تبليغاتX
روز از نو
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم ... نبود برسر آتش میسرم که نجوشم
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

سفرهای دولت نهم .  این قسمت : سفرحج تمتع

 

سال 84 توفیق داشتم در یکی از کاروانهای حج تمتع خدمه کاروان وخدمتگزار حجاج بیت الله الحرام باشم . اتفاقا"پزشک کاروان ما که مدیریت یکی از ادارات کوچک دولتی درشهرستان محل زندگی اش رانیز برعهده داشت هم برای سومین بارتوفیق زیارت حج تمتع  نصیبش شده  وهمراه کاروان ما درمراسم حج حضور داشت . درایام حج روزنامه ای بنام زائر توسط بعثه حجاج ایرانی درمکه ومدینه بفارسی چاپ ومنتشر میشود که علاوه برموضوعات معنوی شامل گزیده ای ازاخبارایران نیز میشود.

باتفاق دوستان عزیز خدمه کاروان مشغول مطالعه روزنامه زائر بودیم که مدیر محترم کاروان  به همکار پزشکمان خطاب کرد که : آقای دکتر ، اینجا روببین، خبر جالب برای شما . "هیئت دولت بدستور رئیس جمهور اعلام کرده که جهت جلوگیری از تضییع حقوق مردم وانجام کارهای ادارات وعقب نیفتادن امور دولتی ، از سال بعد هر مدیر دولتی فقط یکبار حق رفتن به سفر حج رادارد وسفر حج تمتع مستحبی برای مدیران دولت نهم ممنوع است ."

یعنی اینکه منبعد هیچ مدیردولتی حق ندارد حتی باهزینه شخصی خودش بیش از یک بار به سفر حج تمتع برودآنهم بدلیل ارائه خدمت هرچه بیشتر بمردم .

این مصوبه نشان از آن داشت که دولت نهم عزم راجزم کرده که فقط دنبال کار مردم باشد و حتی اجرخدمت مدیرانش به مردم را با ثواب عظیم سفر معنوی حج تمتع هم تعویض نکند.

آنروز پزشک ودوست عزیزما خیلی خوشحال بود که قبل ازاجرای این مصوبه توانسته است آخرین سفر حج تمتع راهمراه کاروانیان وقبل ازاجرای این قانون توسط دولت ، بانجام برساند.

فکرش راکه میکنی اگر واقعا"عدم حضور مسئولی سبب بر زمین ماندن کارهای اداره ذیربط گردد ، چه بهتر که مدیران دولتی از سفرهای مستحبی همچون حج تمتع هم که یکماه بطول میانجامدصرف نظر کنند تا امور کشور معطل غیبت ایشان نماند.

آنروزها که تازه چند ماهی از شروع بکار دولت جدید گذشته بود وکشور لبریز ازشعارهای آرمانی احمدی نژاد بود ودولت نهم هنوز کاملا"شناخته شده نبود ، یقین داشتیم که سالهای بعد قانون اجرا خواهد شد وحج ابراهیمی هم مانع خدمتگزاری شبانه روزی مدیران دولت نهم نخواهد شد.

 روز دوشنبه اتفاقا"دراخبارنیمروزی سیما خبر سفر رئیس جمهور همیشه مسافر را به حج تمتع دیده وشنیدم . میدانستم تا بحال سه بار دردوره ریاست جمهوری اش به عربستان وحج عمره رفته است ، اما از اینکه تا کنون به حج تمتع هم رفته باشد اطلاعی نداشتم . خبرنگارسوالی کرد که درپاسخش رئیس جمهورفرمودند، من قبلا" یکباربه سفر حج تمتع رفته ام و........!!!عجب !!! . این دولت که بشدت درطول دوسال ونیم گذشته و شبانه روز درفکر معاش مردم وخدمت هرچه بیشتر وبهتر به آنان بوده است وحتی مدیران دست پایین خود رانیز ازانجام حج تمتع مستحبی برحذر میداشته ، چه شده که رئیس جمهور راباتفاق هیئتی ازوزرا و محبان ومداحان وبستگان به حج تمتع  روانه میکند.؟؟؟؟

یادتان هست سفر اول احمدی نژاد رابه سازمان ملل در نیویورک؟؟ بگفته رسانه های خودمان در آن سفر بیش از دویست نفر جهت حضور درمجمع عمومی سازمان ملل رئیس جمهور محبوب را همراهی میکردند که رکورد تعداد همراهان را دربین هیئتهای اعزامی سایر کشورها نیزشکسته بود .

فکرش رابکنید ، اگردرسفر به نیویورک که خانه استکبار جهانی وصهیونیزم ، وکانون فتنه وفساد وتباهی است ، رئیس جمهور را 200 نفراز دوستان ورفقا وگردشگران ، همراهی میکردند، کدام همراه وفامیل هیئت دولت حاضر میشود سفر معنوی وپر فضیلت حج تمتع را از دست بدهد ؟؟؟؟

ایکاش تعداد مدیران رده بالای دولتی که همراه ایشان به دعوت ملک عبدالله لبیک گفته واحرام حج دوباره بسته اند  را  میدانستیم تابر همه بدخواهان ودشمنان اثبات شود :

 آنجا که زیارت حرم امن الهی دربین باشد دولتمردان مومن وخداترس کشورما که عشق به خدمت ، هیچگاه از نظرشان دور نمیشود ، چگونه سراز پانشناخته و لبیک گویان و هروله کنان ، جهت تجدید عهد با ابراهیم ودیگرانبیاء الهی ، پله های هواپیمای اختصاصی وساده رئیس جمهورمحبوب را ، چند تا چند تا خواهند پیمودتا مبادا کسی درخدمتگزاری به مردم ایران بر آنان سبقت گیردوآنان را از خدمتگزاری مردم در رکاب دولت عدالت محوربازدارد.

به کوری چشم دشمنان وبدخواهان ، شب قبل از سفر، رئیس جمهور بنا به اصل پاسخگویی ، متواضعانه وبطور جامع وکامل علل گرانیها را فرمودند که علل آن بیشترحول دو محورعمده طنز آمیزبود :  اول تخلفات دکتر شیبانی رئیس مخلوع بانک مرکزی که بدون اجازه رئیس جمهور، بجای بکارگیری24 هزار میلیارد تومان چک پول دربانکهای کشور طی یک سال، بدون خبر به رئیس جمهوردستوربه استفاده بیش از1۲0هزار میلیارد تومان ازاعتبار ات بانک مرکزی توسط بانکها بصورت چک پول راصادر کرده وکلی پول بی زبان را وارد چرخه اقتصادی کشورنموده  واصلا"به تفکرات اقتصادی وحکیمانه رئیس جمهور گوش نکرده است  وثانیا" گران شدن قیمت نفت که یکی ازافتخارات دولت نهم بود وباید سبب رشد اقتصادی کشور میشد ،اما بعلت نفوذ دستهای پنهان ،  باعث شد تا دولتهایی که به ایران پرتقال وسیب وگلابی وموز وشکروگوشت گوساله و.... میفروختند هم قیمت کالاهایشان راافزایش داده وسبب ایجاد تورم مضاعف درجامعه شوند. وگرنه همه میدانند که سیاستهای اقتصادی دولت نهم در طول تاریخ این مرز وبوم بی همتا ومانند بوده است .

وبالاخره همانطور که به رسم ادب هیئت ایرانی برای پاسخ بدعوت ملک عبدالله سفر حج رابجا می آورند، ادب حکم میکرد قبل از سفر، رئیس جمهور درخصوص  مختصر گرانی وتورمی که خاطر مبارک ایشانرامکدرکرده بود ، درکمال خضوع وخشوع  اولا"به وجود تورم اعتراف کرده واز مردم حلالیت بطلبند وثانیا"همه بزغاله های  منتقددولت راعفو نموده وحلال کنند وثالثا"قول بدهند که برای درمان قطعی بلای تورم وبریده شدن همیشگی دست دشمنان ، به نیابت از همه مردم ایران ،  دورکعت نماز حاجت در حجر اسماعیل زیر ناودان طلایی خانه خدا بجای آورند.

واز طرف دیگراگر حالی باقی بود جهت مهار کامل تورم وگرانی ، وزرای کابینه مهرورزی هم ، هفت دور به نیابت از مردم ایران به دور خانه خدا طواف نمایندودرعرفات ومشعر ومنی ملت گناهکار ایران رادعا کرده وبرای بخشش آنان درمراسم عید قربان گاو وشتروگوسفندوشاید بزغاله های منتقد دولت نهم راذبح نمایند تا بدینوسیله ؛ بحول وقوه الهی پس از بازگشتی پیروزمندانه از سفرحج تمتع وخلق فتح الفتوحی  دیگر، انشاءالله توسط وزارت اطلاعات وروزنامه کیهان ریشه  تورم وگرانی ومنتقدین دولت نهم برای همیشه  خشکانده شود.   

