تبليغاتX
روز از نو
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم ... نبود برسر آتش میسرم که نجوشم
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

اگه یادتون باشه سال گذشته مطلبی نوشته بودم درمورد شعر کودکانه اتل متل وکشفیات ماورایی دکتر حسین روازاده درمورد این شعر.درهمان مطلب ، اشاره ای داشتم به نظرات دیگراین اندیشمند معاصرکه از جمله آنها پرهیزدادن مردم همیشه درصحنه  ازخوردن میوه هایی بود که  دارای پسوند فرنگی هستند( توت فرنگی –گوجه فرنگی – هویج فرنگی و..). بحث امروزمن بیشتر حول محور میوه گوجه فرنگی است که خوشبختانه دولت نهم با تلاش شبانه روزی وبرنامه های گسترده کلیه وزرای عزل نشده اش سعی وافری دارد تا با مبارزه ای جانانه این میوه مضر وغیر ارزشی را از صفحه روزگار محونماید.(منظورم اسرائیل وهولوکاست واین مقوله ها نبود ).

دکتر روازاده دربیانات خویش ومضرات گوجه فرنگی میفرمایند: گوجه فرنگی دراصل از آمریکای جنوبی به بقیه جاها پخش شده ودر آنجا قبیله های بومی همیشه بچه ها را از نزدیک شدن به بوته و میوه خطرناک این گیاه دورنگه میدارند تا آنجا که نام میوه لعنتی را برآن نهاده اند.

بله درست شنیدید. همین گوجه فرنگیهای قرمز ودل فریب را میگویم که پس از تبلیغات و آموزشهای هدفمندی که توسط عوامل انگلیس واستکباردرقرون گذشته به نیاکان ما داده شدونیز بعد از اضافه شدن به غذاهای سنتی وارزش مدارانه ما ایرانیها ، سبب انحراف خانواده ها واهل آشپزخانه ودیگرشاغلین درحرفه شریف آشپزی گردید وکشور وملت ما را دردامی که نامش گوجه فرنگی بود اسیر ساخت . اسارتی که شاید قرنهاست سرمایه های نسلهای مختلف مارا به تاراج برده است . 

بدنبال این توطئه شوم استکباری غذاهای بسیاری نظیر املت ، اشکنه گوجه ویا کله جوش، گوجه وبامجان ویا گوجه وکدو، گوجه پلووبسیاری دیگر از غذاهاوخورشت های مشابه که گوجه فرنگی ملعون نقش اصلی وکلیدی درآنها ایفا میکرد پای برسفره مردم مومن وخداجوی ایران نهادومتأسفانه با گذشت زمان ، ذائقه مومنین را بسمت خود جلب نمود تا بدانجا که از آن فراورده منحوس دیگری  بنام رب گوجه فرنگی هم تولید شد وسرمایه های بسیار ازاین مرز وبوم به یغما برد. سس گوجه نیز دیگر محصول استعماری بودکه با ترکیب شدن با ادویه جات مختلف به ترکیب خطرناک دیگری بنام "سس تندویا کچاپ"تبدیل گردید ودستگاه گوارش مسلمانان مخلص وهمیشه درصحنه را بیش از گذشته هدف حملات وحشیانه خویش قرارداد.

حقیقتا" اعتراف میکنم زمانی که آن مطلب رامینوشتم فکر نمیکردم که این سخن نغز دکترروازاده تا این حد پرمعنی ومفهوم باشد ، آنموقع آنرا جدی نگرفتم وبه همین دلیل بسرعت ازآن گذشتم وتوضیح بیشتری برایش ندادم ، امااکنون که به همت والای دولتمردان عدالت مداراحمدی نژاد وعلیرغم ارزانی وفراوانی که ایشان به مردم هدیه کرده است با گرانی روز افزون گوجه فرنگی من همراه با اغلب امت از خود گذشته ایران اسلامی دیگر توان نزدیک شدن به درخشش نور قرمز وخیره کننده گوجه فرنگی های میوه فروشی را ندارم ، سرم به سنگ زمانه خورده وازپشت شیشه های مغازه میوه فروشی که عبور میکنم به نحسی ولعنتی بودن گوجه فرنگی هرچه بیشتر ایمان میآورم وعاملین این توطئه استکباری را که با وارد کردن این عامل بدبختی به فرهنگ ما سبب جریحه دارشدن قلوب مومنین خداجوی شدند ، نفرین میکنم.

