
هرچند که از جمع سران وچهره های اصلاح طلب ، افراد قلیلی تأیید شده اند ولیست این گروه اغلب درصورت شکل گیری هم شامل کاندیداهای درجه سوم وچهارم اصلاح طلبان خواهد بود ، ولی قبول کنیم که اگر بدلیل عدم تحقق خواسته هایمان در تایید صلاحیتها تصمیم به ترک صحنه انتخابات مجلس هشتم بگیریم ، بزرگترین هدیه رابه اصولگرایان تقدیم کرده ایم.
اگر خوب دقت کنیم خواهیم دید که مجلس هفتم ، اگرچه متعلق به اصولگرایان بود وکمتر صدای دیگری از آن شنیده شد، لیکن همان تعداد اندک وانگشت شمار از اقلیت اصلاح طلب ، بارها وبارها صدای مردم را از تریبون مجلس بگوش جامعه رساندنداگرچه که هیچیک درحد واندازه سران درجه یک جبهه اصلاح طلبی نبوده و نیستند.
در جریان حضور اخیر احمدی نژاددرمجلس که جهت تشریح لایحه بودجه 87کل کشور صورت گرفت ، اگر حداد عادل به فریاد احمدی نژاد نرسیده بود ، با وجود هجوم سوالات بحق نمایندگان قلیل اما شجاع اصلاح طلب در مجلس هفتم ، خاطره ای تلخ برای وی ودیگر یاران اصولگرایش رقم میخورد که چه بسا سبب رسوایی هرچه بیشتر او ودولت ناتوانش نیزمیگردید.
اگرچه تعداد اکثریت داشتن درمجلس خیلی مهم است اما معتقدم اگر جمع منتقدین دولت درمجلس حتی به یک نفر هم کاهش یابد ، قطعا"اثروضعی خود راخواهد داشت ؛ همانگونه که مجلس شورای ملی را فقط یک مدرس یا مصدق کفایت میکرد.
اصولگرایان که باوجود مجلس بسیار ضعیف ومطیع هفتم ونیز دولت بسیار ناکارآمد وشعاری نهم دیگر برگی برای روکردن درمقابل خواسته های انباشته شده و بحق مردم ندارند وبا وجودقیمت نجومی نفت از تحقق حداقل شعارهای خود عاجز مانده اند ، بشدت نگران از دست دادن اکثریت کرسیهای مجلس هشتم بوده وهستند واز اینرو از هراقدامی برای تغییر اوضاع بنفع خویش بهره میگیرند.
از ایراد انواع تهمتها به اصلاح طلبان گرفته تا دخالت علنی نظامیان در انتخابات وقلع وقمع کامل آنان توسط هیئتهای اجرا ونظارت ، همه سعی براین داشته ودارند تا اصلاح طلبی را ازمدار اعتدال خارج کرده ودچار تصمیمهای عجولانه واحساسی نمایند به این امید که اصلاح طلبان انتخابات راتحریم وخیال اصولگرایان را از هربابت آسوده نمایند.
اصولگرایان آرزو میکنند تا روزی برسد که باقی مانده قلیل اصلاح طلبان که توانسته اند از سد موانع صلاحیتی عبور کنند ، عطای حضور درصحنه را به لقایش واگذارند واز شرکت درآن خود داری کنندچرا؟ به دودلیل :
1- پس از انصراف اصلاح طلبان از حضور درانتخابات ، گروههای اصولگرا به عناوین مختلف به تخریب ایشان پرداخته وبا عناوین دشمنی با انقلاب و...دفتر وپرونده وجودی این گروه های خطرناک را بطوردائم خواهند بست.
2- در غیاب اصلاح طلبان خود اصولگرایان از بین خود گروهی راتحت عنوان منتقد واصلاح طلب معرفی خواهند کرد تا شأن وجایگاه اصلاح طلبی رانیز برای خود به غنیمت بگیرند وانتخابات را فضایی کاملا"آزاد ورقابتی معرفی کننداین گروه جدید اصلاح طلب زیر پرچم لاریجانی شروع بحرکت آرامی نموده است و مترصد لحظه ای است که اصلاح طلبان ساز جدایی وتحریم انتخابات راکوک کنند وایشان بانام منتقدین دولت سعی درجمع آوری آرای مخالفین نمایند.
پس دوست عزیزی که تو نیز بدنبال رد صلاحیت کثیر سران اصلاح طلب از شرکت درانتخابات مأیوس شده ای، مطمئن باش درهر حوزه وشهری که رأی میدهی ؛اولا"به تحریم انتخابات فکر نکن، وثانیا"از بین همانها که تأیید صلاحیت شده اند هرچند ازمعروفین نباشند ویا خیلی سیاسی نیستند کسی را برای مجلس انتخاب کن تا صدای نوگرایی ومبارزه با واپسگرایی وتحجر که هدف اصلی امام وانقلاب اسلامی بوده است ، همواره از مجلس جمهوری اسلامی بگوش برسد وفرصت طلبان با غفلت وهیجان من وتو ، عنان سرنوشت ما را برای همیشه بدست نگیرند.
