
هنوز زمان زیادی از فاجعه توفان وحشتناک برمه ومرگ دهها هزار تن از مردم این کشور نگذشته بود که متاسفانه وقوع بلای طبیعی دیگری درچین سبب مرگ هزاران تن از شهروندان این کشور شد.
ما ایرانیان در طول سه دهه اخیر حداقل از سه زلزله مهیب ومرگباردرکشورمان خاطره های بسیار دردناک وتاثر برانگیزبیاد داریم : طبس – رودبار ومنجیل وبم. وبا وجود این خاطرهای تلخ وفراموش نشدنی بیش از دیگران ازعمق فاجعه و درد ورنج آنان آگاهیم وبیش از دیگران میتوانیم در احساس غم واندوه آنان شریک شویم.
جدا ازجدالهای بی پایان قدرت طلبان ودنیاپرستان که اغلب سبب بروز دشمنی و کینه ورزی بین حکومتها میشود ، حضورگروهها وتشکلهای مردمی که توسط انسانهای نوعدوست واز خود گذشته درسراسر دنیا اداره میشوندودرمواقعی همچون بروز حوادث طبیعی به یاری آسیب دیدگان میشتابند، سبب میشود گاهی برای مدتی کوتاه هم که شده مرز بندیهای سیاسی ودشمنیهای بی پایان حکومتهاوسیاستمداران چنان بی ارزش وبی مقدار شودکه دولتها نیز خود بر بی ارزش بودن بسیاری از حب وبغضهای فیمابین خود صحه بگذارندودرچنان شرایطی شاید از شرم ، اغلب دشمنیها ورقابتهای بی فرجام رابرای مدتی از یاد ببرند.
روح بزرگ والهی انسان که ریشه در فطرت خدایی او داردچنان عظمتی دارد که در هنگامه بروز ماتم برای دیگر همنوعان از هر نژاد وملیت ، چنان دچاراندوه وتأثر میگردد که گویی آوار حادثه بر سر خوداو ونزدیکانش فروریخته وغم آنان که در حادثه گرفتار شده اند ، غم واندوه عزیزان اونیز محسوب میشود.
حاکمان کشورهای مختلف بعلت برخی محافظه کاریهای سیاسی غالبا"درامداد رسانی وکمک به کشورهای آسیب دیده دیگر، از نیروهای مردمی خود عقب ترندچرا که ملاحظه کاریهای ساخته وپرداخته سیاست بیشترسبب میشود که آنان با تأخیرتصمیم گیری نمایندوبه کمکهای احتمالی بپردازند.
حضور نیروهای بین المللی امداد گر در حوادث رودبار ومنجیل وبم وپیامهای همدردی این کشورها با دولت ومردم ایران درهمین سالهایی که ما بیاد داریم علاوه بر اینکه درسهای بزرگی از انسجام وهماهنگی در کنترل خسارات بلایای طبیعی برای ما داشت ، انس والفت بین نیروهای مردمی وامداد گران خارجی از خود گذشته را بیش از پیش افزود وسبب رابطه های عمیق انسانی بین آنان ومردم آسیب دیده شد.
همچنانکه پیام تسلیت وهمدردی رئیس جمهور وقت کشورمان سید محمد خاتمی در اولین ساعات پس از حادثه انفجار برجهای سازمان تجارت جهانی به دولت ومردم آمریکابا آنکه مورد سرزنش کانونهای مغرض داخلی همچون کیهان وطرفدارانش گردیدلیکن نشان از بزرگی اندیشه ومرام انسانی داشت که نمونه واقعی نوعدوستی وایثارگری بود.
اغلب سیاستمداران درهمه کشورها بنا به همان مصالح ومنافع سیاسی مد نظرشان همواره سعی دارند تا روح لطیف انسانها را که از یک ریشه واحد منشاء گرفته است با طرح دشمنی های مختلف از یکدیگر دور نگه دارند وهرروز با ترفند تازه ای این کینه ونفرت را عمیق تر نمایندتا مبادانیازهاو آمال معنوی مشترک انسانها سبب نزدیکی بیشتر آنان به همدیگر وبی رنگ شدن دشمنیهای سیاسی حکومتها گردد.
