عصر روزهشتم ذی الحجه بار دیگر احرام پوشان لبیک گو ؛ بدنبال ابراهیم واسماعیل ، روبه صحرای عرفات میکنندواغلب تا قبل از غروب آفتاب توسط اتوبوسهابه این سرزمین وارد میشوند.
اول که پای براین زمین میگذاری گیج وسرگردانی.خوب درک نمیکنی که درکجای زمین ایستاده ای.رمز وراز اعمال خویش نمیدانی وبا توجه به اینکه اینجا بیشتر خاکی وبسیار ساده است اول سعی میکنی تا برای خودت جایی درچادرهای ساده عرفات بیابی ووسایلت را درگوشه ای از آن جای دهی تا کمتر خاک آلوده شوی. شب عرفه که میرسد ونماز ومقدمات شام که طی میشود حسی عجیب تورا به تلاطم وامیدارد که امشب را نباید بخوابی وهرچه میتوانی باید که از عرفات توشه برداری.حسی عجیب با تو همراه میشود وآرامت نمیگذارد.

(عرفات - روز نهم ذی الحجه -عکاس سعید )
از گوشه وکنار چادرهامیتوانی نجوای العفو العفو بندگان خدا رابشنوی وبخوبی دریابی که ؛ راستی عرفات جای آمرزش گناه است.هرکسی گوشه ای برای خود یافته وبا خدای خویش خلوت کرده است....
روز عرفه فرارسیده وگرمای عرفات رفته رفته بیشتر میشود.حاجیان سفید پوش درجستجوی گمشده خویش برگرداگرد جبل الرحمه گرد میآیند ودردریای خروشان بندگانی که جز امید به رحمت ومغفرت خداوندملجا وماوایی ندارندغرق میشوند.خدایا ، دستان نیازمند ما را که بسویت دراز شده است با لطف خدائیت بگیرواز چشمه زلال مغفرت ورحمت خویش سیرابمان کن.
دعای عرفه ومناجات امام حسین علیه السلام اوج شور وشوق بندگی است واگر دل به دوست بسپاری ابررحمت ،باران اشک را برچشمانت جاری میکند وهمراه با زمزمه مناجات اباعبدالله علیه السلام ، مرواریدهای اشک دلت را ازسیاهی گناهان پاک وپاکتر میکند.
حالا دیگر غروب عرفات نزدیک است وکم کم آماده حرکت بسوی مشعر میشوی. شب را باید تا صبح درآنجا سر کنی وراز ونیازهایت را تداوم بخشی. ریگ از زمین مشعر برچینی وآماده نبرد نهایی با شیطان درونت گردی.خدایا این لحظات ، این قیامتی که جلوی چشمانم قرارگرفته واین شکوه وعظمت تو ، عجب لحظه هایی را برایم رقم زده است.
آفتاب طلوع میکندوروبسوی منی سرزمین آرزوها میکنی. دوروز است خوابگاهت شن وماسه های عرفات ومشعر بوده واز آن خوابگاه گرم وراحت خانه اثری نیست اما گویا تازه خودت را یافته ای و مشکلات وسختیهای راه برایت شیرین تراز راحتی حانه است.روز عید قربان است.الله اکبر.ولله الحمدو...گویان بسوی جمره عقبه روان میشوی ودرمیان سیل خروشان بندگان سفید پوش به رمی شیطان بزرگ میپردازی.
حال موقع امتحان ابراهیمی تو نیز فرارسیده است .براستی آیا میتوانی تصور کنی که چگونه میتوان برای اطاعت امرخدا ، چاقو برگلوی فرزند خویش گذارد وسر ازبدنش جدا کرد؟
به قربانگاه میروی وبار سنگین امتحان الهی را با قربانی درراهش برزمین میگذاری.وحال که حج به نیمه رسیده است سر میتراشی ولباس دنیا را دوباره میپوشی وبرای آخرین بار با لباس پرخاطره احرام وداع میکنی .شاید سفر آخری باشد که تمتع بجا میآوری.اکنون لباس احرامت جامه ای است که با خاک عرفات ومشعرواشک چشمان گریان بنده حقیر خداوند آمیخته شده وراستی که این لباس چقدر دوست داشتنی شده است.