          

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 16:13 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

اتل متل ازکجاوارد فرهنگ ما شده است؟

اخیرا"از طریق یکی از دوستان سی دی منتشر شده سخنرانی آموزشی از موسسه امام خمینی قم که توسط آیت الله مصباح یزدی اداره میشود ، بدستم رسید که حاوی نکات جالبی درمورد مسائل مختلف تحت عنوان اخلاق درخانواده بود.

 

 

دراین برنامه ، کارشناس طب اسلامی که بگفته خودش فارغ التحصیل دانشگاه تهران دررشته پزشکی نیز هست  آقای دکتر حسین روازاده ، درموسسه امام خمینی قم ، برای مدعوین جلسه مذکورکه اغلب روحانیون وخانواده های آنان هستند ، پیرامون موضوع اخلاق درخانواده سخنرانی میکند، و دربیاناتی مهم وروشنگرانه به مسائلی اشاره میکندکه هریک میتواند برای من وشما بسیار شنیدنی ودرس آموز باشد . اگرچه موضوعات سخنرانی متفرق وزیاد بود، لیکن سعی میکنم درچند بخش به اهم آنها اشاره کنم.

دربین سخنان ایشان مطلب جالبی درجریان مبحث چگونگی سرمایه گذاری دشمنان اسلام برای ازبین بردن فرهنگ بومی ایرانی اسلامی مطرح میشود که گوشه ای از آن بدین شرح است :

غربیها که دشمنان اسلام هستند از همان دوره نوزادی برای بچه های ما نقشه های  مختلف کشیده واجرا میکنند وما توجه نمیکنیم . از جمله آنها شعرکودکانه ومشهوری است که دشمن برای بچه های ماساخته است . وشاید اولین شعری باشد که همه ما دردوران کودکی میآموزیم.

اتل متل توتوله ، گاو حسن چه جوره ، نه شیر داره نه پستون ، شیرشو بردن هندستون ، یک زن کردی بستون ، اسمشو بذار انقذی ، دور کلاش قرمزی ....

تفسیر شعرمذکور اززبان دکتر روازاده درمراسم ومکان مذکورچنین است .

درمصرع اول از کلماتی بی معنی استفاده شده است وتفسیر خاصی ندارد، اما تهاجم فرهنگی به اسلام در جایی است که از  گاو حسن نام برده میشود .

 شاید باورتان نشود ، اما دکترروازاده درمیان بهت وحیرت همه شنوندگان میگوید : چرا دراین شعرازگاو حسن نام برده شده ونام کوروش وبابک وامثال آن بکاربرده نشده است؟

ودرکمال ناباوری وتعجب گوینده چنین نتیجه میگیرد که متاسفانه منظور شاعر غربی از حسن دراینجای شعر، اشاره به نام امام حسن است که مورد تهاجم فرهنگی قرارگرفته است ( نعوذ ا" بالله).

جالب آنجاست که  وی درادامه میگوید : این چه امامیست که گاوی دارد که  نه شیر دارد ونه پستانی که شیر بدهد ،؟؟؟؟ وبا اینهمه که شیری ندارد شیرش رابه هندوستان هم میبرند ؟؟.ونتیجه میگیرد که دشمنان چنین شعری رااز اینرو ساخته اند که ثابت کنند :  امام از عقل درستی برخوردار نبوده است . این چه پیشوایی است که از گاوی بدون پستان وشیر ، شیر به هندوستان میبرد !!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.

ادامه شعر اینکه : چرا باید دشمنان توهین به امامت را بدانجا برسانند که برای امام مذکور، زنی از کردستان بگیرند ؟؟؟؟" یک زن کردی بستون " زنی که  که اسمی آذری دارد (( انقذی )) اما با توجه به کلاه قرمز رنگی که بر سر میگذارد ، معلوم است که از ترکمن صحراست (( دور کلاش قرمزی )) !!!!!!!!!!.............

من شخصا" نمیدانم چگونه است در موسسه ای که بنام شخصیت بزرگوار وجاودانه تاریخ تشییع یعنی امام خمینی نامگذاری شده است ، ودرزمانی که هنوز ازرحلت آنحضرت زمانی نگذشته است ، چگونه به چنین تفکراتی فرصت ومجال سخن گفتن داده میشود وبنام ترویج اخلاق اسلامی ، مستقیما"به  ساحت مقام شامخ امامت اهانت میشود ، آنهم توسط تفکری  که خود بیشترین گرایش رابه اندیشه های متحجرانه ومرتجعانه دارد.

هنوزخوب بیاد داریم که امام خمینی تا چه حد از ترویج خرافات وتحجر دردین اعلام خطر میکردند وعلما وحوزه ها را از افتادن دردام تحجر بر حذر میداشتند ، نمیدانم چه شده است که در مکانی که از بودجه بیت المال تغذیه میکند چگونه اجازه اشاعه وترویج تفکرات متحجرانه تابدین حد براحتی صادر میشود .

اگر چه هیچ شک وشبهه ای نداریم که اسلام وهر کدام از ادیان دیگر الهی ، همواره بدخواهان ودشمنانی داشته ودارند ، اما باید سوال کرد که براستی آیاجز انسانهای بیمار دل ومجنون الاحوال کس دیگری بخودش چنین اجازه میدهد ، که شعری کودکانه را بدین ترتیب  تفسیر وترجمه نماید واز تریبونی مثل موسسه امام خمینی به ترویج اندیشه خود بپردازد؟؟؟؟

لابد تا مدتی بعد و در دیگر اشعار کودکانه ازجمله یه توپ دارم قل قلیه و.........هم رد پای نفوذ بیگانگان ودشمنان اسلام پیدا خواهد شد.

چه موقع بیدار میشویم از این خواب جهل وخرافه پرستی؟؟؟؟

در پایان این بحث به خلاصه ای از عقاید فرد مذکور که درسخنانش آمده است اشاره میکنم :

1-     کره گیاهی را از پس مانده های فاضلاب شهری تهیه میکنند چراکه کره را از ماست تهیه میکنند وگیاهی که کره داشته باشد وجود ندارد.

2-     همه مردم ما درطول زندگی شان نادانسته توسط دشمنان الکل مصرف کرده ومیکنند .از طریق خوردن آدامس که عصاره اصلی آنرا الکل تشکیل میدهد .

3-     دردوره پیامبر اسلام ( ص ) ننگ بود اگر کسی گوشت گاو مصرف میکرد . عالم بزرگواری رامیشناسم که مدت 30 سال است درخانه پسرش غذا نخورده چرا که یکبار در 30 سال پیش فرزندش با گوشت گاو از او پذیرایی کرده است .

4-     شیرگاو رامصرف نکنید که قطره ای از آن ارزش ندارد.

5-     عسل شفاست ولذا هرچه میتوانید عسل بخورید حتی کسانی که قند خون دارند عسل بخورند تا قند خونشان پایین بیاید.

6-     کره ای که از ماست گرفته میشوداصلا"باعث افزایش چربی خون نمیشود . وافرادی که چربی خون دارند میتوانند با خیال راحت کره مصرف کنند.

7-     پزشکان ما باید اول دوره سطح حوزه علمیه رابگذرانند وسپس وارد دانشکده پزشکی شوندتا بتوانند قابل اعتماد شده ونوامیس مردم را معاینه کنند.

8-     گوجه فرنگی ، هویج فرنگی ، توت فرنگی ، نخود فرنگی وهر میوه فرنگی دیگر حاصل استعمار دشمنان اسلام بوده ونه تنها هیچ ارزش غذایی ندارند ، بلکه بسیار مضر وکشنده هستند ونباید مصرف شوند.

9-     قرص آهن که برای کم خونی فقر آهن داده میشود کبد را منهدم میکند وبرای درمان کم خونی فقر آهن باید یک نعل اسب رادر غذا بیندازیم تا آهن بصورت یون وارد غذا شده وجذب بدن شود واز نعل هم چیزی کم نشود تا بتوان دائما" از آن جهت تامین آهن خوراکی درغذا استفاده کرد.

و.............. ضمن احترام به طب سنتی وارج نهادن به زحمات بیدریغ دوستان وتلاشگران عرصه طب سنتی که حساب جداگانه ای ازتحجر وارتجاع دارند ، فقط میتوان تاسف خورد بر کسانی که داعیه دار پیشرفت وترقی کشور درسایه چنین اندیشه های متحجرانه ای هستند وبا این افکار عقب مانده وموهوم بزعم خود تصمیم به صدور انقلاب واسلامی کردن جهان دارند .

 وقطعا"درسایه جهل وانجماد فکری چنین افرادی ، دشمنان واقعی ادیان الهی فرصت کافی خواهند یافت تا دین رامانع بزرگ پیشرفت بشر وعقب افتادگی ملتها معرفی کنند وبه اهداف خویش دست یابند .