ای گوجه فرنگی ، ای میوه لعنتی ، ای شیطان؛ از من دور شو که دیگر خریدارت نخواهم بود . خداراشکر میکنیم که قیمتت به جایی رسیده است که ما امت همیشه درصحنه ایران ،  نیمروی ارزشی را بر املت شیطانی که با استفاده از تو ساخته شود ترجیح میدهیم . حالا خوب میفهمیم که چرا باوجود ارزانی همه میوه ها وارزاق وبقیه چیزها درسه سال اخیر  قیمت گوجه فرنگی زیاد نوسان داشته ومشمول حمایت های دولت انقلابی نشده است. بله علت اصلی همان فرضیه دکتر روازاده است که گوجه فرنگی را یک عامل استکبار جهانی وایادی داخلی آن میداند.

اگر دشمنان قسم خورده دولت نهم اجازه بدهند وتوطئه دیگری نکنند، درشروع سال نوآوری وشکوفایی ، معجزه هزاره سوم دوباره جلوه گری کرده است وباردیگرتوسط خلاقیتی که فقط دروزرای انقلابی این دولت پیدا میشودو با روشی کاملا"انقلابی ، نسل ما ونظام ما از هجمه ای فرنگی نجات یافته است وسیاستهای درخشان محمودی عرصه را چنان بر مردم تنگ نموده است که توان خریدمیوه ممنوعه را از قاطبه امت حزب الله سلب کرده ومن نیز همراه باسایر امت حزب الله که درمیوه فروشیهااز خرید میوه ممنوعه درمانده اند ، با دیدن برق درخشنده گوجه فرنگی یکصدا فریادبرمیآورم که : ازت بیزارم ای میوه ملعون . ازت متنفرم ای باعث عقب موندگی بشریت. ازت بیزارم بیمزه ، زشت ،ای تهاجم فرهنگی فرنگی، ای....ویواشکی طوری که بروبچزنفهمند اشاره میکنم از همه  بیشتر از قیمتت بیزارم ای گوجه فرنگی.  

 

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 23:9 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
               

عید تموم شده. مسافرای نوروزی همه به خونه برگشتن، دیدوبازدیدهای عید هم که بعد از سیزده بدر دیگه گناه کبیره حساب میشه. پس چرا حال وهوای بازار پر تب وتابه؟. چرا قیمت کالاها اصلا"آروم وقرارنداره؟

میرم میوه فروشی :

 پرتقالهای تامسون خودمون که دیگه آبی هم به روزگارشان نمونده 1500تومان. سیب لبنانی وکیوی  1500 ، خیار1200 ، گوجه فرنگی 1500،  موز 1400 تومان و پرتقال مصری ونارنگی پاکستانی هم که برای ازما بهترونه وحدود 2000تومان یا بیشتره .

آخه بی انصافها ، مثلا"امروز ما جشن هسته ای داریم .روز ملی فناوری هسته ای رو جشن گرفته ایم واز شادی راه اندازی خط تولید 6000 سانتریفوژبدست پرتوان رئیس جمهورعزیزمون نمیدونیم چه جوری خوشی کنیم ، اونوقت شما بجای اونکه مجانی به مردم میوه بدیدهرروز قیمت تازه ای براش میذارید؟

برای اونایی که تو استانهای دیگه هستن که حرفی ندارم ومطمئنم که برو بچزحقشون رو کف دستشون میذارن ولی به عزیزانی که توی استان خراسان رضوی باگرون کردن قیمتهابه فشار وارد کردن روی گرده مردم شریف وهمیشه درصحنه مشغولندیادآوری میکنم که چهارشنبه بیست ویکم فروردین که رئیس جمهور شجاع ومکتبی تو مشهد حاضر شد ویقه یک یک شما جیره خواران استکباررو گرفت وبه کپسول اکسیژن محتاج شدید یادتون باشه که من گفتم و شما نشنیدید . عدالت وقتی که رسید دیگه دست وپازدن وعذرخواهی فایده نمیکنه ها....نگید نگفتی.

میرم آهن فروشی .

میگم قیمت پروفیل درب وپنجره چنده ؟ میگن قیمت نداریم امروز فروش نداریم تا خبر برسه.میگم مگه بازار سکه بهار آزادیه ؟ باعصبانیت اخم میکنه وکم مونده که بزنه تو سرم که بهش میگم قیمت آهن 14 چنده؟میگه همین الان قیمت 187 هزارتومانه اگه پولشو نقدی بدی.!!!!عجب بابام جان.مگه همین هفته پیش 150هزار تومان نبود؟!!!خداپدرتو بیامرزه اینکه گفتم فقط برای الانه وفرداشاید از 200 هم بگذره .نمیخوای خداحافظ. میام بیرون وباز یاد روز فناوری هسته ای میافتم که باعث غرور وعزت ماشده ونباید بخاطر این چیزای کوچک که حتما"کار دشمنای دولت نهمه کنترلمو از دست بدم.مطمئنم که باسفر رئیس جمهور عدالت محور هفته آینده همین آهن فروش دنبالم میفرسته با نصف قیمت آهن قسطی ازش بخرم.

