تبليغاتX
روز از نو
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم ... نبود برسر آتش میسرم که نجوشم
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

  

       

یکی از آداب ومراسم بی ریشه وزشتی که در مراسم عزاداری سرور وسالار شهیدان امام حسین (ع)در سالهای گذشته ودربرخی ازنقاط کشورمان برگزار میشد ، مراسم قمه زنی واعمالی از این دست بود که طی این مراسم وحشتناک وخشن ، عزاداران حسینی درفضایی خاص درتکایا وهیئتهای مذهبی عمدا"با قمه برسرو بدن خویش ضرباتی وارد میکردند تاخون از آن سرازیر شود وپس از مدتی حسین حسین کردن درحالی که بدنها وسروصورت همگی غرق خون شده بود وعده ای ازشدت جراحات وارده بیحال وبی رمق اقتاده بودند ، به این مجلس باصطلاح عزاداری خاتمه میدادند.

برخی از عزادران که درقالب گروههای زنجیر زنی به خیابانها میآمدند نیز از قافله عقب نمانده وبا استفاده از زنجیرهایی که دارای زواید فلزی وبرنده بود شروع به زنجیر زنی بربدنهای عریان خویش میکردند وتا خون بر بدنشان جاری نمیشد ، از این کار دست برنمیداشتند.

عده ای دیگر نیز درشهرهای مذهبی زمانی که قصد ورود به حرم واماکن مذهبی مثل بارگاه امام رضا (ع)راداشتند خود رابرزمین می سائیدندوسینه خیز به حرم وارد میشدند. ایشان گاه صورت خود رابر زمین میکشیدند تا بیشتر باعث حزن واندوه بینندگان شود ولابد سبب اجر بیشتر برای خودشان .

اگرچه به مدد قوانینی که برای هیئتهای مذهبی وعزاداری درایام محرم وضع شد، درسالهای اخیر برگزاری اغلب این مراسم ازخیابانها ومحافل عمومی رخت بر بسته است ؛ لیکن بگونه ای دیگر دامن محافل عزاداری به بدعتها وحرکات نامعقول آلوده شده است.

اصرار مداحان به مستمعین خود برای درآوردن لباسها وعزاداری با سروسینه عریان ، استفاده از اشعار سخیف وبی ریشه ونیزورود افراد ضعیف النفس به عرصه مداحی که شغلی با عزت ومورد احترام عام وخاص جامعه بوده وهست ، استفاده از انواع علم ها وعلامتهایی که از فرط سنگینی اغلب با وانت قابل حمل هستند ومعلوم نیست آنهمه مرغ وخروس وکبوتر آهنی وپرهای رنگارنگ پرندگان چسبیده برروی آن ، چه ارتباطی با عزاداری اباعبدالله (ع) دارد و....همه  ازنمونه هایی از بدعتها وخرافاتی است که دامن مجالس ومحافل مذهبی راآلوده نموده است.

متأسفانه پیام اصلی عاشورا همواره پشت اغلب خرافه های وارد شده درمراسم محرم مهجور مانده وکمتر کسی ازما شیعیان دراین ایام عزاداری بجز پوشیدن پیراهن سیاه وسینه زنی ، دقیقه ای ولحظه ای را به مطالعه واندیشه درمحورانگیزه های امام حسین از برپایی چنین حرکتی که تاریخ را دگرگون ساخته است ، پرداخته ایم.

بقول مرحوم شهید مطهری که جمله ای فرمود به این مضمون :

" مسلمان ؛ یزید وابن زیاد وعمرسعد و...بیش از1300سال است که مرده اند، یزید زمانه خویش رابشناس "

 

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 18:43 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

روزنامه سیاست روز درسرمقاله شنبه خود نوشته است :

"مجلس زماني مي‌تواند اثرگذار باشد كه اكثريت آن در اختيار اصولگرايان باشد وگرنه اگر همه شخصيت‌هاي بلند پايه هم در مجلس باشند اما اكثريت را در اختيار نداشته باشند مجلس نمي‌تواند كارآمدي لازم را داشته باشد "

براستی حرف حساب اصولگرایان چیست ؟ چه برنامه هایی برای مملکت دارند؟ چه فرصتهایی تاکنون داشته وبرای کشور چه کرده اندکه از عهده دیگران برنمیآید؟ مجلس هفتم که محفل خصوصی اصولگرایان بود چه گلی به سر مردم زده که دیگر گروهها قادر به انجام آن نیستند؟ چرا اصولگرایان تصور میکنند مجلس بدون اکثریت آنها معنا ومفهومی پیدا نمیکند؟

آیا ملاکهای مندرج درقانون اساسی جهت احراز صلاحیت نمایندگی مجلس یا ریاست جمهوری و....وابستگی به اندیشه های جناح راست یا اصولگرایی است؟ درکدام سخن یا سیره عملی امام خمینی معمار بزرگ انقلاب اسلامی چنین اجازه ای به شورای نگهبان داده شده که خود را فوق قانون بداند ودربررسی صلاحیتها معیار وملاکهای تازه ای معین کند؟

گرچه متولیان انتخابات اصرار دارند که فضای کشور را درموسم انتخابات گرم ومطلوب معرفی کنند اما همه میدانیم که دموکراسی درانتخابات ایران اسلامی فقط تا مرحله ثبت نام درفرمانداریها وجود دارد وبس.