راستی تفاوت این نوع اسلام با اسلام طالبانی درچیست؟؟؟؟؟

این دکتر روازاده محترم وهمفکران ایشان مطمئن باشند ، تا اسلام دوستانی همچون ایشان داشته باشد ، دشمنانی که خاطر ایشان را آزرده کرده اند ، خیالشان آسوده است چرا که دیگردشمن جهت گمراهی کودکان ما هیچ نیازی به تلاش برای سرودن شعرهای جدید با مضمونی مشابه  اتل متل توتوله ، نخواهد داشت .

 

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 0:28 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 جهشی نو درسیاست خارجی جمهوری اسلامی وهدیه جدیدی از کابینه نهم تقدیم به مردم مسلمان ایران

 

 بعد از این هرگونه تحرک و تصمیم سیاسی درحوزه وزارت امور خارجه پس ازمطابقت آن با دستورات آسمانی قرآن کریم بانجام خواهد رسید. دوره خودسری ها ووطن فروشی ها بپایان رسیدوعطر معنویت فضا راپرکرد.

وزارت امور خارجه دولت نهم درکشفی جدید دریافته است که : از ابتدای انقلاب بدخواهان ودین گریزان همواره درراس سیاست خارجی کشورمان هرچه تصمیم غیر قرآنی خواسته اند گرفته وکشور را از مسیر اسلامی به سوی دیگری کشانده اند ، وبا تیز هوشی وایمان سرشار دیپلماتها ی شاغل دروزارت امور خارجه دولت خدمتگزار، منبعد این دستورات صریح قرآنی خواهد بود که تعیین کننده روابط وخط مشی سیاسی کشورمان درعرصه روابط بین المللی قرارخواهد گرفت.

احتمالا"برپایه کشفیات دولت همیشه درصحنه ، درطول هشت دوره دولتهای  قبلی ، احتمالا"فقط دوره ای که ریاست جمهوری با مقام معظم رهبری وشهید رجایی بوده است ، شاید قسمتی ازروابط خارجی ما طبق قوانین قرآنی صورت گرفته ورنگ وبوی اسلامی داشته است ودردوران هاشمی وخاتمی قطعا" هرروز برفاصله سیاست داخلی وخارجی دولت با مبانی قرآنی، بیش ازپیش افزوده شده است واین دوتن ودولتهایشان با گسترش روابط خارجی کشور با اروپا وکشورهای صنعتی به غیر اسلامی کردن سیاست خارجی کشورپرداخته ودرپی پاکسازی تفکر قرآنی ازعرصه روابط بین الملل جمهوری اسلامی ایران بوده اند .

شکر خدا که با امدادهای غیبی وتوجهات ویژه فرشتگان آسمانی ، معجزه ای دیگردرهزاره سوم رخ داد ونیروهای غیبی هدیه ای آسمانی رابه مردم ایران تقدیم کردند وظهوردولت حق وعدالت را محقق کردندوخوشبختانه  دولتی از انتخابات نهم ریاست جمهوری سر برآورد که بیشترین برنامه هارابرای تبیین مبانی قرآنی درقوه مجریه درسر داشته ودارد .

این برنامه های درخشان ، ازهمان روز اول بقدرت رسیدن دولت نهم به اجرا درآمد وهرروز با کمک آقای جنتی درخطبه های نماز جمعه وهمچنین همراهی تعدادی ازمداحان اهل بیت که حالا علاوه برمدح اهل بیت پیامبر(ص) ، درمناقب دولت نهم هم مداحی میکردند وبه لعن ونفرین مخالفین ومنتقدین او میپرداختند ونیز با کمک رفتار اسلامی وقرآنی خانم رجبی وهمسر همیشه درصحنه ایشان آقای الهام ، بمرحله اجرا گذارده شد.

شاید مردم ایران که سالها قبل انقلاب اسلامی رابه پیروزی رسانده بودند ومدت ده سال هم درکنار بنیانگزار فقید انقلاب حضرت امام خمینی(ره ) به زعم خودبه حمایت ازحکومت اسلامی پرداخته بودند، فکرش رانمیکردند که حتی دردوره امام هم گاه درعرصه های سیاست خارجی به بیراهه میرفته اند . امروز بلطف حضور مردان سیاستمداردولت نهم دروزارت امور خارجه ، به مردم چنین ندارسیده که مومنین : نگران نباشید وشک به دل راه ندهید. هرچه که درعرصه سیاست خارجی ایران اتفاق میافتد عین فرمایشات قرآن است واین وزارتخانه اجازه عدول از این دستورات رابه هیچکس نمیدهد.

روزگار بی دینی ومهجور ماندن اندیشه های اسلامی درعرصه حکومت بسر رسیده وهمای سعادت بر سر مردم مسلمان ایران به پرواز درآمده است واکنون که کلیه وزارتخانه های مابا عملکرد خویش درامور داخلی کشور به توزیع عدالت برمبنای قرآن مشغولند ، عزت واقتدار درعرصه بین المللی هم بیت الغزل برنامه های وزارت امور خارجه ما شده  است واز این روست که علاوه بر عرصه داخل درعرصه بین المللی هم  پیروزیهای بیشمار نصیب ما شده ومیشود .

 مکاتبات مقتدارانه باسران کشورهای آمریکا، ایتالیا،آلمان ، فرانسه ونیز پاپ رهبر کاتولیکهای جهان، سفرهای متعدد به کشورهای مهم دنیا همچون سوریه ، ونزوئلا ، بولیوی ، امارات و.....، برخورد مقتدرانه با متجاوزان انگلیسی که درسی تاریخی به همه تجاوزکاران داد وسخنرانی درسازمان ملل درسه سال متوالی که باارائه راهکارهای موثر دراصلاح امور دنیا نیز همراه بود، همه وهمه بخشی از نمایش اقتداروعزت بی مانند قرآنی ما درعرصه بین الملل بود .

ارتباط با کشورهای پیشرفته صنعتی معلوم الحال وضد دین ، جایش رابه تحکیم روابط با حکومتهای مردمی وضد استعماری همچون ونزوئلا ، نیکاراگوا ، کوبا ، بولیوی وسوریه داده وسران این کشورها که رفتارشان توسط وزارت خارجه همیشه بیدارمان ، درراستای دستورات قرآن تشخیص داده شده است تبدیل به بهترین دوستان خارجی کشورمان شده اند ، طوریکه ایران اسلامی خانه دوم هریک از سران این کشورها خوانده شده وآنان برای سفرهای پی درپی به کشورمان از یکدیگر سبقت میگیرندزیرا آنان نیزدریافته اندکه : با توجه به سوغاتی های فراوانی که دربازگشت نصیب خود وکشورشان میکنند ، رابطه با کشورهایی چون ایران قرآنی چه طعم شیرین ودلچسبی دارد وهرباربا مهربانی دولت نهم ، کیسه خالی آنان دربازگشت از این سرزمین رویایی از کمکها وسوغاتی های توریستی لبریز میشود که مبادا ازرفتار اسلامی وزارت امور خارجه ما دلگیر شوند.

 وزارت خارجه باهوش مابه هر مقدار که ازداشتن رابطه سیاسی با کشورهای غربی وضددین بیزار است ، به همان مقدار هم ازتحکیم روابط با کشورهای مذکور سرمست وخوشحال است ، چون روسای این حکومتها رابا ارزشهای قرآنی و باورهای اسلامی خویش نزدیکترمیداند.

مومنین با خیال راحت میتوانند سر برسجاده شکر بگزارند ، وبر داشتن چنین وزیرامورخارجه ای که همواره درصدد حفظ حریم دین درحوزه روابط خارجی بوده است ، خدای راسپاس گویندوبدانند که دوران ارتباط با کشورهای بی دین وکمو نیست بسر آمده وهر آنچه بر زبان آقای متکی ودیپلماتهای ایرانی جاری میشودعین نص قرآن ورفتاری کاملا" منطبق بااسلام ناب است.

( ازشما خواننده محترم وبلاگ که با نظرات وانتقادات خود راهنمای حقیر هستید سپاسگزارم . ...سعید)

 

 

 

 

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 19:50 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

     

یکی ازافتخارات جدید کشورمان ، شرکت ریاست جمهور محبوب وعزت مدار کشورمان، دراجلاس شورای همکاری خلیج فارس طی چند روز اخیردرکشور قطر است. وصد البته که این حضور نیز با پیروزی واقتدار کامل بنفع کشورمان همراه بوده وبه یک فتح الفتوح دیگر مبدل گردیده است .

احتمال آن نیزمیرود که تا چند وقت دیگر که کتاب خاطرات ومعجزات این سفرهمچون کتاب سفر به کلمبیا توسط شورای بررسی آثار واندیشه های ریاست جمهوری منتشر شود ، ارزش پیروزیهای سفر به قطر وشرکت دراجلاس شورای همکاری خلیج عربی ، برابر ویا برتر ازپیروزی رزمندگان اسلام درعملیات آزادسازی خرمشهرقرارگیرد ، چرا که اولا"این اولین باربود که یک مقام ایرانی به این اجلاس رفته بود وثانیا" رئیس جمهور شجاع ما بدون هراس ازهرگونه واکنشی از سوی دوستان عزیز عرب واهل تسنن ، سخنان خویش رابادعای امام زمان وفرج آنحضرت شروع کرده وهمه روسای دولتهای عربی حاضر درجلسه رادربهت وخشم فروبرد.