از هرجا که شروع کنیم دیر نیست ..............یاعلی


22بهمن
روز فرخنده ای که قطعا"برای نسل انقلاب ، روز جشن وشادی ملی وبیادماندنی وشیرین ترین یادگاردوران مبارزات ضد شاهنشاهی است .حضور پر شور مردم نیز درگرامیداشت خاطره این روز بزرگ دراقصی نقاط کشورمان ، علاوه بر تجدید خاطرات حماسه های بیادماندنی آنروزها، تجدید عهدی است با اندیشه های امام خمینی معمار وبنیانگذار انقلاب اسلامی ایران . این مراسم ، انگیزه ای است که اغلب ما راهرساله روانه خیابان میکند تا پاس بداریم بزرگی بزرگمردان نسل جاودانه این آب وخاک را.
دولتمردان ماهرساله دراین ایام سعی وافری بخرج میدهندتا دراین ایام از حضور مردم برای خویش مشروعیتی بسازند وسیل خروشان جمعیت 22بهمن را دلیل تأیید عملکرد خویش بدانند. انرژی هسته ای شعار سال قبل بود که به زور دولت نهم به اشکال مختلف در22بهمن شعار مردم شد واز هر پوستر وعکسی که راجع به این ایام چاپ شد ، فقط صدای یک حق مسلم شنیده میشد وبس. "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" نه استقلال ونه آزادی ونه جمهوری اسلامی . بدین سان حضور باشکوه مردم درمراسم پارسال حمل براجتماع مردم ایران به حمایت ازموضوع هسته ای شدودولت نهم نیز بنحو کامل ازاین جریان سودبرد .
درمراسم 22بهمن امسال ؛ من هم درشهرمحل زندگی ام شخصا" حضورداشتم وبا توجه به درپیش بودن انتخابات هشتم مجلس شورای اسلامی درماه آینده ، دولت محترم نهایت سوءاستفاده از شرایط این مراسم بنفع خویش را برد.بطوریکه علاوه بر سخنرانان که علنا"مردم رابه حمایت از معجزات دولت نهم درانتخاب نمایندگان اصولگرا ، ترغیب میکردند ، عده کثیر دیگری ، درحال پخش برگه هایی بودند که با عنوان "بصیرت "به تبلیغ علنی رأی دادن به کاندیداهای مورد حمایت دولت پرداخته بودوصراحتا"ازمردم میخواست که درروز انتخابات با بررسی سوابق کاندیداها به اصولگرایان وعلی الخصوص افراد مورد وثوق دولت رأی دهند.
گرچه درابتدای حضور درراهپیمایی 22بهمن86، احساس شادی روزهای پرشکوه پیروزی انقلاب برایم تداعی شده بود ، اما دیدن صحنه هایی که نه تنها با آرمانها واهداف بنیانگذار جمهوری اسلامی تناسبی نداشت بلکه بیشتر به یک میتینگ تبلیغاتی برای رایحه خوش خدمت واصولگرایان شبیه بود برایم بسیار تلخ وزجر آور بود. به مأموران انتظامی حاضر درمراسم اعتراض کردم که این اعلامیه ها مگر تبلیغ انتخاباتی نیست ؟ پاسخ شنیدم که خیر .این فقط پیامی برای مردم است که در انتخابات حضور داشته باشندوتبلیغ برای هیچ فردی نیست.
از طرف دیگرفرماندار وامام جمعه شهرکه سخنران مراسم بودند ضمن شکرگزاری فراوان ازدولت نهم که گفتمان انقلاب اصیل را دوباره درجامعه نهادینه کرده است ، به تشویق مردم جهت انتخاب نمایندگانی که از جنس دولت واصولگرا باشند میپرداختند.
به دولتبان محترم گوشزد باید کرد : گرچه این روز زیبای 22بهمن درسرما وگرما وحتی زیر بارش برف وباران مردم راهپیمایی را فراموش نمیکنند ، لیکن حضور پر شور آنان هرگز بمعنای تأیید کرده های آنان نیست همانطور که عدم شرکت احتمالی آنان دراین مراسم نیز، بمعنای دلزدگی از شعار استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی وراه امام خمینی(ره ) نیست.
![]()

امام خمینی درزمان حیاتشان بارها درجمع مسئولین وروحانیون ، خطر نفوذ تحجر وافراطی گری به فضای کشور را هشدار میدادنند.
این هشدارها بیشتر درجمع طلاب وعلمای دینی مطرح میشد ویا بصورت نامه ها وبیانیه هایی منتشر میگردیدکه مبادا عنان حوزه ها ومراکز دینی وسیاسی بدست مبلغان ومروجان متعصب ، علی الخصوص طرفداران انجمن حجتیه بیافتد.
اما متاسفانه پس ازرحلت ایشان بتدریج ، آن اتفاق خطرناک روی دادوکسانی که دردوره امام جرأت عرض اندام نداشتند ، از لانه ها خارج شده وبا بودجه های دولتی، تحت عناوین واشکال مختلف با نفوذبه مراکز مهم فرهنگی کشوراز حوزه ودانشگاه ونظامی وغیرنظامی ، ضمن پرورش نیروهایی که برای اینروزها درنطر گرفته بودند ، بسیاری ازدژهای مستحکم انقلاب رافتح نمودندوبابرنامه ای حساب شده تفرقه ای فیمابین نیروهای متعهد واصیل انقلاب پایه ریزی کردند که هرروز بیش از گذشته سربازان وفادار نظام را درمقابل هم قراردادودوستان وهمرزمان دیروز را به دشمنانی سخت مبدل ساخت.