شاید به همین دلیل باشد که این منافع مشترک انسانی ونیازهای واحد همه نسل بشر در هنگامه بروز سوانح وحوادث طبیعی که کنترل امور برای مدت کوتاهی از دست حکومتها خارج میشود ، بسرعت میتواند جای حب وبغض های سیاسی را بگیرد وچه بسا اگر ملتها از سوی زمامدارانشان به حال خویش واگذار میشدندریشه همه بدبختی ها وکینه توزیهای کاذب بین حکومتها ، توسط مردم بسادگی خشکانده میشد .
این
روزها هرکدام از ماانسانهای روی این کره خاکی بادیدن کودک ویا مادر وپدرزیر آوار مانده درچین ویا با مشاهده آمار قربانیان برمه وهرجای بلا دیده دیگر قطعا"روحمان به تلاطم خواهد افتاد وهر آنچه در توان داریم برای نجات همنوعان خود بکار خواهیم برد.
برای آنان که به نجات همنوعان خویش از توفان مشکلات وبلایا می اندیشند تفاوتی نمیکند که ملت گرفتار آمده درحادثه ، پیرو چه دینی واز چه سرزمینی بوده باشند . خواه ازچین وبرمه ویا فلسطین ولبنان وافریقا باشند یاشهروندان امریکایی باشند که ظاهرا"دشمن قسم خورده حکومت مانیز شمرده میشوند.
ریشه همه دشمنیهای حکومتی وسیاسی تابع شرایط ساخته شده توسط سیاستمداران است درحالی که نوعدوستی ، حسی الهی وبرخاسته از ذات خدایی همه انسانهاست که با هیچ رنگ سیاسی هم نمیتوان آن را پاک کرد.

باعنایت به برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران ونظر به معرفی کتاب مهیج وانقلابی جدید توسط دفتر نشر آثار واندیشه های ریاست جمهوردر این نمایشگاه تحت عنوان " نامه های شهروندان آمریکایی به رئیس جمهور "بر آن شدیم تا قسمتی از نامه سراسر شور واحساس یکی ازاین شهروندان را که بنا به احساسات پرشور انقلابی آنان ودرحمایت از سیاستهای جهانی رئیس جمهور عزیزمان خطاب به ایشان نوشته شده است انتخاب ومنتشر کنیم تا ضربه ای دیگر باشد بر جان بدخواهان و حسد ورزان به سفرهای استانی وخارجی ایشان.
From: edvin bichare
To: Mr. Dr. Mahmud ahmadinejad
Mr. Prezident of jomhuri of eslami of iran, dear mahmud ahmadinejad!
Hello aleykom. I am one of shahrvand from America . but I am sorry for It. I am motanaffer from george w bossh who is donkey and ahmaq and jenayatkar and korre of donky. He anjam mide very war and kill in the world and we don’t love him.
So. Begzarim. I am a karmand and my hamsar is driver mosaferkesh e shakhsi. We are mostajer and in this year our sahebkhune said add five milions dolar on the your home ejare. But i don’t have in home money.i told to my wife, zan: have u inghadar money ? she told: no.
Dear mahmood: We are bichareh. Help us please.we need to safare ostani in usa . You came to
america but you didn’t came to didar e mardomi with people. I am very very moshtaq e ziarate u . َ
USA need to your enghelabi reformation. You are our superman and have a hale noor on
your head . my zan say : u have a sandough for letters and ehsasate mardomi .she say u give to har letter some money avaze javab.
In your safare ghabli to usa , i came to kolombia university but nashod see u . i send a letter for u and want 5 milion komak as u felan .
america is very very bad country. we need to your barnameye jahani . you are very very good and we are in the faqr and badbakhti. My doost told : u have a brother in venezoela and u go har week there .Come to us when u go to venezoela and take ghadam rooye our eye.We need you. We know in your contry is no moshkel maskan and no gerooni .no mostajer no tavarrom.
So please give ejaze to us for coming to iran and ejare home and live in iran . I and my hamsar love you and love Mr. Elham ,mis f rajabi and Mr. Zaribafan and Mr. Saeedloo and Mr. Bazrpash ,saffar haradi ,….Send our hello to them.
In usa we read only keyhan ,resalat,iran newspapers ,don’t love sayd mohmmad khatami,eslahtalban,Rafsanjani and your doshmanan .we know your doshmanan have mafia and they are amele geranie maskan dar usa .