میرم مصالح فروشی.

 دوماشین آجر معمولی میخوام....اگه آجر میخواید باید قرارداد ببندید هفته بعد تحویل میدیم.خوب چنده؟ هرکامیون حدود 300 هزار تومن!!چی؟!!!! 300 تومن؟ دیروز که 290 بود چرا امروز!!!! ....آقای عزیز اگه نمیخوای بفرماوقت مارو نگیر این قیمت همن الانه تا فردا هم معلوم نیست بیشتر نشه.....دیگه دارم جوش میارم اما امید من به توفیقات روز افزون جوانان هسته ایه. بی خیال مصالح ساختمانی تا اومدن مرد عدالت وخاموش شدن همه فتنه ها.

میرم سوپر گوشت محل

. اینجا دیگه سوال کردن لازم نیست. روی شیشه بدون رودربایستی قیمتهارو زده : گوسفندی 9500تومان ، گوساله 9000تومان ، مرغ 2800تومان .....وای سرم سوت میکشه از اینهمه نامردمی.

چرا توی این شهر بزرگ هیچکس قدر امروز بیستم فروردین روز ملی فناوری هسته ای رو نمیدونه؟؟؟؟چرا هیچکس ازخدمات این دولت هسته ای قدرشناسی نمیکنه؟مثلا" امروز روز خوشی وجشنه؟؟؟

دیگه دلم نمیخواد برم فروشگاههای بعدی بازار. توی یکی از میدونای شهرچشمم به یک نور خیره کننده میافته...عجب برقی داره .بله خودشه. خیمه ای که محل جمع آوری نامه های مردم به رئیس جمهوره.یکی صندوق درخواستها ویکی هم صندوق ابراز احساسات. با تمام وجود میخوام احساساتم روبه آقا بگم .تبریکی ازته دل که همه این خوشی هارو ایشون به ما هدیه کرده. کاغذی برمیدارم ومینویسم که چقدر دلم برای عدالتش تنگ شده وچقدراز این آدمهای بی انصاف بیزارم ایشون مایه عزت وآبروی ما وجهان بشریت واسلامند. میگم که جزدوری روی مبارکشون هیچ دردی ندارم وفردا بعداز ظهر توی صحن جامع رضوی درهمون  صف اول" انرژی هسته ای حق مسلم ماست "رو شعار میدم.مثل دوسال پیش که از بس این شعاروفریاد زده بودم تا یه هفته بعد از سفر رئیس جمهور صدام گرفته بود.  حالا که حرف دلم رو دارم با این نامه به رئیس جمهور میگم اصلا"از اوضاع خودم وبازار حرفی نمیزنم چون ممکنه مورد سوء استفاده دشمنا قراربگیره ودل نازکش برنجه . فقط درخواست مبلغی از سهمیه نفت امسال خودم میکنم والتماس دعا دارم.

 

حالا که نامه رو نوشتم وانداختمش تو صندوق احساسات ، روحم تازه شد ودنیا برام نورانی  . از دیدن مغازه ها وفروشگاهها حالم گرفته میشه .  دلم پرمیزنه برای محله رئیس جمهور مکتبی که همه کاسباش با انصافندوقیمت اجناس اونا با همه جا فرق داره. اونجا مدینه فاضله است وهمه چیز بوی عدالت میده . نه از گرونی خبریه ونه از مافیا. لابد همه چیز صلواتیه .راستی شما آدرسشودارید بمن بدید؟ 

 

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 20:53 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سریال مرد هزارچهره که شبهای عید را با آن بسر بردیم وبه خیر وخوشی تمام شدتاکنون از دیدگاههای مختلف مورد بحث وبررسی قرار گرفته ودر آینده نیز خواهد شد، اما فارغ از نقد ونظرهای فنی وکارشناسی هنرمندان وجامعه شناسان که بجای خود درست وقابل تأمل است ، نکته ای دراین مجموعه بود که ازهمه بیشتر نام برده شد وفی الواقع همان نام سریال بود"مرد هزار چهره".

گرچه این اسم در فیلم معنای خود راداشت ولی درعالم حقیقت هم شاید روزی برسد که برخی ازمردان امروزصحنه حکومت ما هم چهره های واقعی شان از پرده بیرون شودوبرای مابیشتر شناخته شوند.

نکته مهمی که دکتر جندقی قلابی گفت منظور حرف من است : کارها را باید ساده کرد وبه موضوعات مختلف باید با سادگی وراحتی برخورد کرد وتصمیم گرفت .