رایحه خوش خدمت یکی از محصولات سیاسی این تفکراست که درحال حاضربا روشهای تخریبی وبدور ازهرگونه پایبندی به اخلاق وایمان، پس ازاینکه باایراد بدترین تهمت ها اغلب نیروهای همرزم امام را یکی پس ازدیگری با ترور شخصیت ، خانه نشین کرد قوه مجریه رافتح نمود واکنون برای فتح الفتوح دیگر چشم به تصاحب اکثریت مطلق کرسی های قوه مقننه دارد .
گرچه اصولگرایان سنتی سعی بسیار نمودند تا این گروه تازه شکفته درمزرعه سیاست را زیر چتر اصولگرایی ببرند ، لیکن پس ازاینکه نازوکرشمه بسیار از رایحه خریده شد وآنان هم به پشتوانه قوه مجریه رایحه ای محلی به ادب واحترام اصولگرایان نگزاردند، کاشف بعمل آمد که این گروه جدید نه تنها خود راکمتر از اصولگرایان سنتی و ریشه دار نمیداند بلکه جامعه روحانیت مبارز وسالخوردگانی همچون آیةالله مهدوی کنی رانیز جدی نمیگیرد.
روزی پس از فتح مجلس هفتم ودولت نهم توسط رایحه ای ها، محمد رضاباهنر درکمال ناپختگی از سودای تصاحب پنجمین سنگر یعنی خبرگان رهبری خبر داد، چنین احتمالی به ذهنش خطور نمیکرد که دیری نخواهد پایید که همین رایحه گمنام ، برای انتخابات مجلس هشتم اهم تصمیمات اصولگرایان را اخذ کند و به خیر خواهیهای ریش سفیدان اصولگراهم وقعی نگذاردوهرگاه لازم باشد برایشان خط ونشان هم بکشد.
سالها قبل مصادف با ظهور دولت سیدمحمدخاتمی که گروههای فشار ظهور یافته بودند، خطر نفوذتحجر وتندروی توسط برخی ازنیروهای وفادار وآگاه انقلاب ، به عناوین مختلف گوشزد میشد وحتی از نیت گروهی برای بدست گرفتن تدریجی بالاترین قدرت سیاسی وقانونی درکشور یعنی رهبری نظام جمهوری اسلامی هشدار میدادنداما دردیگر سوی گوش شنوایی وجود نداشت که این "یاوه ها" را بشنود.
اما پس ازدرگذشت مرحوم آیةالله مشکینی ريیس فقید خبرگان رهبری درجلسه تعیین جایگزین آنمرحوم که درکمال ناباوری کاندیدا شدن آیةالله جنتی را بدنبال داشت برخی که تا آنروز همچنان درخواب بسر میبردندپس ازمشاهده میزان آرای هاشمی وجنتی که بسیار به هم نزدیک بود، دریافتند که گویا تا امروزحدود نیمی از خبرگان نیز درقبضه وتسلط سران رایحه ای قرارگرفته است وبدین ترتیب این بار خطر تحجرخود را به مهمترین ستون خیمه یعنی جایگاه رهبری نظام وولی فقیه رسانده است.
گرچه دراین اولین آزمون ، هاشمی با رأی حدود 45 درمقابل 34 توانست ریاست خبرگان رابدست آورد ، اما خطری که سالها از آن برحذر داشته میشدیم خودی نشان داد تا درچه زمانی دوباره سر بازکند وجایگاه اول سیاسی ومذهبی جمهوری اسلامی ایران را بچنگ آورد.
امروز که بدنبال قلع وقمع 100 درصدی کاندیداهای اصلاح طلب درمجلس هشتم، از لیست 30 نفره اصولگرایان تهران ، رایحه خوش خدمت فقط 10 کرسی را بتنهایی به خود اختصاص داده است ، 10 گروه باقی مانده اصولگرایان درتهران از بین آنهمه رجال باسابقه خود فقط میتوانندنام 20 نفر ونه بیشتر رابه لیست بیافزایندوالبته قبلا"درمورد اسامی آنان هم ، رضایت رایحه را جلب نمایند.
دراین حال وروز نه چندان خوش اعاظم اصولگراوسنتی ، ندایی برخاسته است که: ای وای ، زیر پرچم اصولگرایی وباسوءاستفاده ازنفوذوسابقه جامعه روحانیت مبارز دربین توده های سنتی ومذهبی جامعه، این رایحه خوش خدمت است که همه کرسیها ی مجلس رابدنبال تصاحب بی چون وچرای قوه مجریه طلب میکندوجز به خود به دیگر اصولگرایان نمی اندیشد.
چه بسا فرداکه مجلس فرمایشی هشتم درغیاب گروههای اصلاح طلب ومستقل ، توسط همین اصولگرایان تشکیل شود ، ریاست مجلس نیز بدست معلم اخلاق هیئت دولت جناب مرتضی آقاتهرانی ، یکی ازدست پروردگان خاص مصباح یزدی بیافتدوباردیگرعلی لاریجانی را که از هرحیث خود رارئیس مجلس هشتم میداند ، غافلگیر نماید .
حال باید پرسیدتاچندی دیگروپس از فتح سنگر مجلس هشتم ، کدام سنگر مهم برای فتح کردن توسط رایحه خوش خدمت اولویت بیشتری خواهد داشت ؟مجمع تشخیص مصلحت؟ قوه قضائیه یا رهبری نظام جمهوری اسلامی؟؟؟کدامیک؟.......