": we say to you for hosn e khetam energye hastei haghe mosallame mast"
. Ahmadi, ahmadi, efsha kon efsha kon .mafia ro rosva kon rosva kon .
Down with usa.israeel must be mahv from earth.
Bye. Bye. Bye. I love you
باعنایت به برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران ونظر به معرفی کتاب مهیج وانقلابی جدید توسط دفتر نشر آثار واندیشه های ریاست جمهوردر این نمایشگاه تحت عنوان " نامه های شهروندان آمریکایی به رئیس جمهور "بر آن شدیم تا قسمتی از نامه سراسر شور واحساس یکی ازاین شهروندان را که بنا به احساسات پرشور انقلابی آنان ودرحمایت از سیاستهای جهانی رئیس جمهور عزیزمان خطاب به ایشان نوشته شده است انتخاب ومنتشر کنیم تا ضربه ای دیگر باشد بر جان بدخواهان و حسد ورزان به سفرهای استانی وخارجی ایشان.
From: edvin bichare
To: Mr. Dr. Mahmud ahmadinejad
Mr. Prezident of jomhuri of eslami of iran, dear mahmud ahmadinejad!
Hello aleykom. I am one of shahrvand from
So. Begzarim. I am a karmand and my hamsar is driver mosaferkesh e shakhsi. We are mostajer and in this year our sahebkhune said add five milions dolar on the your home ejare. But i don’t have in home money.i told to my wife, zan: have u inghadar money ? she told: no.
Dear mahmood: We are bichareh. Help us please.we need to safare ostani in
USA need to your enghelabi reformation. You are our superman and have a hale noor on
your head . my zan say : u have a sandough for letters and ehsasate mardomi .she say u give to har letter some money avaze javab.

چندروز قبل بود که خبری توجه همه رسانه ها وفعالان سیاسی رابه خود جلب نمود.
(( بازنشستگی خاتمی ))
اگرچه پس ازمطرح شدن این موضوع توسط ایشان ، دوست ودشمن به بیان پیامد های آن پرداختند، لیکن نفس طرح شدن این موضوع اگر بتواند دراردوگاه اصلاح طلبان اسباب تحرک ودوراندیشی بیشتر را فراهم کند، نه تنها ناگوار ودردناک نیست بلکه قطعا"میتواند سبب ثمرات مثبت فراوان برای آنان شود.
مامردم ایران همواره اسطوره ای میاندیشیم وبدون آنکه بخواهیم حقایق را باور کنیم همیشه درجستجوی قهرمانی هستیم که بیاید ودردهای کهنه جامعه مارایک تنه وبا سرعتی که خود می خواهیم ، درمان کند.
همیشه چنین کرده ایم وپس ازچندی که سیل خروشان نابسامانیهای حکومت پیچیده ودرهم تنیده ما دستان اسطوره مان را برزنجیر کرد کم کم دوراو را خلوت کرده وبه تخریب پنهان وآشکار او پرداخته ایم.
هرچه او تلاش میکند وکمتربجایی میرسد ما نیز اورابیش از گذشته به بی لیاقتی وناتوانی متهم میکنیم وبااینکه علتهای پنهان این ناکامیها را اغلب ما میشناسیم ، لیکن ناخواسته با دشمنانش همصدا میشویم اورا بانامهایی چون ممد چاخان ، بی عرضه ، ترسو و.....به همدیگر معرفی میکنیم وابایی از مقصر دانستن اش و حتی"عبور از خاتمی "نداریم.
زمانی که او بانهایت توانش سعی برترسیم چهره ای لطیف وصلح طلب از ایران واسلام داردوهمه توطئه گران از هرسو سنگ کینه وحسد بسویش روانه کرده اند ، اطرافش را برای برخورد هرچه بیشترسنگهای کین خالی میکنیم وبی محلی براوراکمترین پاداشش دانسته وتنها به عافیت خودمی اندیشیم وجز همان رأیی که درانتخابات برایش داده ایم هیچ زحمت دیگری برای تحقق آرمانهای جهانی اش برخود هموار نمی کنیم . بله ، همه اینها را ما طرفدارانش با او کردیم وهرگز درمقابل طوفانهای مخالف درکنارش نایستادیم.
