در راستای اینکه مایکل فلپس قهرمان شنای آمریکا و جهان و تاریخ امروز هشتمین مدالش را گرفت و تیم ملی ایران هنوز هیچ مدالی نگرفته است و جزو 74 کشور اول هم نیست، دلایل مدال نگرفتن ورزشکاران ایرانی ، به اطلاع می رسد
یک جوان ایرانی برای گرفتن مدال باید چه کارهایی بکند؟- حتی الامکان باید تلاش کند زن نباشد، و اگر برحسب تصادف زن شد، حتی الامکان باید تلاش کند در رشته هایی ورزش کند که با کت و شلوار در آن حضور پیدا می کنند و اگر هم چنین رشته ای پیدا نکرد، باید با مانتو و روسری و یک عالمه وزن اضافه با کسانی رقابت کند که در هنگام مسابقه فقط یک لباس ورزشی سبک پوشیده اند .
- برخلاف همه جای دنیا که زنان ورزشکار قبل از مسابقه لباس شان را در می آورند، زن ورزشکار بدبخت ایرانی باید یک لباس اضافه هم بپوشد.
- اگر قهرمان المپیک مرد بود، باید مواظب ریشش باشد، اگر ریشش لنگری باشد باید آن را بتراشد، ولی اگر زن بود لزومی ندارد ریش اش را بتراشد.
- ورزشکار برای اینکه نشاط ورزشی اش را حفظ کند، اصولا مهمانی نباید برود و اگر رفت نباید جلوی دوربین قرار بگیرد و اگر جلوی دوربین قرار بگیرد نباید برقصد یا بخندد و حتی با زن خودش هم حق ندارد عکس بگیرد.
- یک ورزشکار ایرانی برای مدال آوردن باید از هر کار تبلیغاتی برای خودش خودداری کند و باید هر کار تبلیغاتی که لازم بود، برای دولت بکند.
- ورزشکار ایرانی که می خواهد مدال بیاورد باید از چهار سال قبل، دعا کند که در مسابقات به تور ورزشکار اسرائیلی نخورد، در غیر این صورت بعد از مصرف شدن هشت میلیارد تومان به پکن می رود و مسابقه نمی دهد. درست در زمانی که معاون رئیس جمهور مردم اسرائیل را دوست دارد، منتهی ورزشکاران اسرائیل جزو مردم این کشور نیستند، بلکه نمایندگان دولت اسرائیل هستند.
- برای دریافت مدال باید ملت همه دست به دعا بردارند، یا ائمه کمک کنند، یا ملت نذر کنند، تا احتمالا یک مدال بگیریم وزمانیکه مدال هم گرفتیم باید تقدیم کنیم به ملت ایران و رسما و در مصاحبه اعلام کنیم که همه زحمات را ملت کشیدند.
- برای گرفتن یک مدال ورزشی، در مقابل هر سی نفری که به المپیک می روند 15 نفر از طرف دولت می روند که مواظب باشند که اگر خدای ناکرده یکی می خواست مدال بگیرد، درست تا آخرین لحظه بنشینند مثل آینه دق جلوی او تا نتواند مدال بگیرد.
- اگر تیم ملی ایران مدال نگرفت بخاطر بی عرضگی و نداشتن آمادگی و مصدومیت است، اما اگر مدال گرفت بخاطر امدادهای غیبی وماه شعبان ویا کمک حضرت رقیه و حضرت زهرا و حضرت ابوالفضل و... است
- برای دریافت مدال قهرمانان باید نشاط خودشان را حفظ کنند و شب قبل از مسابقه دعای توسل بخوانند و جهت بدست آوردن حداکثر توان روحی گریه کنند.
- اگر احیانا" خواستیم مدال بگیریم روی سینه مان می نویسیم یا ابوالفضل ، ولی وقتی نفر بیستم از بیست نفر می شویم آنوقت میتوانیم ازآرمها ومارکهای شرکتهای تجاری روی لباسمان استفاده کنیم وحق هیچگونه بهره برداری از اسامی خاص پیش کفته را نداریم.
- برای دریافت مدال حتی الامکان ورزشکاران ایرانی نباید با حریفانی مواجه شوند که به فکر برد هستند، بلکه با حریفانی باید مواجه شوند که برای باختن به المپیک آمده اند، حریف مان حتی الامکان باید از نقاط ضعف کافی برخوردار باشد.