به ادعای خبررسانی های مختلف روزنامه شدیدا"منتقد دولت نهم یعنی کیهان ونیز خبرگزاری غیر دولتی ومنتقد فارس ، حتی اگر هیچ ثمر ونتیجه دیگری دراین سفر عاید کشورمان نشده باشد ، تاهمینجا حداقل دو پیروزی بسیار بزرگ بدست آمده است وباید همچون جشن پس ازپیروزی درنبرد کلمبیا ،مردم بجای تجمع درفرودگاه واستقبال وتشکر ازرئیس جمهور،  درمساجد ومعابد اجتماع کرده وسجده شکر بجای آورند وبرچنین فتح الفتوحی روز وشب بدرگاه خدای متعال شکر گزاری نمایند .

برخلاف نظر گروهی از جیره خواران سازمانهای جاسوسی وابسته به استکبار جهانی که مکررا"با پروبال دادن به موضوعات پیش پا افتاده سعی درکمرنگ کردن این موفقیت تاریخی دولت نهم دارند ، آرادتمندان رایحه ای معتقدند ، چه اهمیتی داردکه نام این اجلاس برگرفته از یک خیال موهوم باشدکه سبب شده نام خلیج فارس به اسم مجعول خلیج عربی تغییر کند، ویا اینکه چه عیبی دارد که رئیس جمهور ما در این اجلاس درست پشت به  تابلویی بنشیندکه نام مجلس التعاون لدول الخلیج العربی بر آن نقش بسته باشد.

          

اصل بربرائت باید باشد. اصلا"چه کسی غیر ازهمین مشارکتیهای مزد بگیرامریکا ، فکرش به تابلو روی دیوار میرسد . چراهمچون دیگر پیروزیها ، آنهمه پذیرایی مفصل ورفت وآمد های سران عرب وحلقه اتحاد با کشورهای اسلامی که درعکس  روزنامه کیهان نیز با دستان بهم فشرده سران عرب با رئیس جمهور مشهود است ونیزشور وشوق اعراب ازدیدن رئیس جمهور محبوب ما به چشم این منتقدین ودشمنان قسم خورده دولت نهم نمیآید ؟ به مصداق مثل معروف که : انماالاعمال باالنیات ( ارزش هرعملی به نیت فاعل آن است ) نیت رئیس جمهور ما ازشرکت  پرشور وحال درآن صحنه ضد ایرانی ، شرکت دراجلاس شورای همکاری خلیج فارس بوده  واصلا"مترجمی که تابلو رابرای او ترجمه کرده باقصد خیر، نام خلیج عربی راخلیج فارس معنی کرده است ورئیس جمهور هم همه اعضای آنرا دوست صمیمی خود دانسته وعکسهای بااحساس وپرهیجان با سران عرب گرفته وبرای توسعه همکاری با این کشورهای دوست وبرادر، پیشنهادات ارزشمندی به اجلاس  ارائه کرده است.

تا کور شود چشم حسودانی که با نام ملی گرایی نسبت به مواردی کم اهمیت وبی ارزش مثل اسم یک خلیج ، وهمینطوردوسه تا جزیره کوچک با اسمهای خنده دار وغیر ارزشی مثل تنب کوچک وبزرگ ویا ابوموسی که مارا بیادنام بوموسی اشعری منافق درصدر اسلام میاندازد، هشدار میدهند ویا دولت کریمه را نکوهش میکنند.

مهم اینست که ما طبق معمول بتمام اهداف قبل از سفر دست یافته ایم وهمه چیز سرجای خودش است.

البته درپایان سفر ودربازگشت پیروزمندانه به تهران همزمان بابجای آوردن سجده های شکر توسط عزیزان رایحه خوش خدمت اعلام شد که دربیانیه پایانی اجلاسی که به نور وجود رئیس جمهور محبوب منور بود ، با وجود آنهمه عکسهای یادگاری با سران عرب ، شوخ طبعی بروبچه های شورای همکاری خلیج عربی باعث شده تا این کشورها برای بازپس دادن هرچه سریعتر جزایر سه گانه ایرانی به امارات عربی متحده ، ایران را مورد حمله قرار دهند که اگر ایران جزایر راپس ندهد ، به دادگاه بین المللی شکایت خواهندبرد.

متاسفانه پس از آن دعای فرج وشرکت بی سابقه دراجلاس خلیج عربی ،  اعراب همسایه وبسیار دوست ، بجای اینکه تحت تاثیربیانات رئیس جمهورما ، از حق مسلم ایران دراستفاده از انرژی هسته ای حمایت کرده ومشت محکمی بردهان استکبار بزنند ، با مطرح کردن سخنان دشمن شاد کن مثل لزوم بازپس دادن جزایر سه گانه به امارات ، نمازهاوسجده های شکر مومنین را باطل نمودند تا شاید ، ثمرات این فتح الفتوح راکمرنگ کنند......

زهی خیال باطل ...، ما پیشاپیش وقبل از این سفربه دستاوردهای بسیار باشکوهی از عزت وافتخار دست یافته بودیم وپوزه دشمنان رابخاک ذلت مالیده بودیم نمونه اش رادرتیتر روزنامه برادر حاج حسین همزمان با  سفر احمدی نژاد ببینید....................

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 6:16 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شاید تاقبل ازانتخابات ریاست جمهوری سال 84 که منجر به پیروزی احمدی نژاد گردید ، هیچ اصولگرای بد بینی به فکرش هم خطور نمیکرد که پیروزی کاندیدای آنها در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران ، تا بدین پایه ، اساس حیات نهاداصولگرایی سنتی را مورد تهدید وخطر قراردهدوپایه های آن رابلرزش درآورد.

اصولگرایان سنتی ، آنگاه که از توفیق یافتن علی لاریجانی اصلی ترین کاندیدای خود درانتخابات مایوس شدند خود رادرانتخاب بین دوتن تنها دیدند .

یکطرف هاشمی رفسنجانی بود که درعرصه سیاست بتنهایی وزنه ای سنگین وغیر قابل انکارودارای حزب وشناسنامه شناخته شده بود ودر دیگر سوی احمدی نژاد ، فردی فاقد حزب وگروه وسابقه قابل اعتنای سیاسی وشناسنامه ای درحدواندازه ریاست جمهوری ، قرارداشت.  

اصولگرایانی که عرصه فعالیت وکار با هاشمی رابرای خویش نامساعد میدیدند ، چون اطراف احمدی نژاد راخالی از عناصر کلیدی وباسابقه میدانستند ، ترجیح دادند تا با حمایت همه جانبه از او ، به فتح کامل قوه مجریه درسایه ناشناس بودن احمدی نژاد دل ببندند .

از اینرو بود که پس ازپیروزی احمدی نژاددرانتخابات ، هریک ازاصولگرایان درصدد سبقت از دیگر دوستان همفکر خویش درتصاحب کرسی های خالی وپرشمار دولت تازه کار برآمدندوبدین ترتیب سعی بسیار نمودند که هریک خود را ازوفاداران وارادتمندان ویژه رئیس جمهور معرفی کنند تا مگر غنیمت بیشتری ازکرسی های قوه مجریه بدست آورند.

دولت نوپا تشکیل شد وهرگروهی از اصولگرایان درابتدای امرگوشه ای از غنیمت قدرت راتصاحب نمودندبدین خیال که رئیس جمهور جدید را نیز بتدریج درس اصولگرایی سنتی بیاموزند واورانیز به اردوگاه خویش اضافه کنند ، غافل ازاینکه احمدی نژاد کسی نیود که خود راتسلیم آنان کرده وفرمانبر ریش سفیدان اصولگرا باشد.

هرچه از عمر دولت تازه کارطی شد ، فاصله اندیشه های تند روانه وافراطی وی با دیگر اصولگرایان سنتی بیشتر روشن شد وآنها یک به یک فهمیدند که حساب احمدی نژاد حتی ازآنان نیز جداست. اواگرچه خود رابه اردوگاه راست سنتی نزدیک میخواند اما درعمل به اندیشه ای کمتر ازآنچه خود درسر دارد ، توجه

نمیکند.

 

رئیس جمهورپس ازاستوارشدن نسبی دولت نهم ، هریک از وزرا ومدیران عالی اجرایی را که مطیع مطلق خود نمیدانست، باسانی کنار گذاشت وهرچه دوست وهمکار از شهرداری تهران وسپاه وچند جای مشخص دیگرکه توسط حلقه مشاوران ویژه اش ، سفارش شدند بتدریج ، پستهای متعدد دولت راباشغال خود درآوردندوبر جناح سنتی محافظه کار فهماندند که : منافع حمایت از احمدی نژاد بمراتب کمتر ازمضرات تخریبهای ناجوانمردانه شان علیه هاشمی رفسنجانی درایام مبارزات انتخاباتی بوده است . درواقع چیزی از شروع دولت نگذشته بود که اغلب سران جبهه اصولگرایان به اشتباه انتخاب خود پی بردند ، اما تاوان پس دادنش برای این خطا ، لا اقل چهارسال زمان از کشور دریغ میکردوآنان راهی جز صحه گذاشتن وتایید منویات منتخب خود نداشتند.