یادش بخیر دوران کودکی وایام انقلاب . سال 57 کلاس دوم ابتدایی بودم .اسفند ماه بود وانقلاب هم پیروز شده بود .مابچه های شجاع مدرسه هم که خیالمون از بابت پیروزی انقلاب راحت شده بود ، هرروز بعلت بی برنامه بودن مدرسه ها از کلاس ومدرسه تعطیل میکردیم وتو کوچه واطراف مدرسه به تظاهرات ضد شاهنشاهی مشغول میشدیم. البته تو همون روزگاربچگی خیال میکردیم که با اینکارداریم با حکومت شاه مبارزه میکنیم. راستش یک کم از شعارها عقب بودیم وبعضی از شعارهایی که دیگه بعلت پیروزی انقلاب وتغییر حکومت ، تاریخ مصرفش گذشته بود هنوز تازه وارد آلبوم شعارهای بچه های مدرسه شده بودوبشدت هم مورد استفاده انقلابی قرارمیگرفت .( زیر بار ستم نمیکنیم زندگی ، جان فدا میکنیم درره آزادگی ، زیرورو میکنیم سلطنت پهلوی ، مرگ بر شاه ، مرگ برشاه....قسم بخون شهدا شاه تورا میکشیم .....ارتش برادر ماست خمینی رهبر ماست .....توپ تانک مسلسل دیگر اثرندارد !!!بردرارتشی چرابرادر کشی؟!!؟و....)
اگرچه ما بچه هاخیلی از اوضاع واحوال اطلاع دقیقی نداشتیم وخبرها هم مثل حالا بسرعت همه جارو پر نمیکرد ، امافکر نمیکنم اگه خبر ازپیروزی انقلاب هم میداشتیم دربرنامه راهپیمایی ماوشعارهای مصرفی اش اثر خاصی میگذاشت.
آخه اونروزها بقدری بچه ها آتشی وانقلابی بودند که هرچی انرژی پتانسیل بود انگار تو حنجره ها ذخیره شده بود ودیوار ی هم ازدیوارشاه برای مرگ گفتن وفحش دادن کوتاه ترنبود.
عکس دوست داشتنی وتاریخی امام خمینی که سمبل مقاومت ومبارزه علیه طاغوت شده بود دست همه بچه ها دیده میشد . همون عکسی که امام با مشت گره کرده وچهره مصمم دیده میشه . عکس شاه که صفحه اول کتابهای درسی مابود هم جزو وسایل اصلی فرهنگی بود که در مراسم شعار دادن ودرپایان کار روزانه از کتابها کنده شده وبه آتش کشیده میشد....
هرکسی از روزهای قبل وبعد انقلاب به فراخور فعالیتها ومحل زندگی خودش خاطراتی داره که با رسیدن این ایام دهه فجر مروری بهش میکنه.
درخیلی از فیلمهایی که از دوران حضور امام ویا مبارزات مردم درانقلاب موجوده وممکنه گاهی تلویزیون اونارو نشون بده ، چهره هایی از مبارزین دراون فیلمها حضور موثروفعال دارن که امروزه یا باسم دشمنان انقلاب از اونا یاد میکنن یا درگوشه ای ازاین مملکت بی نام ونشان مثل گناهکاران تبعیدی روزگار میگذرانند.
باسرنوشت غم انگیزی که نصیب بسیاری از انقلابیون سالهای 57 وقبل از آن شد ونیز با برخورد های ناجوانمردانه ای که بابسیاری از موثرترین مبارزان روزهای سخت انقلاب صورت گرفته ومیگیرد ، روحیه اغلب آنان که هست ونیست وتمام زندگی وعمرخودشان را درراه پیروزی آرمانهای نظام اسلامی فداکردندهرروز بیش ازگذشته تضعیف گردید واغلب آنان اگر با برچسب خیانت وضد انقلاب بودن به گوشه زندانها نیافتاده باشند ، ترجیح دادند که حضور درصحنه را به آنان که اصلا"نقشی درپیروزی انقلاب نداشته ویا درروزهای مبارزه هنوز متولد نشده بودند بسپارند وخود درگمنامی وسکوت زندگی کنند.
این شبها وروزها ی دهه فجرکه سیما ی جمهوری اسلامی ایران چاره ای جز پخش همان چند فیلم برجای مانده از دوران انقلاب ندارد ، چهره هایی دوشادوش امام دیده میشوند که درآنروزها صف اول مبارزه بارژیم شاه راتشکیل میدادند واغلب بارها وبارها سابقه زندان وشکنجه های ساواک را در خاطرات خود بیادگار داشتند وجالب اینکه امروز در بیست ونهمین سالروز پیروزی انقلاب از آنان بانام دشمنان وبدخواهان نظام اسلامی یاد میشودوبجرم ناشناخته بودن یا عدم التزام به اسلام وانقلاب دراغلب مراکز دولتی فاقد صلاحیت شناخته میشوند.
شاید اگر همین چند عکس وفیلم نبود مسئولین فعلی دولتی ترجیح میدادتد که حضور آنان راهم درصحنه های مبارزه حقیقی انقلاب بکلی انکار کنند. عجیب انقلابی شد . کسانی که بیشترین تلاش رادرراه پیروزی متحمل شدند ، بدست کسانی که اصلا" هیچ فعالیت درخشانی دردوران قبل وبعد ازانقلاب نداشته اند بنام اسلام وانقلاب اسلامی حذف میشوند...