اززمانی که اسامی کاندیداها دروزارت کشور مورد غربالگری قرارمیگیرد تا وقتی که چوب نظارت استصوابی شورای نگهبان خودی وغیرخودی را ازهم جدا میکندعملا"مراحلی شروع میشود که هرآنچه مورد پسند مجریان قانون ونه خود قانون اساسی است تحقق پیدا کند وآخرالامر نام کسانی بعنوان کاندیدای واجد صلاحیت ازمجرای شورای نگهبان خارج شود که یا اصولگرا وخودمانی باشد ویا اینکه اگر از گروههای دیگر هستند، افردی ناشناس وبی نام ونشان باشند که مبادا سبب خطر برای دوستان خودی شوند.

بیاد دارم اولین دوره مجلس شورای اسلامی را که مصادف با  اولین سالهای پس از پیروزی انقلاب بود . علیرغم وجود شورای نگهبان که آنروزها هم مرکب از فقهای منصوب شده توسط امام خمینی بود مجلس اول جمهوری اسلامی را نمایندگانی تشکیل داده بودند که نماینده همه گروهها وطیف های سیاسی کشوردرآنزمان بودند. شاید درک این نکته برای نسل جوان امروز ایران مشکل باشد که درشکل گیری آن مجلس همه گروهها واندیشه هانقش فعال داشتند وبالاخره پس از برگزاری انتخابات ، مجلسی شکل گرفت که شامل نیروهای انقلابی وپیروان خط امام از حوزه ودانشگاه ، کمونیستها، مجاهدین خلق ، ملی مذهبی هاو دیگر افراد سرشناس یا ناشناس میشد.

آنروز علیرغم اینکه جمهوری اسلامی همچون نوگلی تازه رسته بود ، امابرپایی مجلسی با این ترکیب گسترده فکری ، نوید دهنده تحقق بسیاری از آرمانهای انقلاب ودرراس آنها احقاق حقوق همه شهروندان ایرانی بود.

با اینکه جمهوری اسلامی را مردم دررفراندوم برگزیده بودند وحکومت رسما"جمهوری اسلامی بود ، لیکن هیچیک از فقها وحقوقدانان شورای نگهبان از دیدن وشنیدن نام افرادی همچون احسان طبری ، کیانوری ، سنجابی ، سحابی ورجوی و..که صاحب تفکراتی متفاوت با ایشان بودند ، دچار رعشه وغش وضعف نمیشدند وبهیچ وجه اسلام رادر خطر نمیدیدند.

اما چه اتفاقی افتادکه در طول سالهای اخیر، علیرغم تحکیم پایه های حکومت جمهوری اسلامی وبدست آوردن تجربه های بیشماردراداره مملکت وانتخابات، تحمل شورای نگهبان تا بدین حد تنزل پیدا کرد که امروزنام این شورا مترادف با فیلتری شده است که فقط نیروهای موسوم به جناح راست قادرند از منافذ آن بسمت مجلس عبور کنند وبسیاری ازنمایندگان قبلی همین مجلس ویا وزرای کابینه های مختلف انقلاب قادر به عبوراز منافذآن نیستند؟

بی دلیل نیست که مدیر روزنامه ای همچون کیهان یا رسالت که ارگانهای اصلی اصولگرایان وهمفکران فقهای شورای نگهبان هستند ، از هم اکنون که هنوز هیچ خبری از تایید یا رد صلاحیت نامزدها نیست دراولین روز بعد از ثبت نام ، از رد صلاحیت قطعی افرادی همچون بهزاد نبوی ، مصطفی تاجزاده ویا محسن آرمین توسط شورای نگهبان خبر میدهند.

پس این قانون اساسی نیست که ملاک عمل شورای  نگهبان است ، بلکه داشتن ارتباط فکری وعملی باگروهی خاص موسوم به اصولگرایان ، قانون تصمیم گیریست .

چه بسیار نیروهای مخلص ووفاداری که سالهای بسیار ازعمر خویش را درصحنه مبارزات انقلاب سپری کرده اند وحتی از یاران نزدیک امام بوده وسوابق وشایستگیهای بسیار داشته ودارنداما قادر به راضی کردن شورای نگهبان نیستند ودرمقابل هم افرادی بسیار ضعیف وبدون سابقه قابل اعتنایی درانقلاب به صرف وابستگی به شعار راست گرایان براحتی تایید شورای نگهبان رادریافت میکنند.