دولت نهم هرگاه که به حمایت مجلس اصولگرای هفتم نیاز داشت به گوشه چشمی رأس همه اموررا به تحت امور تنزل داد وهرآنچه که خواست به اسم اصولگرایی ازتصویب مجلس گذراند.

نمایندگان اغلب بی اثر مجلس هم که ازبعد نظارتی مجلس برقوه مجریه فقط تصویب چشم بسته منویات رئیس جمهوررا میدانستند ، به خیال اینکه این همراهی های بی چون وچرا جلوی چشم دولت را خواهد گرفت ، بانتظاراقدام مشابه دولت نشستند تا شاید درعزل ونصبهاواقدامات مهم بعدی نظرمجلس رانیز جویا شود. دریغ وصد افسوس که انتظاراهالی بهارستان بیهوده بودواغلب تصمیم های دولت در حوزه های داخلی وخارجی بدور ازنظر وحتی اطلاع آنان گرفته واجرا میشد وهرروز بیش ازگذشته نمایندگان که خود رامحق اطلاع از تصمیمات مهم دولت میدانستند ، دچار غافلگیری اقدامات ناگهانی وخبرسازدولت میشدند.

نامه نگاری مفصل به شیطان بزرگ آمریکا که همیشه جزوتابوهای نا شکستنی اصولگرایان خوانده میشدوفکر کردن درمورد آنهم جزو گناهان کبیره محسوب میشد ، عزل ونصبهای استانداران وفرمانداران درحوزه های نمایندگان بدون توجه به نظرات آنان ، انحلال سازمان مدیریت وبرنامه ریزی کشوربا تصمیمی ناگهانی ، برکناری رئیس شورای عالی امنیت ملی و....همه وهمه اسباب غافلگیری نمایندگان رافراهم کردوحال که درواپسین ماههای حیات مجلس هفتم ، دولت هیچ محلی به اعتراضات نمایندگان نمیگذاردمجلسیان نیک دریافته اند که اعتبار وجایگاه خود راچگونه بطور کامل دراختیار اهداف نامعین واغلب شکست خورده دولت قرارداده اند ودرحالیکه نیاز به ارزیابی مناسب ازعملکرد خویش درنزد افکارعمومی برای بدست آوردن  آرای مجددمردمی دارند ، چیزی بجزمجیزه گویی واطاعت بی چون وچراازدولت نهم درنامه اعمال مجلس هفتم دیده نمیشود.

بی دلیل نیست که در آخرین روزهای عمر مجلس هفتم درادامه اقدامات پرشمار غافلگیر کننده قبلی دولت نهم ، اینروزها فرشیدی وزیرنالایق آموزش وپرورش که 6 ماه فبل توسط نمایندگان حرف گوش کن مجلس هفتم ، برای خوشایند احمدی نژاد از کمندبرکناری واستیضاح رهایی یافته بود ، هم اکنون پس ازاندک زمانی ، با اراده شخص رئیس جمهورازکاربرکنارشده ودراینموردهمچون دیگر موارد قبل ، بدون اینکه کسی ازمجلس مشورت خواسته باشد ورای آنان رابه ثمنی بخس خریداری کندهرچه دولت اراده کرده ، محقق شده ورای اعتمادمجدد مجلس به فرشیدی هم بدون هیچگونه توضیحی به هیچ گرفته شده است .

همانطور که درنوشته های فاطمه رجبی همسر سخنگوی دولت بسیار آمده است ، این دولت حتی چنین مجلس مطیع وآرامی را هم برای خود کافی نمیداندوازاینرو تلاش دولت براین قرارگرفته است که با چیدن نیروهای نظامی ومطیع خود دروزارت کشوروهیئتهای اجرایی انتخابات ، کاری کند که مجلس هشتمی از صندوق انتخابات 24 اسفند بدرآید که حتی همین چند صدای انتقاد ومخالف باعملکرددولت نهم نیز ازآن شنیده نشود. 

دراین روزهای منتهی به 24 اسفند که خزان مجلس هفتم نیزمیباشد ، نمایندگان موظفند درپیشگاه ملت ایران پاسخگوی کرده های خویش باشند ودرمورد بهبود رفاه ومعیشتی که بمردم وعده کرده بودند ، جوابگو باشند . تورم وگرانی روزافزون ، افزایش وحشتناک نقدینگی درسطح جامعه ، واردات بی رویه اجناس وکالاهای مصرفی به کشور ، تحریم اقتصادی کشورو تهدیدهای امنیتی علیه ایران که بجز دولت نهم هردوست ودشمنی به وجود آنها اذعان دارد ، تفرقه وبدبینی درمیان نیروهای وفادارانقلاب وتخریب بی محابای شخصیتهای نظام توسط دولت وصدور قطعنامه های تنبیهی متعدد علیه ایران درشورای امنیت و.... همه وهمه حاصل بی اثربودن قوه مقننه درمقابل نظارت بر دولتی است که امروز مجلس راازرأس تمام امور، به تحت کشانده است واورا به هیچ نمی انگارد.....

 

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 10:11 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

 

 

رامین جهانبگلو استاد دانشگاه بجرم جاسوسی برای بیگانگان دستگیر شد.

هاله اسفندیاری یک استاددانشگاه و دانشمندایرانی مقیم وتبعه آمریکا ، بزودی دربرنامه ای که از سیما پخش خواهد شد با اعترافات تکاندهنده خود، پرده از نقشه شوم خود وهمکارانش که برای براندازی نظام جمهوری اسلامی با روش انقلاب مخملی طراحی کرده بود، برخواهد داشت.

دراین برنامه علاوه براسفندیاری اعترافات دو تن دیگر ازاین فریب خوردگان رانیز خواهیم شنید.

طی این اعترافات هاله اسفندیاری ، کیان تاجبخش وهمچنین رامین جهانبگلو  اذعان کردند که با پروزه انقلاب مخملی تصمیم داشتند همچون کشوراوکراین نظام جمهوری اسلامی راسرنگون وحکومت رابه دشمنان انقلاب بسپارندایشان اعتراف نمودند که توسط سازمانهای جاسوسی آمریکا تغذیه ومورد حمایت مالی قرارداشته اند.

راستی راستی همه باورشان شد که بزودی هاله اسفندیاری که زنی 65 ساله واستاد دانشگاه درآمریکا است ضمن اینکه برای دیدن مادر نود ساله اش درتهران بسر میبرده ، باتفاق دیگردوستان دانشگاهی خود درصدد بر پا کردن اتقلابی مخملین وتغییر نظام جمهوری اسلامی هم بوده است.

انتظارات بسر آمدوپس اززمینه سازیهای وسیع توسط روزنامه های حامی دولت وصدا وسیما ،  اعترافات تکاندهنده  خانم اسفندیاری وهمکارانش جهانبگلو وتاجبخش دررسانه ملی پخش شد.

گرچه ظاهرا" با توجه به علاقه هر انسانی به ادامه زندگی وآزادی ، این سه تن سعی بسیار نمودند تا خود را آدمهای فوق العاده خطرناک و صاحب سبک برای براندازی نظام معرفی کنند ودوستان وزارت اطلاعات ودولت وروزنامه کیهان را خوشحال کنند ، اما آنچه آنان درصحبتهایشان گفتند ، هیچیک بر افکار عمومی آنچنان اثبات نکرد که این سه تن هدفی همچون بر اندازی انقلاب اسلامی را درایران دنبال میکرده اند .

درواقع هرچه اندازه  اتهام براندازی درخت تنومند حکومتی مثل جمهوری اسلامی در سن سی سالگی اش بزرگ ودست نیافتنی بود ، به همان اندازه افرادی همچون این سه تن ویا امثال آنان ، انقدر کوچک بودند که چنین وصله ای برای چسباندن به قبای آنان  بسیار بزرگ باشدوبهمین دلیل بود که پخش این اعترافات ازرسانه ملی بیشتر به یک شوخی تبلیغاتی دیگر ازسوی دولت نهم برای کنترل بیشتر تورم وانحراف افکار عمومی ، تعبیر شد.

نکته جالب قضیه در آنجا بود که هنوز مردم درحیرت این پیروزی درخشان وزارت اطلاعات بودندکه خبر تازه دیگری درمدت بسیار کوتاهی رسانه ها را شوکه کرد. باور کردنی نبود،اما حقیقت داشت .