خداراشکر که از دوران مبارزات پرشورخودودوستانم دردوران انقلاب ، عکس و فیلمی وجودندارد وگرنه امروز نه صلاحیت نمایندگی مجلس راداشتم ونه میتوانستم کارمندهیچ نهاد یا اداره دولتی باشم ، چرا که " هم عامل امریکا وسازمان سیا وموسادم وهم با برخی سیاستهای آرمانی دولت کریمه نهم موافق نیستم وهم آب به آسیاب دشمنان اسلام میریزم و.هم...پس من دشمن قسم خورده انقلابم وشایسته محرومیت از همه چیز .......
باز هم بارش برف و سفیدپوش شدن معابروخیابانها . بارش برف این موهبت الهی ، همیشه باعث خوشحالی مابوده وهست اما امسال این جشن برف زمستانی دربرخی ازمناطق کشورمان جایش را به ناراحتی ودرماندگی داده است.
هنوز هجوم توفانی سرمای ناشی ازاولین برفی که در نیمه دیماه باریداز چهره شهر پاک نشده بود که این یکی تازه شروع به باریدن کرد.
کمبود گاز ودرتنگنا بودن مردم دراین شرایط سخت سبب شده تا هریک از هموطنان به فراخور توان وامکانات خویش دنبال راهی برای گرم نگاه داشتن محیط زندگی خودوخانواده از سرما وعوارض آن باشند . چراغهای نفتی معروف به والر وهمچنین بخاریهای نفتی که درسالهای قبل بدنبال گازرسانی شهرها با شادمانی وشور فراوان به نمکی ها وضایعاتی ها به بهایی اندک فروخته شده بودند دراین روزهای سردتنهایی برای مردم دردمند وناتوان درشهرهای سردسیر ، به متاعی گرانبهاونایاب بدل گشته اند.
اغلب نسل نوجوان حاضر ما که درفرهنگ لغت ذهن کوچکشان ، واژه هایی همچون نفت وگازويیل وکرسی برقی وزغالی ولغات مشابه آن کلماتی غریب وناشناخته بود کم کم دریافتندکه باتمهیدات اندیشیده شده توسط دولت معجزه هزاره سوم برای کنترل بحران سرمای طاقت فرسا ی زمستان 86 ، باید به هروسیله که میتوانند خود رابه وسایل گرمازا برسانندو دل به تمهیدات معجزه آسا خوش ندارند.
دراین روزها درهریک از مناطق سرد کشور که با بحران گازمواجهند ، اگر سری به بازار لوازم خانگی بزنید هیتر برقی پیدا نمیکنید ویا اغلب قیمت بسیار سنگینی برای آن باید بپردازید.
نفت سفید ، گازويیل ، کپسول گاز خانگی ، گاز پیک نیکی ویا بخاری نفتی حتی بخاریهای مشهدی معروف به چکه ای هم حکایت لوازم عتیقه وباستانی رایافته اند.
اغلب کارخانجات شهرهای صنعتی بطور کامل تعطیل وصنعت کشور درخواب زمستانی فرورفته گو اینکه کشورمان با این مدیریت بحران کارآمدش تصمیم دارد قدرت بزرگ اقتصادی منطقه نیز بشود.
درادارات دولتی وبانکها هم اگر سروکارت به آنها پیدا شودخواهی دید که کارمندان با پوشاک زمستانی کامل ، ودرحالی که هریک پتویی برروی پاها انداخته اند ، به خدمتگزاری به خلق الله مشغولندچراکه اخیرا"گاز ادارات هم قطع شده است..
دربرخی روستاها بطور کامل آب لوله کشی از آغاز یخبندان قطع شده ومردم بعناوین مختلف مشغول تهیه آب مورد نیاز برای خود هستند. این وضع دربرخی ازنقاط شهری هم مشهود است وبرخی همسایگان نیز از داشتن آب درلوله ها ی منازلشان محرومند.
راههای روستایی که اغلب به امان خدا رهاشده وتا همین روز عاشورا پوشیده از برف ویخ بودند بعد از اینکه به همت گرمای دوست داشتنی خورشید خانم بطور موقت باز شد ه بودند ، مجددا"برف اخیر تکلیف آنها راهم برای هفته های آینده روشن کرد.
براین همه مواهب زمستانی که به رایگان دراختیار مردم ایران قرارگرفته است باید یخبندان شدید وغیر قابل ذوب هیتهای اجرایی انتخابات راهم اضافه کرد که سبب شد تا دهان همه مخالفان معجزه بودن دولت نهم بدنبال انتقادهایی که درطول سالهای حکومت اوگفته بودند با هر آنچه درآن بود، از شدت ظهور چنین معجزه ای ازسوی قوه مجریه وهیئتهای اجرایی آن یخ بزند . انجمادی که تا پس از روشن شدن تکلیف مجلس هشتم نیز به ذوب نخواهد انجامید.