فارغ از اندیشه هایی که تنها به تصاحب قدرت میاندیشند وجزمشتی شعارهای بی اساس درموسم انتخابات ارمغانی برای کشورندارند، اگر هریک ازمن وشما صاحب شخصیت وجایگاه فکری ومعنوی فردی همچون سید محمد خاتمی بودیم آیا میتوانستیم براحتی خودراکاندیدای نشستن مجدد بر کرسی قهرمان خواه ایرانیان نماییم؟
همه خوب میدانیم که دربین مردان حاضردرعرصه سیاسی کشورمان که درجبهه موسوم به اصلاحات حضور دارند، هیچ فردی تمامیت خاتمی را برای بدست گرفتن ریاست جمهوری آینده نداردلیکن او نیز اگر با توجه به تجربه هشت ساله قبلی اش به این امر تمایلی نشان ندهد، انگاه چه کسی درحد واندازه او وجود دارد که پرچمدار اصلاح طلبی باشد؟
اجازه دهید مثالی بزنم. هم اکنون اگرچه ریاست جمهوری دردست اصولگرایان است ولی چنانچه به هر دلیلی آنان بخواهند فرددیگری را جانشین احمدی نژاد کنند آیا نمیتوانندگزینه بهتر یا هم اندازه او دراردوگاه خود بیابند؟ قالیباف – لاریجانی – رضایی وچندین نفر دیگر همزمان قادرند جای اورا به نحو بهتری پرکنندوآب از آب هم تکان نخورد.
دردیگر سوی اگراصلاح طلبان نتوانند رضایت خاتمی را برای حضوردرصحنه انتخابات جلب کنند، آیا چنان انسجام ویکدلی دربین آنان وجود دارد تا دربین خودشان گزینه واحدی را معرفی نمایند؟
تجربه رقابت درون گروهی دکتر معین وکروبی درانتخابات گذشته درس بسیار بزرگی برای اصلاح طلبان بود لیکن من هنوز ندیده ونشنیده ام که هیچیک از این دو بزرگوارویا احزاب حامی آنان اصل آن رقابت اشتباه را صادقانه زیر سؤال برده باشندویا از تکرار آن نگران باشند. اعتراف باید کرد که خاتمی دراردوگاه اصلاح طلبان یک سرمایه عظیم و محور اشتراک همه است ومتأسفانه از ایشان که بگذریم فرد دیگری نیست که مورد اقبال همه گروهها باشد.
کروبی از هم اکنون برای کابینه آینده اش دنبال تعیین وزیراست وشاید با طرح شعاری از جنس حقوق 50 هزار تومانی ماهیانه ، به تفرق آرای دوباره اصلاح طلبان می اندیشد ودیگرکاندیداهای احتمالی اصلاح طلبان نیز هنوز فاصله خود با توده مردم را باندازه لازم کم نکرده اندویا جامعیت لازم برای ریاست جمهوری را ندارند. باید صداقت داشته باشیم وبه دور ازتعارفات ، دنبال پرورش ویافتن گزینه هایی باشیم که بتوانند اندیشه مترقی خاتمی وامثال اورابسط وگسترش دهندوبه دور از هیاهو وجنجالهای فراقانونی وباتکیه برهمین قانون اساسی ودرزیرپرچم جمهوری اسلامی اداره جامعه بپردازند.خاتمی سرمایه ای گروهی وحزبی نیست .اومتعلق به همه است ونباید با تار وپودی که دوستان بدورش میتنند، درحلقه فکری گروهی خاص اسیر شود.
باید بدانیم وباور کنیم که حرکت درمسیر اصلاح طلبی غالبا" بسان حرکت درجهت خلاف مسیر رودخانه است واز اینرو همت والا ومردان پرتلاش وبی ادعا میطلبد وخود خواهی وقدرت طلبی تنها اصلاحات را به بیراهه میبرد وجامعه را دچار یأس وبی اعتمادی میکند. اصلاح طلبی ما هرگز از حوزه اهداف انقلاب اسلامی وتامین معیشت ورفاه مردم خارج نیست وبا کسانی که درپی براندازی وتغییر رژیم ویا خواسته های بدخواهان انقلاب اند هرگز همراه نخواهدشدآنگونه که "خاتمی" همراه نشد.