شأن شورای نگهبان درحال حاضر بسان چماقی شده  که بالای سرکاندیداهای غیراصولگراقرارگرفته ووظیفه ای بجز ممانعت از ورود ایشان به مجلس یا خبرگان وریاست جمهوری ندارد.

مرحوم صادق خلخالی از یاران وهمرزمان دیرینه امام خمینی، هادی غفاری از مبارزین دوران انقلاب ونماینده مجلس ، بهزاد نبوی وزیر دولت ونماینده چند دوره مجلس ، محتشمی وزیر، جانباز ونماینده مجلس و....بسیاری دیگر از یاران وفادارامام وانقلاب بجرم عدم همفکری با افرادی همچون حسین شریعتمداری وامثال او تحت عناوین مبهمی مثل عدم احراز صلاحیت ویا التزام عملی به ولایت فقیه و...درحالی که بمراتب توانمند تر از بسیاری از تایید شدگان بودند ، رد صلاحیت شده وبتدریج از اطراف حکومت به حاشیه رانده شدند.

                                   ( امام خمینی ومرحوم صادق خلخالی )

در پروسه تایید یا رد صلاحیت ،گاها" افرادی همچون آقای بهزاد نبوی یکی درمیان تایید ویا رد صلاحیت شده اند درحالی که اعضای شورا همان گروه قبلی بوده اند. یعنی فردی که برای مجلس اول ودوم تایید شده ، سوم رد ،چهارم تایید و....!!!!! این اقدامات اغلب این پیام رابدنبال داشته ودارد که اعضای این شورا همگی متفق القولند : تا آنجا که بتوانند اجازه ندهند هیچ نماینده غیراصولگرایی در مجلس حضور داشته باشد.

نکته عبرت آموز وختم کلام امروز اینکه دربررسی صلاحیتها در انتخابات ریاست جمهوری ، شورای نگهبان بیطرف بودن خود رابه جایی رساند که از تایید صلاحیت مرحوم "سید رضا زواره ای" که خود از حقوقدانان همان شورا بود هم خودداری کرد وبا اینکه دردورقبل از آن تایید صلاحیتش کرده بود ، دردوربعدی اورا فاقد صلاحیت دانست.......

فااعتبرو یا اولی الالباب..... 

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 13:25 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

رئیس جمهوراحمدی نژادکه همچون درمان تورم وگرانی کمرشکن ، کنترل بحران برف وسرما دراغلب مناطق کشور رانیزبدست تقدیر وسرنوشت سپرده است ، درمقابل اولین بارش زمستانی وهجوم سرمای پس ازآن تسلیم شده وبا تعطیل کردن کامل کشور دراندیشه مدیریت بحران فوق برآمده و پس از قطع چند روزه آب وبرق و گاز در شمال کشور ، شخصا"به ساری سفر کرد واز نزدیک بر عملیات کنترل بحران که توسط نیروهای خودی بانجام میرسید، نظارت کرد.

 در مصاحبه ای که درساری با ایشان انجام شده بودو شنبه صبح ازشبکه خبر هم پخش شد نکات جالب وبامزه ای مطرح کرد که شنیدنی بود.

اول : احمدی نژاد مدعی بودکسی پیش بینی چنین اوضاعی را نمیکرده وبه این دلیل آمادگی لازم برای آن وجود نداشته است . البته شاید ایشان بعلت درگیری زیاد فرصت مرور اخبار هواشناسی رانداشته باشند لیکن همه مردم ایران قبل ازبارندگی برف ، بکرات دیدند وشنیدند که هواشناسی کشور ازبارش برف وهجوم سرمای شدید خبرمیداد.واصولا"امروزه میتوان علاوه بر میزان بارندگی ، دمای دقیق روزهای آینده رانیز پیش بینی کرد .

نکته جالب دیگری که رئیس جمهور مردمی فرمودنداین بود که ایشان دستور داده اند تا بین مردم شمال کشور وسایل نفت سوز وکرسی برقی توزیع شود تا سرما وبرف با این تدبیر خردمندانه ، کشورمارا به مقصد سرزمینهای دیگر ترک نماید. غافل ازاینکه قبل از دستور ایشان آنچه از بخاری نفتی وچراغ والور وهیتر برقی که در بازار بوده است ، قبلا"به چند برابر قیمت بفروش رسیده ودرمان درد مردم نشده است . این درحالیست که اغلب مناطقی که اصلا"گازکشی نبوده اند( مثل روستاها ) واز نفت استفاده میکنند نیز هم اکنون با مشکلات زیادی درتامین سوخت مواجهند. که البته با توجه به ناتوانی وزارت راه درباز نگاهداشتن راههای بین شهری کشور، رساندن نفت وکپسولهای گاز مصرفی خانگی به شهرهای مناطق کوهستانی کشور توسط کامیونها، امری بسیار سخت خواهد بود.