دربسیاری ازحوزه های انتخاباتی بدنبال آسودگی نسبتا"کامل 100درصدی از عدم حضور منتقدین دولت نهم درصحنه رقابت مشکل تازه ای بروز کرده است . اصولگرایان نمیدانندبا تعداد کرسیهای کم مجلس وخیل عظیم عاشقان خدمتگزاری درسنگر بهارستان که اتفاقا"همگی هم تأیید صلاحیت شده اند ، چکار کنند.از طرفی ظرفیت مجلس شورای اسلامی متاسفانه جای کافی برای اینهمه عشق واخلاص ندارد وثانیا"زمانیکه بر اساس توافق قبلی لازم است تا تعدادی از کاندیداهای سیاهی لشکر ودست سوم وچهارم ،دورواطراف اصلی ها را خلوت کنند ، این شور وعشق خدمت به جامعه اجازه نمیدهد هیچیک از آنان بنفع بزرگترها میدان را خالی کنند.

چه میتوان کرد . آخر مشکل کار اینجاست که این سرمای شدید سبب شده تا اصولگرایان هم درپایبندی خویش به تکلیف شرعی واجتماعی وملی که سنگینی آنرا بر دوش خود احساس میکنند ، از شدت عشق به خدمتگزاری منجمد شوند .
یخی حجیم که فشردگی بلورهای درهم بافته آن ، جزبا تکیه زدن بر صندلیهای سبز نوکری مردم درمجلس شورای اسلامی باز نخواهد شد.
برف زیاد شد بروم دنبال یک دبه آب اضافه از خانه همسایه . شاید فردا آب آنجا هم یخ بزند. .. خداحافظ
بوی گل سوسن ویاسمن آید عطر بهاران کنون از چمن آید
رهبر محبوب خلق از سفر آید دیو چو بیرون رود فرشته درآید
در آستانه دهه فجر سی امین بهار آزادی ایران از استبداد شاهنشاهی ، شمشیررد صلاحیت همانگونه که فکرش را میکردیم عمل کردوسر همه رااز کوچک وبزرگ یکجابرید . سابقه وزارت ووکالت مجلس وسابقه همدوشی و همراهی با امام خمینی از پاریس تا بهشت زهرا ی سال68، استانداربزرگترین استانهای ایران بودن و....وهر سابقه دیگری ازجبهه وخانواده شهدا وهمفکری وجانفشانی درراه امام وانقلاب اسلامی ونیز سابقه رفاقت وهمسنگری با بزرگی همچون مقام معظم رهبری درصحنه های مختلف قبل وبعد ازانقلاب ودهها موفقیت وسابقه خوب دیگر باعث نشد هیئتهای اجرایی به آن دستوری که پیش از ثبت نام کاندیداها توسط فرماندهان ارشد به آنان ابلاغ شده بود عمل نکنند. آنان همان کردند که باید میشد وخطررا اینبار از روز اول شناختندونسخه اش رایکجا درهمان روز اول پیچیدند. همه اصلاح طلبان رابا دلیل بسیار جالب عدم پایبندی به اسلام ودینداری از انتخابات محروم کردند ودرروزهای مصادف با دهه فجر ، انقلاب رادوباره بیمه کردند.
میخواستم من هم چیزی بگویم اماترجیح دادم نوشته آقای شیرزاد نماینده مجلس ششم ویکی ازرد صلاحیت شده ها رادراین پست بگذارم تاشما هم ببینید وبیشتر بدانید.
"صلاحيت من و تو"
من صلاحيت ندارم ، تو صلاحيت داري. من سياهپوستم و تو سفيد پوست . من اگر كاري انجام دهم بنا به خواسته دلم بوده و تو هر تصميمي كه بگيري بنا بر مصلحت و تدبير است. من اگر به عرصة سياست بيايم قصدم قدرت طلبي است و تو اگر بيايي نيتي جز خدمت به خلق خدا نداري . من اگر براي 50 نفر در يك محفل كوچك سخن بگويم جنجال تبليغاتي به راه انداخته ام و تو اگر از رسانة ميليوني با صراحت مرا متهم كني روشنگري كرده اي . من اگر جامعه را نسبت به خطرات پيش رويش هشدار دهم ذهن ها را مشوش كرده ام و تو اگر صدها و هزاران ايراني را به بيگانه منسوب كني مردم را بيدار كرده اي .
من ناحقم چون قدرتي غير از كلام ندارم و تو بر حقي چون از هر قدرتي براي اعمال نظراتت بهره مندي. من قابل اعتماد نيستم چون در حلقه قدرت جايي ندارم و تو با ورود در حلقه قدرت از هر پرسشي مصون هستي. من بايد تا فيها خالدون زندگي شخصي ام را براي توبازگو كنم و تو به صرف آنكه در حلقه ياران مورد اعتمادهستي زندگي ات درپرده است. من از فردايم نمي توانم ايمن باشم و تو براي جايگاه نواده هايت هم برنامه داري .
به تو گفته اند حق داري صلاحيت مرا بررسي كني. به تو گفته اند اعتقاد مرا به اسلام اندازه گيري كني. به تو اين حق را داده اند كه ميزان التزام عملي مرا به اسلام و نظام مقدس جمهوري اسلامي تعيين كني. مي گويند صلاحيت مرا بايد تو احراز كني. يعني تو اين حق را داري كه تشخيص دهي من به اسلام اعتقاد و التزام عملي دارم يا نه. يعني تو اين اختيار را داري كه در ميزان وفاداري من به كشور تصميم بگيري . به تو اين اجازه را داده اند كه درجه پايبندي مرا به قانون تشخيص دهي. اين نظام به تو حقي داده است كه خداوند به پيغمبرش نداد. اكنون تو در موضعي نشسته اي كه ايمان يا بي ايماني مرا محك بزني. به ياد ندارم خداوند در هيچ فرازي به هيچ فرستنده اي اين حق را داده باشد كه در اين دنيا انسانها را به مؤمن و غير مؤمن ، معتقد و غير معتقد ، ملتزم به اسلام و غير ملتزم به اسلام و... تقسيم كند.