( حلق کردن وسرتراشیدن حاجیان درمنی عید قربان- عکاس سعید)
اکنون که برای اعمال روزهای یازده ودوازده ذی الحجه وادامه رمی جمرات باید درمنی بمانی فرصت خوبی میابی تا آرزوها وخواسته های خود ودوستانت را از خداوند متعال بخواهی . خدا کند که بتوانی شبهای منی را بخوبی درک کنی واز عبادت وراز ونیاز با او غفلت نکنی.
روز دوازدهم با رمی دوباره جمرات سه گانه اعمال منی بپایان میرسد ودوباره برای طواف وسعی صفا ومروه عازم مکه میشوی. خانه دوست را پس ازخواندن نماز طواف نساء، در آغوش میگیری وبا او مناجات میکنی.اکنون حج تو تمام است وباید به خانه باز گردی...اما...
خدایا آیامرا بخشیده ای؟ آیا زلالی عرفات ومشعر ومنی سیاهی قلب گناهکار مرا شستشو داده است؟
بارالها ؛ تو از بدیهای بیشمار من بیشتر آگاهی ومن جز دریای بی منتهای رحمت ومغفرت تو پناهگاهی ندارم .
یامن یسمی بالغفور الرحیم یاارحم الراحمین .....
امروز پنجشنبه و ششم ذی الحجه است.چند روز دیگه ودقیقا"شنبه شب سیل حاجیان وزائران بیت الله الحرام درشب عرفه بسوی سرزمین عرفات سرازیر خواهند شد.
هرکسی که این سفر را تجربه میکنداغلب دربخشی از اعمال ومکانهای حج بیش از دیگر مکانها تحت تاثیر قرار میگیرد.
از همان روزهای اول حضور درمدینه وشهر پیامبر اکرم واولین سلامی که به گنبد خضرای ایشان میدهد تا زیارت اماکن مقدس وتاریخی دیگر درمدینه که ذکر هرکدام ازآنها برای خود حال وهوای ویژه ای داردویا لحظات حضور دربقیع مظلوم همه اش سرشار از شور وحالیست که هرکسی فقط خود میداند که از آن فضا ولحظات چگونه باید سخن بگوید.

مظلومیت ائمه مدفون دربقیع چنان رقت بار وتاثر برانگیز است که برای ما ارادتمندان اهل البیت پیامبر تصویری باورنکردنی از آن بیادگار میگذارد.یاد گنبد وبارگاه وحرم با شکوه امام رضا درمشهد ویا حضرت معصومه قم ودرمقابل دیدن قبور چهار امام مظلوم بقیع دو مقایسه کاملا"متفاوت است.تلی از خاک وچهار قبر خاکی خاموش ونگهبانانی که به تو حتی فرصت سلام بر ایشان را نمیدهند.
مسجد شجره ولبیک لبیک زائران واحرام بستن ورها شدن از خویشتن وبه دریا پیوستن . سفید پوشانی که با احرامی ساده وبی آلایش جامه خدایی شدن پوشیده اند وبسوی اوبه پرواز درمیآیند.

لحظه دیدار خانه خدا: این لحظه را بیشتر ازهمه درک میکنی چون دیدن کعبه -خانه خدا-بیت عتیق-و...قبله همه ما مسلمانان که هرصبح تا شام بارها روبسوی آن برمیگردانیم چنان شکوهی دارد که وصف آنرا هرکس به زبان خود تواند گفت.
دست وصورت گذاردن بر سنگ حجر الاسودوچرخیدن به دورخانه دوست چه صفایی دارد...وسر گذاردن بردیوارکعبه ودل به دوست سپردن وبا او خلوت کردن....

من به توفیق الهی جهت اعمال حج تمتع درمکه مکرمه هستم .
دعاگوی همه شما دوستان خوب وعزیزم.

حال وهوای اینجا بعلت دوری از اخبار تا امروز که به اینتر نت دسترسی نداشتم خیلی خوب بود اما فکر میکنم با وجود راه افتادن اینترنت برای حجاج بیت الله الحرام واطلاع از امور دنیا به همان وضع قبلی برگردم.
درهرحال سفر حج سفری پررمز وراز است که هرکسی به اندازه وسع وتوان خویش از اسرار آن آگاه میشود.خدا کند همه شمادوستان عزیز که علاقمند این سفر معنوی هستید توفیق حج واقعی را بیابید.

عکسهایی تهیه کرده ام که بعلت مشکلات خاص اینجا نمیتونم ازش استفاده کنم.انشاءالله تا فرصتی دیگر.