هاله اسفندیاری که خودش به شرکت درپروژه براندازی نرم اعتراف کرده ودراختیار نیروهای نظامی جمهوری اسلامی بازداشت بود ، با پرداخت وثیقه ای بمبلغ 300 میلیون تومان که معمولا برای مجرمین معمولی وغیر سیاسی مطالبه میشود ، آزادوبه کانون گرم خانواده خود درکاناداملحق شد.

به همین راحتی؟؟!!!!!.......جاسوس!!!!آزادی؟؟!!!!!خروج ازکشور؟؟!!!!

طبق قوانین اغلب کشورهای دنیا اگر کسی بجرم جاسوسی برای کشور دیگری دستگیر شودوجرم او محرز گردد، اگر نگوییم که اعدام او قطعی است ، میتوان گفت حبس ابد نهایت خوش شانسی وتخفیف مجازات برای اوخواهد بود اگر قاضی برایش حکم کند.   

امانمیدانیم با آنهمه تبلیغاتی که برای این پیروزی وزارت اطلاعات دولت نهم شد ، چرا دادگاه با وثیقه ای بسیار ناچیز ، اجازه خروج از کشوررا برای متهم ردیف اول هاله اسفند یاری صادر کرد؟دوفرضیه مطرح است:

یا قاضی ایی که پرونده را بررسی کرده ، اشتباها " بجای دادگاه ازدواج وطلاق خانواده ، ازدادگاه انقلاب ومحاکمه جاسوسان سر درآورده ویا اینکه بالعکس با اصرار وزارت اطلاعات خانم اسفندیاری وهمکارانش ، به  اتهامی که هنوز صحت آن اثبات نشده بوده ، اجبارا" اعتراف کرده اند.

درهرحال هرجای دیگر دنیا که میبود ، آزادی وخارج شدن جاسوسان برانداز از کشور مدعی، فریاد های اعتراض فراوانی ازمحافل ومراکز مردمی ودولتی بلند میکرد . اما شاید چون اغلب جامعه ودیگر قوای مقننه وقضائیه نیک میدانستند که این اتهام از پایه واساس غلط است ، اعتراضی وصدایی بلند نشد تا مگر هرچه زودتر این غائله بی ثمر هم خاموش شود که البته شد.

( سیاست هم دنیای جالبی است ، یکی به اعتراف خودش قصد براندازی وتغییر حکومت راداشته و پس ازدستگیری به آسانی از کشور خارج میشود وآب ازآب تکان نمیخورد ودرجایی آنطرف تر از جوانان همین آب وخاک به اتهامی بسیار بسیار کوچکتر هنوز درگوشه زندان ، طعم واقعی تلاش برای براندازی در حادثه کوی دانشگاه تهران رامیچشند.)

 

البته افکار عمومی در مدت کمی قبل از ماجرای هاله اسفند یاری، خاطره دستگیری افتخار آمیز15 تن از ملوانان انگلیسی در آبهای ایران درخلیج فارس که توسط نیروی دریایی سپاه صورت گرفت وبعنوان پیروزی درخشان بر قدرتهای خارجی ازآن تعبیر شد راازیاد نبرده بودند که آن نیزخود ماجرایی دیگر داشت .آنها هم پس ازاعتراف به مقاصد مورد اتهام درتجاوز به آبهای ایران ، بادریافت کت وشلوار سایز شده وهدایایی جهت  سوغات از صنایع دستی ایران بیادبودسفر تجاوزکارانه به سرزمین ایران وبا بدرقه رسمی دکتراحمدی نژاد درکاخ ریاست جمهوری ، وشنیدن جمله " موفق وموید "باشید از جانب رئیس جمهور ایران ، سالم بوطن خویش بازگشتند والبته باز هم این مابودیم که پیروز واقعی واصلی میدان مبارزات ضد جاسوسی بودیم.

صبر کنید هنوز دستگیری  جاسوسان تمام نشده است.خبر تازه را ببینید:

 حسین موسویان یکی ازاعضای ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای دولت خاتمی واز افراد مورد اعتماد حسن روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ، بجرم جاسوسی وانتقال اطلاعات هسته ای به اردوگاه دشمنان انقلاب، توسط وزارت اطلاعات دستگیر شد.

وماجرا ی کشف لانه های جاسوسان همچنان ادامه دارد..............

 

 

( ازشما خواننده محترم وبلاگ که با نظرات وانتقادات خود راهنمای حقیر هستید سپاسگزارم . ...سعید)

 

 

 

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 6:47 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

ادامه......

 شوربختی آنجاست که متاسفانه درسایه این تغییرات مداوم وبی سابقه درحوزه وزارتخانه ها، اغلب فرصت  برنامه ریزی کلان برای کشور ازدست میرود ویا توفیقی برای عمل کردن به برنامه های دراز مدت  قبلی کشور در حوزه آن وزارتخانه حاصل نمیشود چراکه مدیریت دستخوش تغییر ات زیاد وبی ثبات است.

ازابتدای انقلاب تا کنون حتی درسخت ترین برهه های آن که مصادف با سالهای جنگ بود هرگز روسای جمهور وقت کشور ،  کابینه تا بدین حد لرزانی نداشتند وهیچگاه نیز کسی راصرفا" برای جابجا کردن وموقتی به وزارت منصوب نمیکردند ،کاری که دراین دولت بیش ازهر زمانی مرسوم شده وپایانی هم بر آن متصور نیست . گویی که دوره حکومت این دولت را نهایتی نیست وتاهرزمان که بخواهد میتواند برسرکار باشد وهرآنچه که میکند هم بهترین گزینه برای مصالح کشور است.براحتی آب خوردنی وزیری میآید وبهمان راحتی هم جایش به دیگری سپرده میشود.

  اگرچه دردولتهای قبل هم حتما" بودند وزرایی که شاید میشد  آنان را با افرادی بهتر جایگزین کرد ، امااغلب  با لحاظ کردن جمیع شرایط کشور این نتیجه حاصل میشد که بهتر این است که کمترین خدشه به ترکیب کابینه ها وارد شود تا کشور دردام تغییرات بیحاصل وزیران ومدیران ارشدخود گرفتار نشود.

ازدیگر سوی نقطه قوت هریک از دیگر دولتهای قبل رامیتوان بزرگی گستره مشورت درآنها دانست . علم وتجربه  مدیریت واداره مملکت درهمه جای دنیا به یکسان ثمرداده ومیدهد وکشور ایران هم از این قاعده مستثنی نیست .مگر رئیس جمهورکشوری به پهناوری ایران ، تا چه حد فرصت وزمان دراختیار دارد که بتواند بیشتر وقت سازندگی کشوررا ، به جابجاکردن وزرا مشغول شودواز انجام امور زیربنایی کشور غافل شده وهنوز پس ازگذشت دوسال ونیم از ریاست جمهوری با مهره چینی های جدید بدنبال رسیدن به کابینه مطلوب خویش بگردد؟نمونه بارز این ادعا، انتخاب وزیر نفت یعنی کلید دار صندوقچه گنجهای کشور ومحقق کننده شعارهای رنگارنگ انتخاباتی احمدی نژاد است که طبق برنامه های رئیس جمهور باید درتحقق وعده های ایشان به جمع آوری بساط مافیای نفتی میپرداخت وغارتگران بیت المال را رسوا میساخت . اما آیا ایشان برای رسیدن به همان برنامه های خودش توانست بموقع مناسب وزیرمربوطه را به کابینه بیاورد؟نه.امروزدر میانه راه سومین سال کار دولت با انتخاب دومین وزیر نفت ، هنوز خبری ازتحقق شعارها هم بگوش نمیرسد وقطعا"این وزیر که کمتر ازدوسال زمان برای فعالیت پیش روی دارد ، نخواهد توانست آنچنان که باید به وظایفش عمل کندومثمر ثمر باشد.په اینکه بیم آن میرود که حتی هرلحظه همین وزیر هم به تند بادی کرسی وزارت رابه دیگری بسپارد.

فرض رابراین بگذاریم که رئیس جمهور درسال سوم ویا چهارم زمامداری خوویش به کابینه ایده آل خود دست یابد ، آیا دراین زمان که همه چیز بر وفق مراد شود ، فرصتی هم برای کار خوب باقی مانده است؟همیشه بوده وهست وخواهد بود که : کار هرچقدر هم هدف مقدسی رادنبال کند ، برنامه ریزی ومدیریت صحیح است که آنرا مثمر ثمرات خیر ونیک میکند وگرنه تلاش زیاد ومدیریت ضعیف ثمرات مخربش شاید بیش ازمنافع آن باشد.

    ر

  ر ئیس جمهور محترم باید براین امر واقف باشد ، این کرسی که امروز برآن تکیه زده است ، همانگونه که تادیروزشاهد حضور دیگر روسای جمهور بود ، فردا هم دردست فرد دیگری خواهد افتاد ودیگرانی که بیایند نیز ، همچون او ، به خود اجازه خواهند داد تا به نقد وبررسی دولت پیش ازخود بپردازند .