اما چه كسي صلاحيت خودت را تأييد مي كند؟ تو خودت از كدام صافي عبور كرده اي كه معلوم شده است به اسلام اعتقاد والتزام عملي داري؟ چه كسي به تو تضميني داده است كه نماز تو مقبول است و نماز من نامقبول؟ چه سندي به دست توست كه جايگاه تو را نزد خداوند از من بالاتر تعيين كرده است؟ خودت بهتر مي داني كه با عبور از دالان قدرت و با ارتباط با اصحاب قدرت بر آن صندلي قضاوت تكيه كرده اي. خوب مي داني كه اگر حتي در چند محفل خصوصي زبان به انتقاد بگشايي آرام آرام ازليست معتمدين حذف مي شوي و ديگر بر آن مسند نخواهي بود. تو خودت خوب واقفي كه در اين كشور با چه سرعتي هر سال عده اي را ازقطار سياست پياده مي كنند. بنابر اين خوب مي داني كه شرط سوار ماندن چيست. مي داني كه در هر زمان بايد از چه كساني تبري بجويي وتلاش كني با خشن ترين تعابير از آنها ياد كني تا كسي در وفاداري تو شك نكند.
سي سال پيش همه با هم بر قطار انقلاب سوار شديم تا از تاريكي يك نظام ديكتاتور غير پاسخگو به روشنايي يك نظام مردم سالار و شفاف سفر كنيم. نمي دانم در آن زمان تو كجا بودي، كناري ايستاده و تماشا مي كردي، يا مثل امروز معتقد بودي كه هر چه حكومت انجام مي دهد خدشه ناپذير است؟ شايد اصلاً به اين دنيا نيامده بودي و شايد مثل من به فرداهاي روشني در پرتو يك نظام سياسي مردم سالار و اخلاقي فكر مي كردي. ما همه با هم از كوچه ها و خيابانهاي شهر گذر كرديم و در دالان تاريخي نه چندان طولاني سه دهه از عمرمان را گذرانديم. اكنون تو راهت را چنان تنظيم كردي كه در پشت ميزي بنشيني و در مورد ايمان و اعتقاد من تصميم بگيري و من به راهي رفته ام كه براي ملاقات با تو بايد بيرون بايستم تا حاجب از تو كسب تكليف كند.
درست است برادر، راه ما از هم فاصله دارد. تو معتقدي دراين كشور كساني برات پاكي و تقواي خودرا از خود خدا گرفته اند و من معتقدم انسانها با هر پيشينه اي و در هر موقعيتي بري از خطا نيستند. تو بر اين تصوري كه هر چه از ناحيه حاكمان رسد عين حق است و من معتقدم حاكمان عميقاً به نصيحت و هشدار ما نيازمندند. تو بر اين گماني كه همين كه نام اسلام بر يك نظام نهاده شد رفتارها و اخلاق ها اسلامي است و من فكر مي كنم وراي ظواهر اسلامي اين رعايت انصاف و عدالت است كه ضامن حركت صحيح يك نظام خواهد بود .
آري من و تو با هم فرق داريم، زياد هم فرق داريم. من پس از انقلاب بر اين تصور بودم كه بايد گام به گام يك نظام سالم و صالح را پي ريزي كرد و تو فكر مي كردي كه هر چيز كه بر آن نام انقلاب حك شده بود مصون از هر نوع فساد است. من بر اين گمان بودم و هستم كه كشور همواره نياز به اصلاح و ساماندهي دارد و تو بر اين تصوري كه ما در ايده آل ترين نظام سياسي چه نيازي به تغييرات داريم. من از آن آغاز نتوانستم به راحتي چشمم را به روي ناراستي ها ببندم و تو چشمت را به بالا دست دوختي كه از كدام مسير بروي تا كسي از تو رنجيده نشود. من نگرانم كه قطار مملكت از خط خارج نشود و تو دلواپسي كه تو را از قطار پياده نكنند. من وقتي ببينم مركب كشور مسير را به خطا مي رود فرياد مي زنم و تو با تمام قوا مراقبي كه از مركب به زمين نيفتي.
آري برادر، تو چاره اي نداري كه مرا رد صلاحيت كني وگرنه خودت پس از چندي رد صلاحيت مي شوي. من و تو قرائت هاي متفاوت و متضادي از وفاداري به نظام داريم. من گفتن انتقادها ، نصيحتها و هشدارها را با تمام تلخي شان مصداق وفاداري به كشور و نظام مي دانم و تو نگراني كه كسي بر تو اخم كند.
من هم متقابلاً صلاحيت تو را براي اداره كشور رد مي كنم. ايران ما در آستانه فرازي خطير از تاريخ خويش به مردان و زنان شجاع و از خود گذشته نياز دارد تا با تدبيري مضاعف دهه ها و قرن ها عقب ماندگي و توسعه نيافتگي را جبران كنند. بي انصافان و عدالت شكناني كه در مسند قدرت تنها به دنبال راهي براي حذف ديگران و ابدي كردن قدرت خود هستند هرگز صلاحيت نشستن بر جايگاههاي مديريت اين جامعه راندارند. البته اگر كساني رأي خود را بر ملت مقدم نمي پنداشتند آنگاه مردم به بهترين وجه معين مي كردند كه چه كسي صلاحيت دارد و چه كسي بي صلاحيت است.