درادامه این مصاحبه اوج مدیریت بحران جایی بود که فرمودند : باید دراین مواقع مردم از وسایل دوگانه سوز، استفاده کنند که لابد مقصود ایشان این است که بخاریهای گازسوز خانگی را طوری تغییر دهند که درچنین مواقعی که گاز کم فشار یا قطع میشود همچون خودروهای دوگانه سوز فعلی بتوانند از سوخت نفت ویا گازوئیل هم بهره مند شوند . ویا اینکه دانشمندان ومشاورین جوان نهاد ریاست جمهوری با استفاده ازنبوغ سرشار خود بخاریها وچراغهای نفتی قدیمی اعم از گرمازا وروشنایی را طوری تغییر دهند که با اشاره یک کلید ، نوع سوخت آن تغییر کند وخانه های مومنین را گرم وروشن نگاهدارد. البته احتمالا"دلیل چنین پیشنهادی، موفقیت چشمگیر دولت در ارائه کافی وآسان سوخت CNGدراختیار کلیه خودروهای دوگانه سوز فعلی باشد که بدون هیچگونه صف و تلف کردن وقت از مردم ، براحتی دراختیار خودروها قرار میگیرد.!!!!!!

به رئیس جمهور ارزشی ومردم دوست کشورمان توصیه میشود قبل از ارائه راهکارهای جهانی برای حل وفصل مشکلات دنیا ودرمان دردهای مزمن بشریت ، لطف کنند با استفاده از همان نیروهای غیبی که همیشه ایشان را درمجامع بین المللی یاری مینمایندوهاله نور برسر ایشان میتابانندوسبب ظهور معجزات گوناگون میشوند ، فقط جریان لرزان گاز را دراین سرمای استخوان سوز، از خانه های مردم ایران قطع نکنند واستفاده از وسایل گرمازای دو یا چند گانه سوز را به همان کشورهای دوست وبرادر ی که منتظر راه حلهای جهانی ایشان هستند، پیشنهاد نمایند.... 

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 10:21 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

شهر تهران شب دوشنبه

پس از بارش برف شدید روز یکشنبه که منجر به یخبندان وسردی شدید هوا در ساعات پایانی این روز شده بود ، پشت ترافیک روان وسنگین بزرگراه چمران بسمت شمال شهرحرکت میکردم . برای دقایقی کلیه ماشینها متوقف شدند وپس ازاینکه دوباره راه باز شد وجلوتر رفتم ، مأمورین محترم پلیس راهنمایی رادیدم که همگی با هر درجه ورتبه ای که بودند درحال باز کردن راه وپاشیدن نمک درمسیر خودروهایی بودند که سربالایی را بزحمت طی میکردند . اگرچه موفق نشدم عکس مناسب وبموقعی ازاین همکاری پلیس با مردم تهیه کنم ، اما لازم دانستم تا ضمن درج همین چند تصویر تهیه شده ، ذکر خیری هم از زحمات این عزیزان بنمایم.

  

درهرحال زمستان است وانتظار همه ما درمناطق کوهستانی کشورمان همینکه نزولات آسمانی دراین روزها بر سر ما ببارد وسبب رونق وآبادانی شهرها وروستاهایمان شود.

حال که با تعطیل کردن ادارات حجم زیادی از مشکلات ناشی از بارش برف را درکلان شهرها حل کرده ایم آیا اگر چند تا برف دیگر به همین منوال ببارد که باید بارد ، تکلیف کشور چیست ؟؟

قطعا"آسانترین راه برای جمع کردن مشکلات ترافیکی شهرها وحوادث محتمل و...تعطیلی مدارس ودانشگاهها والبته جدیدا"ادارات دولتی است اما آیا میتوان با این روش حمل ونقل بین جاده ای را هم تعطیل کرد؟؟

یا میتواان با توصیه رانندگان به بستن زنجیر چرخ وبهمراه داشتن پتو ودیگروسایل گرما زا ، برفهای جاده را کنارزد وجاده های بین شهری را باز نگاهداشت ؟؟ وآیا با تعطیل کردن ادارات دولتی میتوان تردد درجاده ها و سفرهای اجتناب ناپذیر زمینی را درراهها ی مواصلاتی بین شهری کشور ایمن کرد؟؟

قطعا"همه ما سفر درزمستان را دراغلب جاده های ایران به کسی توصیه نمیکنیم ولی نمیتوانیم مانع عبورومروراتوبوسهای مسافربری بین شهری ویا کامیونهای باربری درطول مسیرهای جاده های کشور شویم .