- درصورتی که مدال آوردیم همه دنیا را باید روی سرمان بگذاریم و پیروزی مان پیروزی بر جهان و ابرقدرت ها و ناشی از غیرتمندی ایرانی است، اما اگر شکست بخوریم نه از جهان شکست خوردیم و نه از ابرقدرت ها شکست خوردیم و نه بی غیرت هستیم .
- برای آوردن مدال المپیک تنها مشکلی که نداریم پول است، و تنها مشکلی که داریم نداشتن عقل است. کفاشیان گفت: " با هشت میلیارد هزینه هیچ چیزی به دست نیاوردیم...."
- یکی از مسائل مهمی که ورزشکاران ایرانی در حین مسابقه دادن باید مواظب آن باشند، در نظر گرفتن سیاست خارجی جمهوری اسلامی است، آنها برای اینکه به المپیک بروند، نباید هیچ نظری در مورد سیاست داخلی داشته باشند و باید در مورد سیاست خارجی همه چیز را رعایت کنند.
- البته طبیعی است که برخلاف غربی های کثیف که همه چیزشان پول است، تیم ملی ما همه چیزش شرافت و ورزش و وطن دوستی است. یکی از ورزشکاران بزرگ ایران پس از شکست گفت" تمام زندگی من به این مسابقه و جایزه آن بستگی داشت، دیگر همه چیز تمام شد." یکی دیگر از ورزشکاران نیز پس از یک شکست دیگر گفت: " زندگی ام را براساس جایزه ای که خواهم گرفت تنظیم کرده بودم و حالا دیگر هیچ برنامه ای برای آینده ندارم."
- طبیعی است که در هر کشوری مسوول کمیته المپیک پس از شکست باید پاسخگو باشد، ولی در ایران برعکس است. مسوول کمیته ملی المپیک گفت: " باید مسوولان پاسخگو باشند."
نتیجه گیری اخلاقی: اگرهمین ورزشکاران المپیکی ما از کشوری مثل آلمان در المپیک شرکت کرده بودند، تا حالا پنج تا مدال گرفته بودند، و بالعکس اگر علی آبادی بجای ریاست بر واحد موتوری شهرداری مسئول ورزش آلمان بود، آلمانی ها تا حالا یک مدال هم نگرفته بودند.
و چرا مایکل فلپس هشت مدال طلا گرفت؟
وی گفت: فقط می خورم، می خوابم و شنا می کنم.
نقل ازابراهیم نبوی با ویرایشی مختصر
"دکتر علی لاریجانی در سخنانی با اشاره به اقدامات صورت گرفته توسط مجلس در ارائه رأی اعتماد به سه وزیر پیشنهادی گفت : مجلس با آگاهی به وجود برخی نواقص در کار وزیران پیشنهادی برای اینکه حمایت خود را از دولت نشان دهد به وزیران پیشنهادی دولت رأی اعتماد داد.

وی اظهار داشت : رأی اعتماد مجلس به سه وزیر پیشنهادی دولت برای همگان دارای پیام بود و نشان داد که مجلس دست در دست دولت از حقوق ملت دفاع میکند. مجلس سامان یافتگی وزارتخانهها را به مصلحت کشور دانست.
لاریجانی تأکید کرد: هر وزیری که به وظایف و تعهدات خود به درستی عمل نکند از ابزار نظارتی مجلس استفاده میکنیم و همانگونه که از دولت و وزرا حمایت کردیم بر عملکردشان نظارت نیز خواهیم داشت.
رئیس مجلس تأکید کرد: مجلس با کسی رودربایستی ندارد و وزرا باید برای حل مشکلات راهکارهای علمی بیندیشند و فقط به مسایل روزمره اکتفا نکنند."