![]()
به چشمانت بیارای نازنین تصویر رؤیا را
به صحرای دلم جوش و خروش موج دریا را
قدم در قاب چشمم زن تو تنها عکس این قلبی
نگه بر اشک چشمم کن که خونین کرده شبها را
به ظلمت خانه دیده طلوع تو تماشائیست
بنازم نازنین چشمت که روشن کرده دنیا را
زانفاس خوشت صد مرده احیا میشود هردم
که حتی زنده کردی از دم گرمت مسیحا را
میان کوچه های زلف تو سرگشته وحیران
که تیغ ابروانت میکشد هر زشت و زیبا را
رخت صدبار زیباتر زروی یوسف کنعان
کشم بر دوش خود عمری غم ورنج زلیخا را
به عمری درمیان خال تو مدهوش وبیمارم
بنازم آن طبیبی که دهد درد و مداوا را
شکر خند تو شیرین تر هزاران باراز شیرین
کجا فهمی تو ای فرهاد صبر وطاقت ما را
بخالی بخشی ای حافظ سمرقند وبخارا تو
که من بهر نگاهی بخشم این ارض و ثریا را
اگر یک لحظه برگرددنگاهت از دوچشم من
به آه خود بسوزانم تمام عرش اعلا را
م- ک
به سخنان رئیس جمهور پرتلاش درجمع مردم قم گوش میکنم . گویا روزهای اوجش روبه افول نهاده است وصدای فرشته عدالت ومساوات دیگر آن ابهت وعظمت دوسال قبل راندارد. از آن تهدیدهای پیاپی وخط ونشان کشیدنهای هرروزه اش کمتر اثری میتوان یافت.سخنان رئیس جمهور درسفر اخیرش به قم ، آن شور وهیجان همیشگی را ندارد. از تهدیدهای ترسناک وانقلابی ورایحه پسند هم چندان رنگی باقی نمانده است ویا کسی آنرا جدی نمیگیرد. او میکوشد خود را خونسرد ومثل همیشه مصمم نشان دهداما نشانه های واضحی از قبول شکست وعقب نشینی از برنامه هاواهداف رابراحتی میتوان درکلامش ملاحظه کرد. بنظر میرسد بیش ازاینکه ازجایگاه قدرت با مردم قم سخن بگوید ، از درتسلیم ونداشتن راه چاره ونیز مظلوم نمایی خود دربین انبوهی از فاسدان که وی را محاصره نموده اند به گلایه گذاری مشغول شده است.
هنوز آن سخنرانی معروف درجمع مردم اسلام شهر از یادها نرفته است که با افشاگریهای بی مهابای رئیس جمهورهمراه بود وبه دومفسد اقتصادی برای باز گرداندن وام بانکها ضرب الاجل دوهفته ای میداد.
آنروز فریادهای تهدید آمیز وغرور آفرین رئیس جمهور عدالت گستر با تکبیروشور انقلابی مردم نیز درآمیخت تا تأییدی باشد بر فرمایشات ایشان برای بستن دست ویژه خواران ووراثان بیت المال. روزها از پی هم گذشتند وآن 15 روز مهلت نیز پایان یافت . رئیس جمهور همیشه گوی ، که فرصتی به دیگر اعضای کابینه اش برای ایرادسخن وفشار به غاصبان بیت المال نمیداد این بار پس از گذشت ضرب الاجلی که خود تعیین کرده بود ، سکوت را ترجیح داد . گویی که اصلا"مهلتی درکارنبوده ودزدی ومافیایی وجود نداشته است .
اگرچه رئیس جمهور نامی از دزدان نبرد اما با توضیحاتی که همزمان توسط برخی منابع از شورای شهر دوم تهران به بیرون درز کردروشن شد که نام آن دو تن رستمی والعقیلی است که نفر دوم دردوران شهرداری ریاست جمهور برشهر تهران ، از شرکا وطرف بسیاری از قراردادهای شهرداری بوده ودرتوزیع وگسترش روزافزون عدالت درآن دوره ، به شهردار تهران که از قضا رئیس جمهور فعلی است کمکهای بسیار نموده اند.
سخنرانی درسفرهای استانی گرچه فرصتی برای دیدار با مردم شهرستانها بود ، اما توسط ریاست جمهوربه فضایی برای تهدید منتقدین ورقبا ونیز اصلاح ساختار جهان تبدیل شد وکمتر از برنامه ها وپیروزیهای درخشان دولت نهم دراهداف از پیش تعیین شده اش پرداخته شد. کم کم همه فهمیدند که برای رضایت رئیس جمهور دوچیز شرط است : اول سردادن شعار انرژی هسته ای ، ودوم فریاد حمایتهای بی چون وچرای مردم از دولت نهم وسیاستهای داخلی وخارجی اش.