بزرگانی که طی سه سال گذشته با ساده کردن کارهای جاری حکومت داری درکشور("با همان روش ساده کردن موضوع درمان بیماریهای مغز واعصاب که دکتر سپهر جندقی درنروژادعا میکردانجام میداده") با ساده کردن کارها ی کشورپای را از مرز نبوغ ونوآوری بسیار فراتر نهادند ونشان دادند که درهر زمینه ای چهره مطرح وجهانی هستندوحتی برای کنترل ونظم جهانی هم برنامه های بزرگی درسردارند.

این مردان هزارچهره واقعی آنجا که بحث ساعت رسمی کشور وتغییرات مرسوم آن است موضوع رابسیار ساده تر از آنکه هست معرفی میکنندوبسادگی ماحصل سالها تحقیق وبرنامه ریزی را لغو کرده ودرجواب اهل نظر هم خود را سپهر جندقی واقعی وصاحب نظر این رشته میدانندوجامعه را وادار به پذیرش رأی خود میکنند.

 

آنروز که ازنوع هزینه کرد درآمد نفتی وتبعات شوم وتورم زای تزریق پول نفت به بازار صحبت میشود ، منتقدان را جیره خواران استکبار میدانند وخود را صاحب کمالات بی مانند دراقتصاد می پندارندوبه هیچیک از نصایح اهل فن محلی نمیگذارندوحتی درتکمیل پروژه اقتصادی خویش سازمان مدیریت وبرنامه ریزی شصت ساله را مخل برنامه های ساده خود دانسته ودرطرفةالعینی آن را منحل میکنند.

واز این دست کارها درچنته مردان هزار چهره واقعی ما بسیار دیده وشنیده اید:

 سیاست خارجی ونوع تعامل وارتباط با دیگر کشورها ی دنیا وسازمانهای بین المللی که قطعنامه هایشان بیشتر ازورق پاره ای معتبر نیست ، نحوه انتخاب وبرکناری هیئت وزیران ، موضوع هسته ای وکودکانی که درآشپزخانه منزل با وسایل بسیار ساده  تحقیقات پیچیده هسته ای میکنند، آنان که به چشم برهم زدنی داروی درمان کننده قطعی ایدز را کشف میکنندومراکز مجهزوبزرگ تحقیقات پزشکی دنیا را دربهت وحیرت فرو میبرند ، یا ریشه کن کردن سریع بیکاری با تزریق وامهای زود بازده به بازار درمدت زمانی  بسیار کوتاه ، برقراری امنیت اجتماعی ورفاه عمومی با طرحهای فضایی وبسیارمحترمانه وموثر، کنترل ویک رقمی کردن تورم افسار گسیخته با راههای بسیار پیش پا افتاده ودهن کجی به همه اقتصاد دانان واساتید دانشگاهها ، نشستن درزیر هاله ای از نور ونمایندگی امام زمان در دوره غیبت صغری ومعجزه گری درهزاره سوم و...همه از هنرمندیهای مردان هزارچهره هزاره سوم است که هرروزه درکشور ما رخ میدهد وجالب آنکه دکتر طبیبیانها وسرگرد اعتمادی های بسیار هم هستند که امروز با به به وچه چه از کرده های این هزار چهرگان واقعی تجلیل وتقدیر میکنند اما فردا روزی که تبعات سیاستهای درخشان وساده شده سپهرجندقی ها گریبان همه رابگیرد وسبب عفب ماندگی بیشتر وغیر قابل جبران کشور شود و همه بدرستی بدانند که نفت 100 دلار بجای آنکه راحت جان باشد بلای جانشان شده است ، چه کسی درجایگاه مدعی ، دادگاه مرد هزارچهره مارا برگزار خواهد کرد؟ چه کسی خواهد پذیرفت که عامل توهم این مردان هزار چهره ، بخشی از جامعه امروز ماست که بجای هشدار دادن وپیشگیری از ضررهای بیشتر کشور ،  با تشویقهای فراوان خود

، هزارچهره گان رابیشتردرتوهم همه کاره بودن فرومیبرند.

ودرآن دادگاهی که برای مسعود شصت چی برگزار شود ضمن اینکه همه اصحاب ویاران وتشویق کنندگان امروزی مرد هزارچهره ما ، خود درجایگاه مدعی خواهند بود ، معلوم نیست که چه کسی باید تاوان اشتباه وخطاهای بیشمار مسعود را بپردازد؟ 

آیا او اشتباهی است ویا ما مردمی که تاوان اشتباهات اوو دوستانش را می پردازیم اشتباها"ساکن این آب وخاک شده ایم ؟ صدالبته ....ما مردم عوامی هستیم که اشتباهی هستیم نه ایشان....

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 19:37 | لینک  |