این جملات بخشی ازبیانات ارزشمند رئیس مجلس محترم است.نمیدانم از کجا باید شروع کنم حکایت این مصلحت اندیشی نوابغ مجلس را. رئیس مجلسی که درهمین سخنان داعیه دفاع از حقوق ملت خود را دارداگر براستی غصه مملکت خویش ومردم خویش درسر داشت میبایست صداقت گفتار خویش را درهمان روز انتخاب وزرا نشان میدادوحقوق مردم خویش را منتظرآزمون وخطای وزرای ناتوان احمدی نژاد نمیگذاشت. از همسویی وتعامل با دولت نفرماییدکه سه سال گذشته ازعمر دولت نهم با مجلس هفتم چیزی جز همسویی وحرف شنوی از مجلس با دولت دیده نشد واگر تعامل وهمسویی با دولت اثری برای مردم ومصالح کشور میداشت امروز اوضاع مردم چنین نبود. آقای لاریجانی :براستی شما که آگاهانه خود برناتوانی برخی وزرای پیشنهادی تاکید میکنید چگونه است که نگران ناراحتی رئیس جمهور از رأی نیاوردن وزرای پیشنهادی میشوید اما از زیر پا گذاشتن حقوق مردم کشورتان با رأی دادن به وزیرانی که بگفته خودتان ضعیفنداخم بر ابرونمیآورید؟
ا گرچه شما از مصالح کشور میگویید اما یقین بدانید که صلاح کشور ایران مدتهاست که بفراموشی سپرده شده وجای آنرا تندروی ودوستیهای قدیمی پرکرده است. شما که از مدیریت علمی سخن میگویید چگونه درروز رأی اعتماددرحالی که دوست صمیمی ومعاون سابقه دار مالی شما علی کردان مدرک تحصیلی مجعولی را برای نمایندگان ملت ارائه میدهد از بررسی سوابق علمی دوست خودتان فراموش میکنید.؟ راستی نوشتن رساله ای با عنوان تربیت اسلامی وارسال به دانشگاه آکسفورد هم اگر سبب دریافت مدرک دکتری دررشته علوم اساسی میشود ماجاهلان بی مدرک هم بدمان نمیآیدبا ارسال نوشته هایی که میشود آنرا از هرجایی خریداری کرد به چنین رتبه های علمی دست یابیم وانشاءالله درآینده های نزدیک کرسی وزارتی همچون کشور را بدست آورد. خوب بنده خدا ، شما مدیریت علمی را از چه کسی انتظار میکشید که وعده نظارت تهدید چماق به اومیدهید.مومن : خودش دارد اعتراف میکند که مدرکی دال برتوانایی علمی ندارد آنوقت شما از او انتظار معجزات علمی دارید؟کسی چه میداند. شایدآقای کردان آن رساله مهم وتاثیرگذار ش را دردوران مدیریت شما بر صداوسیما وبا کمکهای شما نوشته اند که بنیان واستحکام علمی کافی حتی برای وزیر کشور شدن را هم داشته است ومدیران آکسفورد را مقهور خویش نموده.رساله درتربیت اسلامی ومدرک دکتری درحقوق اساسی؟!!!!
به ریاست محترم مجلس وهمکاران زحمتکش مجلسی که لحظه ای را برای پاسداری از حقوق موکلین خود از دست نمیدهندسفارش میکنیم بجای تهدید به نظارت مجلس بروزرای دردانه دولت نهم ، باسکوت درمقابل این انتخاب های درخشان خود وبا همان روش علمی که وزیر انتخاب نمودند، برعملکردآنان هم نظارت کنندویقین بدانند از مجلسی که برخاسته از اراده شورای نگهبان ونه رأی ملت ایران باشد بیش ازاین انتظاری نیست.....

یادمه سال 64که باتفاق خانواده یکساعتی پس از غروب آفتاب وتاریکی هوا ، پس از سفری طولانی ، به دروازه های تهران نزدیک میشدیم ، آسمان خیلی تاریک بود ودرظلمت وسیاهی شب فقط درخشش نور چراغهای شهرتهران بود که از از شمال تاجنوب شهر خود نمایی میکرد.هوای بهاری وصاف وپرتو نورهای مختلفی که از نقاط مختلف تهران میدرخشیدمنظره جالبی به تاریکی جاده داده بود. ناگهان رقص خیره کننده چراغهای رنگارنگ شهر جایش را به ظلمت وتاریکی ترسناکی داد که شوق وذوق کودکانه مرا به خیالی مرگبار ووحشتناک مبدل ساخت.
بله ، حمله هوایی هواپیماهای عراقی بود ورگبار ضدهوایی ها وگلوله های رسام که بشکل زنجیره ای ازگلوله های نورانی به آسمان میرفت. هرچند که این پروازمداوم گلوله های ضدهوایی صحنه های نورانی جالبی درتاریکی شب خلق میکردند اما یادم نمیآیدکه حتی برای لحظه ای ازدیدن ان صحنه ها احساس خوشی ومسرت کرده باشم.