 دراین میان البته برا ی مردی که درشبانه روز 2-3 ساعت بیشتر نمیخوابدتا هرچه بیشتر به کشورش خدمت کند ،  شاید بسیار تلخ باشد : دیدن منظره ای که ازخیل یاران و اطرافیان پرحرارت و پرشمار احمدی نژاد ، بجز خانواده الهام وجنتی وخزعلی که همواره بر معجزه بودن دولت نهم اصرار میورزند ومجال واقع بینی رااز رئیس جمهور سلب میکنند، فرد دیگری برحلقه دوستان باقی نمانده باشد .

اداره مدرسه ای که درابتدا گفتم نه فقط  با مدیر ، که با مشارکت آحاد دست اندر کاران  مدرسه وحتی دانش آموزان خردسال مقدور خواهد بود ومدیر بتنهایی ره بجایی نخواهد برد.

درنهایت باید اذعان کرد که از هر دولتی هر آنچه که ازخوب وبد برجای بماند ، همه وهمه اش بنام رئیس آن دولت یعنی رئیس جمهور نوشته میشود واوست که درحافظه تاریخ مورد قضاوت قرارخواهد گرفت .

 نه کسی فاطمه رجبی رابیاد خواهد آوردونه از الهام وجنتی وخزعلی وحاج منصور ارضی مداح دولت ، سراغ خواهند گرفت . آنها نهایتا" ید بیضا را از آستین موسای دیگری بیرون خواهند آورد وهاله نورانی را برگرد او خواهند تابانید و عصای معجزه هزاره رانیز به او خواهند سپرد تاکاخ پوشالی وموهوم فرعونیان زمانه را برایشان فروریزد وآنان نیز برایش مدیحه سرایی کنند.....                                                            

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 18:3 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 وزیر رفاه برکنار شد.                             وزیر تعاون برکنارشد.           

وزیر نفت استعفا کرد .                          وزیر صنایع برکنارشد.

وزیر کار استعفایش راتقدیم کرد.             رئیس بانک مرکزی استعفاداد.

 رئیس شورای عالی امنیت ملی ، توسط رئیس جمهورمجبور به استعفاشد.

گفته میشود وزیر امور خارجه استعفا داده وعملا کاره ا ی نیست .

رئیس سازمان مدیریت وبرنامه ریزی برکنار شد.

استانداران استانهای .....برکنار شدند.

هاشمی ثمره معاون وزیر کشور شد.

هاشمی ثمره از وزارت کشور خوشش نیامد وبه نهاد ریاست جمهوری رفت.

الهام عضو شورای نگهبان قانون اساسی همزمان رئیس دفتر رئیس جمهور شد.

الهام با حفظ سمت وزیر دادگستری شد .

الهام با حفظ سمتهای قبلی رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا وارز شد  .

حسین شریعتمداری بعنوان منتقد برتر دولت نهم جایزه ویژه گرفت.

مهرداد بذرپاش جوان 28 ساله و توانمند، بدون هیچ سابقه اجرایی مدیر عامل کارخانجات پارس خودرو شد.

برکناری ..........استعفا......اتنخاب عرصه جدید برای خدمتگزاری به مردم.......مسائل شخصی.....ازتوجیهاتی است که بعنوان علل اصلی این عزل ونصبهاذکرشده است.

دولت نهم خصوصیات بسیاری دارد که فقط مختص خودش هست وبس . نه کسی خواهد توانست بسیاری ازکارهاوهنجارهای مرسوم دراین دولت را دردولتهای بعدی تکرارکند ونه وجود خواهند داشت کسانی که بخواهند تا راه این دولت رادربسیاری ازعرصه های حکومتی بپیمایند.

بحث امروزم عزل ونصب درسطح مدیران رده بالای اجرایی کشور است.

ابتدا مثالی مطرح میکنم . رئیس یک مدرسه ابتدایی با 100 دانش آموز را درابتدای سال تعیین کرده اند. بالطبع پس از شروع سال تحصیلی ، گذر زمان لازم است تا این مدیر بتواند برزیر مجموعه مدرسه مسلط وبا همه همکاران خود بطور کامل آشنا شود . گذشت زمانی درحدودسه ماه  تحصیلی باعث خواهد شد تا او هم معلمین ومعاونین خود رابخوبی بشناسد وهم با این شناخت نسبی بتواند برنامه های خود رابرای پیشبرد اهداف آموزشی به مرحله اجرا درآوردونیز تغییرات مد نظرش را درمدرسه بتدریج اعمال نماید بطوریکه نه به عزت وآبروی همکاران لطمه ای واردشود ونه گروهی ازهمکاران خود رابه دشمنان وبدخواهان خویش مبدل سازد.

اما با این مثال  مقایسه کنید در حوزه مدیریت کلان کشور ، همچون تغییرات وزرا و استانداران ومعاونتهای ریاست جمهوری را.

مطمئنا" کسی که بخواهد رئیس جمهور شود از هرگروه سیاسی هم که باشد ، حتی اگر هیچ برنامه ای برای اداره کشور درآینده نداشته باشد که باید داشته باشد ، اما حداقل انتظار ازچنین فردی این است که برای خودش حلقه ای ازمشاوران مجرب تشکیل دهد تادرصورت پیروزی وتصدی ریاست قوه مجریه ، ضمن اشراف تخصصی برهمه حوزه های اجرایی کشوربتواند دراداره هرچه بهتر امورات حکومتی توفیق یابد .

حوزه تغییرات درسطح کلان کشوری چنان عرصه حساسی است که یک مدیر آگاه هیچگاه تمایل نخواهد داشت تا یک شبه به تغییرات زیربنایی درآن بپردازد وجامعه وسیستم اجرایی رادربهت وحیرت وسرگردانی فروبرد. البته همه این تعاریف وتوضیحات زمانی مصداق عینی پیدا میکند که دولتی بجز دولت نهم بر مسند قدرت باشد . چراکه این دولت از همان بدو تشکیل ، خودرا بعنوان پدیده ای نو در عرصه سیاست معرفی کرده وهمواره نیز براین امر اصرارداشته که کشور همچنان درحال وهوای زمان  انتخابات ریاست جمهوری بسر ببرد ، حتی اگر بیش ازدوسال هم ازپیروزی اش در انتخابات ریاست جمهوری گذشته باشد.

رئیس جمهوری که درتعویض وزرا ومعاونانش هیچ حد وسقفی قائل نمیشود معلوم نیست کی میخواهدبه این گردونه معیوب پایان دهد وبه ارزیابی کارخویش بپردازد.

بجای آنکه علت ناکامی برخی مدیرانش رابا واقع نگری مورد بررسی قراردهد وبدنبال ریشه یابی مشکلات وزرا ووزارتخانه هایشان باشد ، آسانترین راه را برمیگزیند وبا خداحافظی با وزیر مربوطه فرد ناشناس دیگری را به میدان میآوردوعرصه کلان مدیریت رابه فرد ی تازه کار میسپارد غافل ازاینکه عاقبت اینکار جز کوچکتر شدن حلقه دوستان وهمفکران چیز دیگری نیست .کم کم اعتماد واعتقادمستحکم به شعارها و ایده های آرمانی رئیس جمهور ، جای خود رابه سو ء اعتماد وبدبینی میدهد . دلسوزان وحامیانی که پس ازهمراهیهای فراوان با دولت درصحنه های مختلف بارها اعتقاد خود رابه دولت نهم

 

اثبات کرده بودند ،

پس ازکوچکترین انتقادی از عملکرد رئیس جمهورویا دوستان خاص او ،  به سست عنصری وبی تقوایی وعقب نشینی ومرعوب شدگی و.....متهم میشوند ودرمیان بهت وناباوری ، همچون دشمنان و مخالفین جدی دولت به کناری نهاده میشوند.

جالب اینجاست که دراین بین بجز حلقه کوچک مشاوران خاص احمدی نژاد کهمعمولا" با چشمانی بسته برحقایق ، به پاسخگویی واظهار نظر می پردازند ، همه میدانند که علت ناکامی وزرا ومدیران مستعفی ، اغب ناتوانی آنان از محقق کردن شعارهای غیر کارشناسانه احمدی نژادودوستان اوست واساسا" با توجه به امکانات وشرایط کشور ایران ، هیچ کس دیگری هم نمیتواند شعارهای آرمانگرایانه وگاه خیالپردازانه اورا جامه عمل بپوشاند .