چند تصویر هم از اوضاع 160 کیلومتری انتهایی جاده تهران - مشهد ببینید . ساعت 4.5 بعد ازظهرجاده کاملا" یخ زده . درفاصله 35 کیلومتری نیشابور از مسیر سبزوار . دراین مسیردرهردوراه رفت وبرگشت ، نه اثری از ماشین برف روب بود ونه نشانی از کامیونی که درحال پخش شن ونمک برروی این جاده یخ زده باشد . تردد خودروها نیز جریان داشت. بنظر شما چند ساعت بعد زمانی که تاریکی شب وسرما ی وحشتناک کویرهمه جا رافراگرفت  پس ازآنکه برفهای روی جاده کاملا"به یخ تبدیل شده است، با این روش خدمت رسانی اداره راه ، جاده مذکوربه پیست اسکی روی یخ بیشتر شبیه است یا راه  امام رضا ( ع ) . 

 

فراموش نکنیم جناب آقای رحمتی وزیر راه میخواست درپایان سال 85 به هرکسی که درکلیه جاده های  بین شهری ایران چاله ای را پیدا کرده وبه اداره راه اطلاع دهد ، جایزه بدهد!!!! خوب ؛ سال 85 گذشت و لابد جایزه ها هم یعلت پیدا نشدن هیچ چاله ای درکل جاده های کشوربه خزانه بازگشت .

هر ساله همه ما درابتدای فصل سرما بارها وبارها از آمادگی کامل وزارت راه وترابری جهت کنترل وباز نگاهداشتن راههای برفگیرکشوراخبار ومصاحبه های مختلفی را دیده ومیشنویم   اگرازشعاری بودن اهدای جایزه به جویندگان چاله های سطح جاده ها که شامل همه راههای کشور اعم از کوهستانی وغیره میشد  بگذریم ، نمیتوانیم مخاطرات وحشتناک وجبران ناپذیرعدم پوشش مناسب عملیات برف روبی را که فقط مختص برخی ازجاده های کشوراست با شعارحل کنیم.

با تأسف فراوان درمحورمذکورودر کیلومتر 10 جاده نیشابور به مشهد درهمین تاریخ ، طی حادثه ای که دراثر لغزندگی جاده روی داد دو تن از هموطنان ما جان دادند واین سوال همچنان برای ما بدون جواب باقی ماند که آن تیمهای ویژه اعزامی به کوهستانها ومناطق برفگیر کشور که درابتدای فصل سرما اخبار آمادگی کاملشان را میشنیدیم دراین لحظات حساس چرا توان کافی برای مقابله با اولین برف زمستانی راندارند؟؟؟

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 19:50 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

دیریست که لبخند من از یاد برفت           از گوش زمانه نقش فریاد برفت  

      

دلها همه شد اسیردردام غمش            افسوس که دام ماند وصیاد برفت     

 

بر لوح بصر کشید  خطی ز نیاز               چون گوهر دل بخاک افتاد و  برفت

 

از برق نگاه آتشینش در  دل                  آشوب وشرر فکند ودلشاد برفت

         

 لیلای زمان اسیر درخال  لبش             مجنون  زمین زجور  و بیداد برفت

                         

بیهوده  پی  نگار  شیرین  بودم           من ماندم وتیشه ماند وفرهاد برفت

                                          (م. ک )

       

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 9:35 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

حدود 15 سال قبل بود که شبی دریک جلسه محلی  تلاوت قرآن شرکت کرده بودم . بعد از پایان تلاوت کلام الله ، استاد جلسه که مردی سالخورده بود، پارچه ای سفید را جلو بغل دستی اش گذاشت وخودکاری به او دادوگفت زیر این نوشته ها راامضا کن وبعد پارچه رابه نفر بعدی بده.

نوبت من هم رسید ، برایم جالب بود ؛ متنی نوشته بود برروی پارچه که شامل ادعیه واذکار مختلف میشد . از سوره های قرآن تا آیةالکرسی ودعاهای مختلف ، برروی پارچه بصورت  افقی وعمودی نوشته شده بودند. برخی کلمات وعبارات برایم نامفهوم بود وبرخی همانها که گفتم.

فقط گوشه ای از پارچه خالی بود که دقیقا"جای امضاکردن بود . امضابرای اینکه افرادگواهی بدهند که صاحب این پارچه آدم خوبی بوده است .