آنروزها همه به هم دلداری میدادند که درهر صورت جنگ است ودراین شرایط که وطن بحران جنگی نابرابر را تجربه میکندصبر وانتظاربهترین گزینه است وباید با تمام توان درمقابل هجوم مشکلات ناشی از جنگ مقاومت کردهرچه بود دشمنی به خاک ما تجاوزکرده وقصد اشغال کشورمان را کرده بود.
اما درسال 87 پس از گذشت بیست سال از پایان جنگ ، اینروزها کشور ما شاهد بحرانی است که درکل سالهای پس از جنگ اگر بی نظیر نباشد کم نظیر است. قطع طولانی مدت برق درپایتخت کشور.
کشوری که درطی سالهای بازسازی وتوسعه از گذرگاههای مختلف اقتصادی وسیاسی بسلامت عبور نموده است اکنون با درآمدهای افسانه ای نفتی وصندوق ذخیره ارزی که جای پول تو جیبی دولتش را گرفته است ، از تامین برق مورد نیازکشور وخصوصا"پایتخت خود ناتوان است چگونه میتواند خود رابرای بحرانهایی نظیر جنگ 8ساله آماده نشان دهد.؟آیاما میتوانیم ادعای برتری نظامی وسیاسی درمنطقه داشته باشیم درحالیکه بعلت قطعی مکرر برق قادرنیستیم مراسم شلیک موشکهای دوربرد خودمان را به هموطنانمان نمایش دهیم؟
جالب است که کشور ما با داشتن منابع گسترده انرژی ومطابق برنامه چهارم توسعه اقتصادی خودنه تنها از وجود افزایش نیازبه انرژی بیخبر نبوده بلکه درهمان برنامه چهارم همزمان با افزایش تقاضای انرژی ،نسبت به توسعه وگسترش مراکز نیروگاهی کشورنیزبرنامه ریزی صورت گرفته است. مشکل قطعی های مکرر برق دراینروزها نه بعلت کمبود بارندگی وآب پشت سدها بلکه بدنبال عدم مدیریت منابع مالی کشور درساخت نیروگاههای جدید درسالهای اخیر بوده است.
ظهر یکشنبه برای کاری به بیمه خدمات درمانی تهران واقع درخیابان فاطمی رفته بودم ، طبقه سوم ساختمان بیمه مقصد کاراداری من بود.داخل اداره درآن ساعت روز که خورشیدبا گرما ونور حداکثری اش همه را کلافه میکند بعلت قطع برق در ظلمت وتاریکی مطلق فرورفته بودومن مدتی صبر کردم تا با جستجوی مجدانه چشمانم ، مسیر راه پله طبقات راپیدا کنم.مردم همگی سرگردان وکلافه منتظر آمدن برق بودند .من نیز
زمانی که متوجه شدم با توجه به قطعی برق واز کارافتادن کامپیوترهای اداره مذکورکاری ازپیش نخواهم بردو پس از آنکه از برگشت برق ناامید شدم برای دیدن دوستی به یکی از ادارات مجاور بیمه درهمین خیابان رفتم والبته آنجا نیز داستان بدتر از اینجا بود. نه از برق اضطراری خبری بود ونه بدون برق کاری میشد انجام داد.بدون تعارف باید گفت : شرم آور است برای کشوری که باداشتن منابع بی پایان انرژی نفت وگاز ودرآمدهای آن ووجود برنامه های متعدد توسعه ای برای جبران بی کفایتی خودبار خویش بر دوش مردمی میگذارد که خسته ازدغدغه های مختلف زندگی سخت خود ، از شدت گرما درقطعی برق وتاریکی ، مجبور به ترک خانه وحضور درپارکها وبوستانها ی شهرمیشوند تا شاید لحظه ای بتوانند درکنار خانواده آرام گیرند.
دیگر نمیتوان ساکنین آپارتمانهای مرتفع را که از فرط گرما طاقت ماندن درخانه راندارند دراین حرارت بالای 40 درجه همزمان با قطع دوساعته برق به اجر معنوی وثواب اخروی وعده دادواز آنان توقع حمایتهای بی دریغ از دولت را آنگونه که دردهه 60 مرسوم بود انتظارداشت.
خداکندکه موضوع اختلافات روزافزون دولت ما با غرب با تدبیر وعقل بپایان برسد وکارما زبانم لال به جنگ ومخاصمه نظامی دوباره ای منجر نشودوگرنه.......خداآنروز را نیاورد....