( دکتر احمد شیرزاد - سپیداران)
مهلت ثبت نام کاندیداهای نمایندگی مجلس بپایان رسید وبالاخره فضای رقابت انتخاباتی چهره خویش را نمایاند. با وجود آنکه همه میدانیم که دراین دوره ازانتخابات نیز به تبعیت از ادوار گذشته ، شورای نگهبان به قلع وقمع حداکثری اصلاح طلبان خواهد پرداخت ، اما دراین دوره هماهنگی وهمفکری بیش از حدتصوری که فیمابین شورای نگهبان وهیئتهای اجرایی وجود دارد سبب شده که کار شورای نگهبان تا حد زیادی آسان شود وپرونده صلاحیت اغلب کاندیداهای غیر خودی قبل ازرسیدن به دفتر شورای نگهبان درهمان فرمانداریها به بایگانی سپرده شده واصلا"ازهمان نقطه اول شروع ، مهربطلان بر روی آن حک شده وخیال همه راراحت کند.
اما درسوی دیگر این جبهه که نیروهای مختلف جهت ردصلاحیت اصلاح طلبان صف آرایی کرده اند، گروهی ازدلسوزان انقلاب وعلاقمندان به عزت وسربلندی این آب وخاک با آنکه تیغ تیز رد صلاحیت رابرروی سرخویش دیده وچشیده اند ، با همه وجود حیثیت وآبروی خویش رابه تیغ هیئتهای اجرایی وشورای نگهبان سپرده وبا کاندیدا توری برای مجلس هشتم نشان دادند که هیچ تهدید وصحنه سازی ای نمیتواند افرادی راکه خود دربثمر رسیدن این نظام تلاش کرده انداز اطراف حلقه وجودش دورسازد.
شک نداریم که بسیاری ازافراد ثبت نام شده که از هم اکنون پروژه پرونده سازی علیه آنان درروزنامه های کیهان وایران ورسالت و...کلید خورده است نخواهند توانست از قیدچماق رد صلاحیت رهایی یابند لیکن از ارزش حضور این افراد درصحنه انتخابات حتی با رد شدن صلاحیتشان نیز چیزی کاسته نخواهد شد.
اما گروهی دیگر از اصلاح طلبان میانه رو همچون آقای روحانی ونوبخت ومرعشی و....که بیشتر درغالب حزب اعتدال وتوسعه شناخته میشوندوالبته امید زیادی به کسب رای هم برای ایشان وجود داشت با اقدامی غافلگیر کننده از ثبت نام خودداری وکاندیدا نشدند. البته دلایل هریک از ایشان هم جسته وگریخته دررسانه ها مطرح شده ولی هیچیک دلیل کامل وقانع کنند ه ای برای آنان که دل به حضور امثال ایشان خوش داشتند ، نبوده است. دکترحسن روحانی چهره ای خوش سابقه ولایق است که برای مجلس هشتم میتوانست بسیار مثمر ثمرباشدوحتی جایگاه ریاست مجلس رابدست آورد،ضمن اینکه حضور او سبب میشد چهره های باسابقه وتوانمنددیگری هم بدنبال وی وارد صحنه انتخابات شوند.
برخلاف گروه اول اصلاح طلبان که خود را آماده هرگونه حادثه وبلای طبیعی وغیر طبیعی نموده وخویشتن را درمعرض هرگونه تخریب وحمله ای قرارداده اند ، سران ودیگراعضای مطرح وبانفوذ حزب اعتدال وتوسعه هریک به بهانه ای کوچک وبی اهمیت ، درآخرین لحظات ثبت نام ، با انتخابات مجلس هشتم قهر کرده و عرصه رابرای تاخت وتاز هرچه بیشتر اقتدارگرایان باز گذاردند؛ غافل ازاینکه برای جبران این اشتباه دست کم چهار سال دیگر باید نشست وخون دل خورد.
خوب بود این عزیزان که خود راارادتمند جناب آقای هاشمی رفسنجانی مینامند ، لااقل مرام فردی ایشان را مشی خویش قرارمیدادند. هاشمی زمانی که احساس کرد حضور او درانتخابات لازم است ، بی اعتنا به بی سابقه ترین تخریبها از طرف رقبا ومراکز دولتی ونظامی و....وجوی که بسیار برعلیه ایشان بود وهمچنان نیز هست ، تا آخر درآوردگاه انتخابات ریاست جمهوری ایستادوبه بهانه شکست وازدست دادن آبرو ی خود میدان راخالی نکرد. او مطمئن بود که روزی خواهد رسید که همه واقعیات برتوده مردم رأی دهنده به تخریبها وناجوانمردیها آشکار شود وخودشان اشتباه خویش درانتخاب نهم رادریابند ؛ لیکن اکنون بر هاشمی وامثال او که با همه مخاطرات خود را کاندیدای ریاست جمهوری کرده بودند گله وشکایتی نیست که : درآنروزگار که نظام اسلامی به حضور شما نیازداشت چرا بخاطر مصالح فردی وشخصی حاضر به ایفای نقش خود نشدید؟؟؟؟