او که باشعار توزیع وبسط عدالت ونیز مهرورزی بر مسند قدرت جلوس کرده بود ، ازهمان بدو امر فاصله خودبا اغلب شعارهایش را درعمل نشان دادوبا عقب گرد از بسیاری از سخنان آرمانی ورویایی خویش نشان داد که در پس آن شعارهای جذاب دوران رقابت انتخابات یاپشتوانه ای نبوده ویا اینکه ایشان قادربه تحقق بخشیدن به شعارهای خود نیست .
همراهی بی نظیر وفراموش نشدنی مجلس هفتم با دولت نهم، حرف شنوی قوای نظامی وانتظامی از ایشان ، حمایت کامل ومکرر مقام معظم رهبری از دولت وفرصتهای بی نظیری که ایشان به دولت داد، همراهی وگاه سکوت قوه قضائیه ودررأس آن قاضی مرتضوی وخلاصه هماهنگی بی بدیلی که درحمایت از دولت ایجاد شده بود این بهانه را نیز از بین برد که : قوای مختلف کشور به دولت کمک نمیکنند ومانع کار وی میشوند. پس از این حمایتهای بی حد وحصر که تاکنون هیچ دولتی درجمهوری اسلامی ازآن برخوردار نبوده است ، چه چیزی وچه نیرویی قادر بوده وهست که چنین دولتی را تحت فشار بگذارد واز مقام اخلال ومقابله با او برآید؟ مگر میشود باور کرد که با وجود آنهمه حمایت مردمی ورسانه ای ومجلس و...که اشاره شد ، بازهم درداخل همین حکومت نیرویی وجود دارد که حتی قدرتش از نظر مالی وسیاسی ازحمایت رهبری نظام وپول نفت ونیروهای مسلح نیز بیشتر است واجازه کار سالم به دولت نهم رانمیدهد؟
براستی اگر درحال حاضر پس از گذشت 30 سال از انقلاب ودرداخل ارکان همین حکومت هنوز نیرویی وجود دارد که میتواند یک شبه همه رشته های دولت مورد حمایت نظام را پنبه کند ، شک نباید کرد که پایه های این حکومت در جای دیگری محکم شده وکشوربدست گروه دیگری اداره میشود . اما آیا واقعا"درکشور ماچنین قدرتی مافوق همه قدرتهایی که در قانون اساسی آمده است وجود خارجی هم دارد؟
میتوان باور کرد که عامل گرانی مسکن به گفته رئیس جمهور فقط یک بانک فاسد غیر دولتی با موجودیی درحد یک یا دوهزار میلیارد تومان باشد درحالی که اختیار صدها هزار میلیارد تومان بودجه وپول سرشار نفت دراختیار رئیس جمهور است؟ آیا علت مطرح شدن بیش از حد نام این نیروی ناشناخته ، ناتوانی رئیس جمهور از انجام وظایف خود و فرافکنی موضوع نیست؟
آیا میتوان باور کرد که این نیروی ناشناخته بحدی قدرتمند است که رئیس جمهور ایران با داشتن اینهمه منابع وپشتوانه های قدرت اقتصادی ونظامی ورسانه ای و...جرأت ذکر نامش راندارد؟
بنظرمیرسد رئیس جمهور محترم ، سال آخرریاست خود بر قوه مجریه را با مظلوم نمایی وترسیم چهره ای معصوم وبیگناه ازخودشروع نموده تا بلکه دیگران را مسئول این اوضاع نابسامان اقتصادی معرفی کندوبرای تصاحب این کرسی دردوره بعدی ، نقش سرداری تنها ومظلوم راداشته باشد.
رئیس جمهور محترم : اگر شما شعارتان را فراموش کرده اید ما هنوزدرخاطر داریم که میگفتید : میشود ومیتوانیم. اگر خبر ندارید مطلع باشید که امروز قیمت نفت 117 دلار دربشکه است . آیا هنوزهم نمیشود؟ آیا موقع توانستن این ملت فرانرسیده است؟؟؟