 

بله این پارچه کفن بود اما با وجود آنهمه نقش ونگارونوشته هایی که برروی آن بود ، دیگر از سادگی جامه آخرت اثری در آن باقی نمانده نبود. آنموقع اگرچه برایم خیلی دلیل این کار مبهم بود ، به تبعیت از بقیه آنرا امضا کردم اما همیشه دیدن این حقیقت برایم تلخ بود که برخی ازما شیعیان هم چه خرافه پرستان قهاری هستیم.

گرچه آنروزها این موضوع برایم چندان جدی نبود لیکن با گذشت زمان وطی شدن این سالها با موارد بیشتری از خرافات وارد شده در اعتقادات دینی درسطح جامعه برخورد کرده ام که هرروزه نیز شکل ومحتوای تازه ای پیدا میکند.

خانمی را دیدم که خواب نما شده وبه گفته خودش ، کلافی نخ سبز رادرخواب ازامام زمان گرفته بود تا آنرا به قطعات کوچک چند سانتیمتری تقسیم کند وبعنوان تبرک بین دیگرخانمها درروضه زنانه توزیع کندتا رشته اتصالی باشد که همه دوستان جلسه ای رابه ولیعصر (عج) متصل کند  .

کشف ناگهانی مقبره امامزاده ای رابخاطرمیآورم که براساس خواب زنی دریکی ازروستاهای شمال خراسان یک شبه درگوشه خرابه ای پیدا شدوعبادتگاه جمع کثیری ازمردم ساده دل گردید. والبته پس از نصب بقعه وبارگاه وصرف هزینه های بسیار ونذوراتی که معلوم نشد به کدام خزانه رفت ، جعلی بودن این امامزاده هم روشن شد وگریه ها واشکهای مومنین هم بسوی نقطه ای جدید سرازیر شد.

اینبار درگوشه ای دیگر از این کشورجلسه روضه خوانی با عنوان فاطمیه برگزار شد ودعاها وفریادهای زنانی که برای عزاداری وتوسل به حضرت زهرا (ع) دراین جلسات شرکت میکردند آسمان شهر راعطر آگین کرد. دراین محفل معنوی ، درست زمانی که شور وحال عزاداری حضرت فاطمه زهرا (ع) به اوج خودش میرسید ناگاه بوی خوش عطر گل محمدی فضای جلسه راپر میکرد وعزاداران جلسه را منقلب میکرد بحدی که گروهی از ایشان از شوق وزیدن بوی عطرفاطمه زهرا (ع) بیهوش میشدند، گویی که حضرت شخصا"به این مجلس قدم نهاده وبه پاسخگویی به حاجات عزاداران پرداخته است . این احساسات پاک کار رابجایی رساند که روز به روز بر انبوه مشتاقان شرکت دربیت الاحزان زهرا افزوده میشدو آوازه بیت الزهرا شهرهای ایران رانیز پرکردبدان حد که گروهی امکان حضور درمحفل رانداشتندبا ارسال نامه وتحفه های خویش ویا ارتباط تلفنی دراین مراسم شرکت میکردند وبا شنیدن صدای این مراسم ازاقصی نقاط کشورمان ، شفای بیماران وبرآورده شدن حاجات خویش را طلب میکردند. نذورات هم که بنام حضرت زهرا بیشمار بود وصندوق هیئت راپرمیکرد . دیگ آش هم هرروز به بار گذاشته میشد تا ذره ای ازآن ، شفای بیماران باشد ورفع بلاها وشیاطین . آنگاه که کیسه متولیان هیئت فاطمیه از جمع آوری درهم ودینارونذورات لبریز گردید ، معلوم شد که آن عطرخوش فاطمی نه از مدینه النبی ، بلکه توسط عده ای از ارادتمندان هیئت فاطمیه و از راه کانال کولر وپشت بام به داخل مجلس پخش میشده است ، آنهم زمانی که بانوان شرکت کننده درروضه در اوج احساسات خویش بودند.

از این دست کرامات که هراز چند گاهی در گوشه وکنار کشور دیده میشود هر چه بگوییم ، بازهم چیز جدیدتری باقی خواهد ماند . از دیده شدن رد پای حک شده امام زمان بر کف دیگ آش نذری تا شفا یافتن روزانه دهها نفر بیمار دریک شیفت کاری یک امامزاده تازه کشف شده دریک روستای دورافتاده ویا اشک ریختن سگی که به حرم امام رضا(ع) پناه آورده وآنجا زانو زده بود ویا دیده شدن سایه قامت ایستاده حضرت ابوالفضل(ع) برروی دیوار هیئت عزاداری که توسط رطوبت روی دیوار سیمانی محل عزاداری ایجاد شده بود وآنجا را به زیارتگاهی برای مردم ساده دل تبدیل کرده بود و یا هجویاتی که توسط مداحان بی پروای امروزی درقالب روایت تاریخ اسلام ومصائب اهل بیت پیامبر (ص) نقل میشودوهرمداحی وقایع تاریخی رابه روش ومیل خویش نقل میکند ومضمون واقعه ای تاریخی را بدلخواه خویش تغییر میدهد ویا......همه وهمه مشتی است نمونه خروار از هجوم تفکری که سعی دارد تشیع رابسوی هدفی نامعلوم به پیش ببردوبا گذاشتن بدعتهای عجیب وغریب درمکتب اهل بیت پیامبر(ص) ، شیعیان را مسلمانانی ساده اندیش وسطحی نگروخرافاتی معرفی نماید.

