکان خورده ايم. روز سه شنبه اسرائيل به يک مدرسه سازمان ملل که 400 فلسطينی در آن پناه گرفته بودند حمله کرد. در اين حمله بنابرگزارش های مختلف 40 تا 45 ن نفر کشته شده اند.
اين سومين مدرسه سازمان ملل بود که در روز سه شنبه نيروهای اسرائيلی به آن حمله کردند. مدرسه ها به پناهگاه مردم تبديل شده اند. روز سه شنبه گاردين نيز گزارشی همراه با تصاوير پدری در کنار اجساد سه فرزند خردسالش را منتشر کرد. اين مرد که اتفاقا با حماس هم مخالف بود گفت سربازان اسرائيلی به خانه های ما آمدند و همه خانه ها را تخليه کردند. ما همه به زير زمين يک ساختمان رفتيم که توپخانه اسرائيل از دور شليک کرد، من يکی از فرزندانم رابغل کردم که به بيرون بروم. وقتی به پهلويم نگاه کردم مادرم، دو پسرعمويم و سه فرزند ديگرم را ديدم. همه آنها مرده بودند.
نوشته شده توسط سعيد در ساعت 22:20 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

این روزها با چشمانی که درعزای خامس آل عبا واهل بیت آن حضرت میزبان قطرات اشک محبان آل محمد است ماتم جنایات ناجوانمردانه صهیونیستهای ظالم نسبت به کودکان وزنان بی دفاع را شاهدیم .مصیبتی برای جهان بشریت که جدا"نباید نسبت به وقوع آن سکوت کرد.

براستی دراین غوغای حقوق بشر که از هرگوشه ای از جهان به عناوین مختلف فریاد میشود کشتن وبخاک وخون کشیدن کودکان معصوم چه توجیهی دارد؟آیا آنان اعضای حماس وحزب الله والقاعده وامثال آن بوده اند؟

برهمه ما آزادیخواهان وحسینیان فرض است تا به هر نحو ممکن فریاد مظلومیت این کودکان معصوم وزنان بیگناه رابگوش جهانیان برسانیم ومراتب بیزاری خود را از جنایات دشمنان بشریت اعلام کنیم.

گرچه حقوق وآزادیهای بسیاری درکشور ما هم بنام دین وحمایت از آن از مردم واصحاب فکر وآزاد اندیشان سلب شده ومیشودکه توقیف روزنامه کارگزاران آخرین نمونه آن است امابه رسم جوانمردی وآزادگی همدردی خود را با مردم بیگناه فلسطین وخصوصا"غزه اعلام میداریم.  

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 7:17 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
( مسابقه پرتاب كفش به عكس بوش، این هفته در نمازجمعه تهران برگزار می‌شود. 
روابط عمومی سپاه تهران بزرگ، با اعلام این خبر افزوده است: در راستای حمایت از حركت قهرمانانه خبرنگار شجاع عراقی (منتظر الزیدی) در پرتاب كفش خود به سمت شیطان بزرگ و با هدف همراهی با این حركت زیبا و ضد استكباری و همچنین ابراز خشم و كینه انقلابی علیه استكبار، تربیت بدنی سپاه محمد رسول‌الله (ص) تهران بزرگ مسابقه پرتاب كفش را برگزار می‌كند. 
مسابقه پرتاب كفش به هدف عكس جرج بوش در پنج محور ورودی نماز جمعه این هفته تهران، برگزار خواهد شد. )
این حماسه پرتاب کفش منتظر الزیدی عراقی هم اگر از خاطر مردم عراق برود به این زودیها از حافظه سیاستمداران ما نخواهد رفت.سخن دراین خصوص بسیار گفته ونوشته و وشنیده ایم.ایکاش همانقدر که خبرنگار عراقی فرصت یافت تا درمقابل رئیس جمهور امریکا خشم خود را با پرتاب کفش نشان دهد خبرنگاران واصحاب قلم درکشور امام زمان هم فرصت میافتند تا حرف حساب ودرد وطن خویش را با قلم وزبان خویش ودرنهایت ادب واحترام بگوش مسئولان کشورمان برسانند.
 
راستی آیا روزی میرسد که اینقدردرکشورماحوصله وصبر وجود داشته باشد که خبرنگار ما نه اینکه کفش بسوی رئیس جمهور پرتاب کند بلکه بتواند سوالات خویش را آزادانه از او بپرسد وجوابی بجز توقیف نشریه وزندان و...نصیبش شود؟
اگر سپاه پاسداران از این حرکت متهورانه خبرنگار عراقی جسارت وشجاعت آموخته است مانیز درس بزرگی از کار او آموختیم: دموکراسی وفضای باز برای گفتن حرف حق.
کیمیایی که این روزها درسرزمین ما به نایاب ترین کالاتبدیل شده است.


 
نوشته شده توسط سعيد در ساعت 21:52 | لینک  |