 

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 6:34 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ازروز پنجشنبه هفته بسیج شروع شده است والبته غیر ازرسانه هاکه به این مناسبت برنامه ها وکلیپ هایی راپخش میکنند، استفاده از چفیه های عربی که به نمادی از بسیجی بودن بدل شده است ، دراین روزها بسیار چشمگیر وقابل تامل است . راستی بسیجی های دوران جنگ رادیده اید؟ با آنان همکلام شده اید؟هیچ دقت کرده اید که دربیشتر عکسهایی که از رزمنده هاباقی مانده اغلب بسیجی ها از چفیه استفاده نمیکرده اند؟ یا اینکه اغلب شهدا یی که درزمان جنگ شهید شدند هم همینطور با چفیه عکس ندارند؟چه شده که امروز پس ازگذشت حدود 20 سال از پایان جنگ ، تولید وتوزیع چفیه بسیجی حتی ازدوران جنگ نیز بمراتب بیشتر شده است؟وآیا اینکار توانسته درتوسعه فرهنگ جهاد وایثار بسیجی اثری داشته باشد؟

 اگرچه نمیتوانم اسم خودم رابسیجی بگذارم ، اما درطی سالهای جنگ چند باری توفیق داشتم با بسیجی ها همراه بشوم وبه جبهه شلمچه وغرب بروم . یا آنچیزی که آنروزها درجبهه ها بود بسیج نبود ویا اینکه برخی از اینهایی که ادعای بسیجی بودن دارند ، بسیجی واندیشه وراه آنان رادرست نمیشناسند.

نوجوانان وجوانانی که سن اغلب آنهاکمتر از 25 سال بود ، با چنان خلوص وسادگی درجبهه ها حضور داشتند که شخصا امروز حسرت دیدن دوباره آن انسانهای پاک وحضور درجمع آنان را میبرم وآرزو میکنم ایکاش آن روزها  سن بیشتری داشتم  ودراین مکتب بیشتر میآموختم.

متاسفانه پس ازپایان جنگ ازادبیات جبهه ها وبسیجیان حقیقی آن دوران کمتر با واقع بینی یاد شده ، وطی بازسازی صحنه های جنگ در ساخت فیلمهای دفاع مقدس ، یا رزمنده هارا افرادی خارق العاده وبا علایق وایده هایی بسیار ماورایی ومتفاوت باخواستها ی جامعه  ویا بسیار عوامی وازجمله  داش مشتی های محله ها، همچون موضوع فیلم اخراجیها، معرفی کرده اند . اگرچه بودند افرادی که دراین دوطیف بالا قرار داشتند ، اما عموم بسیجیان رادرآنروزهااقشاروتوده عای عمومی جامعه با همان اندیشه های اول انقلاب وعشق وافربه امام خمینی وراه آن بزرگوار تشکیل میدادندواغلب هدف آنان دفاع از کیان وآب وخاک کشور ولبیک به ندای امام خمینی بود. نه توقعی از حقوق ومزایا درکار بود ونه مدتی برای ماندن درجبهه ها تعریف میشد .دربین آنان نه شهری معلوم بود ونه روستایی شناخته میشد . همه یکسان ویکرنگ وبا انگیزه وگوش بفرمان امام درصحنه های نبرد حضور داشتند وبا همه نابرابری نظامی که با عراق داشتیم همواره با روحیه وعزمی راسخ درصحنه حضور داشتندوهرگز پشت به دشمن نکردند ودرهیچ صحنه ای ازجنگ 8 ساله امام راتنها نگذاشتند. درپایگاههای بسیج محله های شهری و روستاهامتحد ومنسجم وبی ادعا فعال بودند بی هیچ چشم داشتی ، گوش بفرمان رهبربودند. البته اغلب کسانی هم که درسپاه آنزمان وظیفه سازماندهی تشکیلات بسیج رابرعهده داشتند، خودشان  ازبسیجیان سابقه دارتر بودندوهیچ کسی بردیگری برتر نبود درجه وپست ومقامی نبود که بر سر تصدی آن افراد مبارزه بادشمن اصلی را فراموش کنند.

یادم هست که روزی بطور اتفاقی به واحد تخریب یکی از لشکرهای رزمی که نیروهای آن از صدر تا ذیلش رابسیجیان تشکیل میدادند رفتم . چهرهای نورانی وباصفایی که نه تا بآنروز دیده بودم ونه فکر میکنم دوباره بتوانم  آنان را ملاقات کنم. شوروعشق وایمان درجمع صمیمانه آنان که همواره خط شکن جبهه ها بودند وبیشترین مخاطرات جنگ رابجان میخریدند، موج میزد وانسان از شدت خودساختگی وتهذیب نفس درجمع آنان احساس شرم وخجالت میکرد وخود رادرمقابل دریای معنویت آنان بسیار کوچک وبی مقدار می یافت .

لازم نیست که بگویم تا چه اندازه امکانات وتجهیزات ما ودشمن تفاوت داشت ، اما هرچه بود همان ایمان وتقوای بی نظیر دراین جوانان بود که هیچ دشمن قدرتمندی همچون صدام وحامیانش هم قادر به مقاومت دربرابر اراده پولادینش نبودند وبا همه قدرتشان آخرالامر درمقابل همت والایش سر تعظیم فرود آوردند.

اکنون که از سال 67 و پذیرش قطعنامه  وپایان جنگ قریب به 20 سال گذشته است ، ضمن اینکه ان نسل بسیجیان دوره اول بازنشست شده اند ،با تفکیک قوادر سپاه پاسدارن هم ، نیروهای بسیج  زیر مجموعه واحد مقاومت سپاه قرارگرفته اند و درهمه ادارات ونهادها وکارخانه ها عضو گرفته ومحافل وامکانات متعددی را دراقصی نقاط کشور بدست آورده اند.

اما از همه آن صفای بسیج ونمادهای معنوی آن ، فقط یک چیز پرمصرف که به جرات میتوانم بگویم بیش اززمان جنگ تولید ومصرف میشود، از آن دوران مورد توجه قرارگرفته است ، وآن نماد بسیج یعنی چفیه بسیجی است. بهر حال این نماد بسیار با ارزش ومعنویست وباید حفظ شود ، ولی چه باید کرد که دربرخی موارد اسباب ریا کاری ودغل بازی نان به نرخ روزخورها  نیز میشود. بازیگران عرصه های سیاست ، گاه آن رابرگردن انداخته وبنام وتحت عناوین مختلف بسیج ویا هرگروه دیگر با حمله به اجتماعات ومحافل قانونی ، چهره ای خشن وتند رو را از بسیجی عصر حاضر معرفی کردند. گروههایی همچون لباس شخصی ها وگروههای فشارونیزحرکات واعمال آنان تحت عناوین مختلف وبا لباس غالبا" بسیجی ، علیرغم غیرقانونی بودنشان ، هرگز هیچ صدای اعتراضی راازاردوگاه سران بسیج بلند نکرد ومتاسفانه این گروهها ی تندرو تحت نام بسیج ضربه ها ی بسیارسنگینی بر هویت بسیجی وارد کردند.

شاید بتوان گفت استفاده ابزاری از این نماد مقدس ، باعث شده تا موارد مصرف آن درصحنه های سیاست خارجی جدیدکشور هم متداول شود و افرادی همچون دانیل اورتگا حاکم چپگرای نیکاراگوا که لابد برای دریافت سهم پول خود ازفروش نفت ایران ، جندی قبل به کشورمان سفر کرده بود ، ویا هوگو چاوز رفیق کمونیست سابق ومسیحی کاتولیک حالا  وهمینطور فرزندان مبارز معروف کمونیست امریکای لاتین ارنستو چگوارا، طی سفرهایی که به ایران داشتند ، همگی از این سمبل مقاومت ایرانیان بعنوان سلاحی که سیاست خارجی ما را تحت تاثیر قراردهد ، استفاده کردند ، و بدبختانه این حربه آنان خیلی هم موثر واقع گردیدواز این عمل متملقانه  آنان تحت عنوان صادر شدن فرهنگ بسیج به کشورهای آمریکای لاتین هم تعبیر شد.

یادمان نرود این چفیه اگرچه دردوران جنگ بیشتر برای استفاده شخصی بکارمیرفت ولباس نظامی نبود ، امادرهرحال امروز پس از جنگ به یک نماد مقدس بدل شد .

این نماد از آن جهت مقدس است که بر گردن مردان پاک وازخود گذشته ای همچون مصطفی چمران وباکری وچراغچی وزین الدین و....دهها هزار شهید وجانباز وآزاده دوران دفاع مقدس آویخته شده وگاه باخون پاک آن عزیزان آغشته شده وازاینروهمواره نشانی ازصفا وصداقت وایمان بسیجی را درخود دارد ونبایست وجه المصالحه سیاست بازان وابزار کسب وکار متملقان وچاپلوسان گردد .

بنظر من هرچقدر هم ایران ، با حاکمان کشور ونزوئلا وامثال آنها ، روابط نزدیک و صمیمانه داشته باشد، دولت ما نباید یادش برود چاوز ، زمانی میتوانست چفیه رنگین شده با خون پاک بسیجیان شهید رابرگردنش بیاویزد که ،  ازروابط بسیار نزدیک وصمیمی اش با دشمن قسم خورده ملت ایران یعنی صدام حسین  دردوران جنگ ،  آثاری برخاطر تاریخ باقی نمیماند

 

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 1:27 | لینک  |