 

متأسفانه شیوع روز افزون ادعاهای رنگارنگ درحوزه دینداری درگوشه وکنار کشورمان امری طبیعی وروزمره شده ومتولیان امر هم آخرین افرادی هستند که درزمینه برخورد صحیح قانونی با چنین گروههایی اقدام میکنند ویا اصلا"از موضعگیری دربرابر این مسائل اجتناب میکنند.درحالیکه برخی ازهمین مراکز علمی وحوزوی ما تفکرات افرادی همچون خاتمی ویا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را علنا"برضد دین واسلام معرفی میکنند وگاه حوزه های علمیه راتعطیل وطلاب را برای کفن پوشیدن وفریاد وااسلاما کشیدن به خیابانها میفرستند. که یک نمونه روشن وجدید ان هم انتشار عکسی ساختگی ازدست دادن خاتمی بازنی درایتالیا بود که خون حوزه رادردفاع از حریم اسلام ناب بجوش آوردوسبب موضعگیریهای بسیار درحوزه علمیه وامضای طومارها وشبنامه های بسیار گردید.

شاید استفاده بیش ازحدرئیس جمهور واطرافیان افراطی ایشان از واژه هایی چون فرهنگ انتظار که بیشتر به لق لقه زبان سیاستمداران امروزی تبدیل شده است ، یکی ازبسترهایی باشد که فرصت بسیار مناسبی برای گسترش خرافه دربین توده های مردم رافراهم کرده است .

 آنان همواره احمدی نژاد راناجی دین ودینداری معرفی میکنند وبا اصرار او را معجزه هزاره سوم نامیده  و خواندن دعای فرج امام زمان (ع) درهرجمعی قبل از سخنانش را ازمصادیق برگزیده بودن وی میدانند ، فارغ ازاین امر ّهستند که این اقدام او میتواند چه ثمرات منفی برای حکومت جمهوری اسلامی داشته باشد.

همان  زمانی که رئیس جمهور بخودش اجازه داد که درارائه گزارش اولین حضورش درمجمع عمومی سازمان ملل ، خود رافرشته ای بداند که درحین سخنرانی اش هاله ای ازنور اطراف او راگرفته وهمه سران کشورها را محو خویش نموده است ، روز جشن وشادی کسانی بود که از مدتها قبل ، چنین فرصت خوبی برای گسترش اندیشه های ماورائی خود نیافته بودند .

وقتی رئیس جمهور ما خودش درحضور عارفی همچون آیةالله جوادی آملی افتخار میکند که خود را درهاله ای ازنور دیده است ، دیگر نباید از ظهور چند باره امام زمان های قلابی ویا دیگر مدعیان کرامات معنوی درگوشه وکنار کشورمان شگفت زده شویم . متأسفانه برخی ازعلمای حوزه علمیه  ماهم که وظیفه صیانت از دین برعهده آنان است دراین مواردکمتر واکنش جدی ازخود نشان داده اند، وگاهی احمدی نژاد راطوری مورد تعریف وتمجید قرارمیدهند که گویا او موهبتی الهی وهدیه ای آسمانی است که خواندن دعای فرج در محافل جهانی از لسان وی هم ، یکی از معجزات او ست .

 شک نداریم اگر این ادعاها  دردوران خاتمی ودولتهای مشابه وی صورت میگرفت ، بسیاربعید بود که همین علمای خاص مدافع امام زمان (ع) بازهم خواندن دعای فرج درسازمان ملل را معجزه بدانند ومردم ما روزی را به شب برسانند که خیابانهای شهر از وجود کفن پوشان حامی امام زمان خالی گذاشته شود..... 

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 6:14 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

حتما" اگر با وسیله نقلیه شخصی درجاده های داخلی کشورمان مسافرت کرده باشید مامورین محترم پلیس راهنمایی ورانندگی را درحال انجام وظیفه ملاحظه کرده اید. خصوصا"درطی چند ساله اخیر که با جذب پرسنل وامکانات جدید ، پلیس راهنمایی شکل وظاهرتازه ای به خود گرفته است.

ضمن اختصاص بودجه های جدید ، تجهیزات مدرن وتازه ای هم به پلیس را ه افزوده شده است . خودروهای جدید ومتعددونیز امکانات کنترلی همچون دوربین کنترل سرعت خودروهااز آنجمله است.

چندی قبل که مسیر تهران -  مشهد وبالعکس رابا خودرو شخصی طی میکردم ، نکات جالبی بنظرم رسید که شاید ذکر آنها برای شما هم جالب باشد.

آنچه من در مدت این سفرازتلاشهای موثرنیروهای محترم گشت پلیس راه دیدم شامل بود بر: یک ماشین متوقف شده پلیس درحاشیه  جاده که با کمین در یک نقطه کور، پلیس محترم  باجدیت تمام وبا استفاده ازدوربین کنترل سرعت ، سعی درمچ گیری رانندگانی داشت که باسرعتی بیش از حد قانونی حرکت میکردند.

میدانیم که سرعت زیاد باتوجه به مخاطراتی که برای راننده وسرنشینان ونیز دیگر خودروها دارد، یکی ازعوامل تلفات جاده ای ماست ، اما تمرکز بیش ازحد پلیس بر مقوله کنترل سرعت این ذهنیت رادر مردم ایجاد میکند که همیشه دیدن ماشین پلیس درراههای بین جاده ای مساوی با کمین گاه مچ گیری پلیس است .

گرچه درطول مسیر 1900 کیلومتری تهران مشهد وبالعکس در پاسگاههای ثابت پلیس کمتر مـأموری دیدم که درمقابل پاسگاه خود درحال کنترل رفت وآمد خودروها باشد ،  اما چند کیلومتر قبل وبعد از هر شهری دریک کمین گاه مناسب یک خودرو پلیس با دوربین ومأمورین مربوطه اش آماده بودند تا خودروهایی را که سرعت زیاد داشتند به دام بیاندازند وجریمه اش کنند.  

 

جالب اینکه در برخی از ایستگاه های بین راهی موقت (کانکس) که درحاشیه جاده قرار گرفته است  در ساعات کاری هیچ پلیسی حضور نداشت ، درحالی که درچند کیلومتر قبل یا بعد از آن حتما"یک ماشین پلیس به کمین نشسته مشاهده میشد .

همانطور که گفتم نفس عمل نظارت بر سرعت خودروها بسیار خوب وپسندیده است ، اما بنظرمیرسد پلیس عزیز راه ، گاهی سایر وظایف خودرابخاطر انجام همین یک وظیفه ، فراموش میکند . اگرچه بارها از زبان مسولین نیروی انتظامی شنیده ایم که پلیس راه حق ندارد برای کنترل سرعت ویا هر چیز دیگر درنقطه ای از جاده کمین کرده وبانتظار تخلف بنشیند ، اما همه ما شاهدبوده ایم که واقعیت چیز دیگریست.

دربعد ازظهریکی ازهمین روزهای سرددرمسیر راه شخصا"شاهد بودم که ، یک مامور محترم پلیس با نصب دوربین در فاصله ای حدود یک کیلومترجلوتر ازمحل استقرارپلیس ، به  کنترل سرعت خودروها مشغول بود واز آنجا با بی سیم به همکاردیگرش که با ماشین الگانس در کمین نشسته بود خبر میداد تا جلوی فلان خودرو را بگیرد وجریمه اش کند . این درحالی بود که محل نصب دوربین واستقرار مامور آن بقدری خطرناک بود که هر آن احتمال آن میرفت که مامور محترم نیز خود قربانی این نقشه شده وجانش راازدست بدهد.

پلیس محترمی که وظیفه خود راتنهاکمین کردن واعمال قانون برای تعداد معدودی ازمتخلفین جاده ها میداند  ، بدون شک از انجام بسیاری ازدیگر وظایف خطیر خودکه آنها نیز ضامن سلامت وامنیت هموطنان درجاده ها هستند ، غافل خواهدماند . کنترل منظم نور وچراغ خودروها ، جلوگیری از ورود وسایل نقلیه متفرقه خطر آفرین

 ( تراکتورودیگر ادوات کشاورزی – سه چرخه های کشاورزی- کمباین  و....) به جاده ها ، کنترل بار کامیونها وبررسی روشهای بستن بار- جلوگیری ازورود موتور سیکلت های فاقد چراغ وکلاه ایمنی به جاده های بین شهری و....ازجمله دیگر وظایفی است که شاید کمتر ازکنترل سرعت ماشینهای سواری ، مورد توجه پلیس راه قراردارد درحالی که مخاطرات ناشی از آن گاه بسیار بیشتر از سرعت زیاد سبب تلفات وحوادث مرگبار جاده ای میشود .

( عکسها درهمین سفر توسط خودم گرفته شده واین خودروها بدون مزاحمت پلیس درحال تردد درجاده تهران مشهد بودند)

 

 

 

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 22:43 | لینک  |