تبليغاتX
روز از نو
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم ... نبود برسر آتش میسرم که نجوشم
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

 

درراستای توسعه هرچه بیشتر فرهنگ هسته ای درکشورمان وبه مدد برنامه های اتمی وزیر محترم وباهوش آموزش وپرورش ، دانش هسته ای اثرات چشمگیر خودرا درآموزش علم ریاضیات مدارس ابتدایی وامتحانات سرنوشت ساز آن گذاشته ، و بدین ترتیب دانش آموزان از همین سنین شروع به تحقیقات هسته ای میکنند تا اینکه احتمالا مثل آن دختر دانش آموز 16 ساله دبیرستانی که رئیس جمهور محترم سال قبل به جهانیان معرفی اش کرد ،باخرید وسائل ساده

مورد نیاز از خیابان باتفاق برادر بزرگترشان ، درآشپزخانه منازل مسکونی به آزمایشات صلح آمیزهسته ای پرداخته ورشد اقتصادی خیره کننده کشور راپرشتاب تر کنند.

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 9:50 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 بدنبال تعریف و مجیزه گویی ها وتبلیغات بسیار وسیعی  که در هیچیک ازدولتهای دوران انقلاب اسلامی سابقه نداشت، براین امر سعی بسیار شدتا دولت نهم با دیگر دولتها کاملا " متفاوت وحتی با اهدافی فراتر ازهمه آرمانهای انقلاب وبرنامه های توسعه 5سال و20 ساله آن معرفی شود .همیشه گفته اند وشنیده ایم که دوست نادان از دشمن بدتر است ، وبنظر میرسد که به رغم زیبایی بسیاری ازشعارهای رئیس جمهور ، متاسفانه حلقه کوچک اطرافیان تنگ نظر احمدی نژاد باعث شدند تا روز به روز، وی خودش راازشعار اصلی دوران انتخابات که ارتقای سطح رفاه جامعه بود دور تر ببیندو او خودرا درگیر مسائلی کند که روزگاری ، دیگران رابخاطر توجه به آن موضوعات سرزنش میکرد .

از جمله این موارد میتوان نام برد از پروژه هایی همچون استفاده از جوانان ومشاوره نخبگان وکابینه 70 میلیونی و بکارگیری اندیشه های ناب جوانان برای سازندگی ، که البته خود شیفتگی بیش ازحد دوستان رئیس جمهور باعث شد تا این مجموعه آرمانی مشاوران جوان به آقایان : زریبافان ، محصولی ، هاشمی ثمره ، بذرپاش ، وسرسلسله نیکان وآچارفرانسه ها : غلامحسین الهام ، خلاصه شود واز همه آن حرفهای خوب دوران انتخابات جز مشتی وعده های سرخرمن چیز ی باقی نماند.

به جرات میتوان گفت دوران طلایی کشور که دراختیار احمدی نژاد قرار گرفت ، میتوانست بقدری کشور را بسمت ترقی وپیشرفت اقتصادی سوق دهد ، که هیچ حزب وگروهی نتواند تا سالها بعد چنین موفقیتهایی برای کشور کسب نماید .

 جایگاه بسیار بالای کشور درجامعه جهانی وروابط بسیار خوب با بسیاری ازکشورهای تاثیرگذاروتعیین کننده دنیا ، صندوق ذخیره ارزی مطمئن وپر ازدلار های ذخیره شده ، بستر های آماده ورشد اقتصادی مناسب کشور ، امنیت بین المللی واعتماد سازی درعرصه های جهانی توسط دولت خاتمی و......و موارد بسیار دیگر وآخرالامر رشد بی سابقه وباور نکردنی قیمت جهانی نفت ، زمینه هایی بود که میتوانست نام احمدی نژاد رادرکنار بزرگمردان تاریخ سازی همچون امیر کبیردردفتر تاریخ ایران جاودانه سازد .

توهم وخیالپردازیهای دوستان احمدی نژاد دردفتر ریاست جمهوری اما باعث شد تااز این فرصت تاریخی برای کشور وگروه سیاسی رایحه خوش خدمت که دوستان احمدی نژادراشامل میشد نه تنها بدرستی استفاده نشود ، بلکه این فرصتها همه درخدمت تخریب هرچه بیشتر وجهه کشور درعرصه جهانی وافزایش وتوسعه تورم و فقر وگرانی درسطح جامعه منجر شود . این اطرافیان همیشه ازخود ممنونی که اطراف رئیس جمهور راگرفتند ، همواره برای سرپوش گذاردن بر ناکامیها وناتوانیهای خود ، چنین القا نمودند که دشمنان داخلی دولت وفاسدان اقتصادی و کسانی که چشم دیدن این دولت راندارند، و باانواع ترفند ها وحیله ها درصدد مبارزه با عدالت وجلو گیری ازتحقق عدالت هستند وچون دولت نهم خودرا دولت زمینه ساز ظهور میداند ، مخالفان خویش راهم دشمنان انتظار وعدالت مینامد.

متاسفانه اندیشه هایی که درپشت پرده ، سخنان ومواضع رئیس جمهور راهدایت میکنند، سبب شدند تا رئیس جمهورنیز به این نتیجه برسد که براستی "او خود تافته ای جدابافته است ، وفکرهایی که اوویارانش درسر دارند ، همه اندیشه های بدیع وبی نظیر بوده ودیگران همگی دشمن او وکشور هستند . این توهم نه تنها درعرصه مناقشات هسته ای ، که در عرصه داخلی هم نمود خاصی داشت . خیال اینکه با تکیه بر رئیس جمهوری ، عنان وافسار هرگونه تغییر درکشور حتی خارج ازدایره قانون اساسی بدست رئیس جمهوراست ، باعث شد تا درسایه این خیال باطل رکن اصلی برنامه ریزی درکشور یعنی سازمان مدیریت وبرنامه ریزی به طرفة العینی منحل وبه ناگاه درمعاونت رئیس جمهوری ادغام شود.

علیرغم نداشتن هیچگونه برنامه ای برای اداره امور امروز وفردای کشور ، برنامه های 5 ساله توسعه ونیز چشم انداز 20 ساله به سخره گرفته شود و همواره دولت نهم بالاتر ازاندیشه حاکم بربرنامه های فوق معرفی گردد.

نامه های اقتصاد دانان کشور که همگی نیز ازبرنامه ریزان واساتید برجسته دانشگاهها بودند ، بعنوان حربه اصلاح طلبان مفسد ودور ازقدرت ارزیابی گردید که سعی درتخریب دولت نهم دارند ، براحتی بدور انداخته شد ودرمقابل ، نهضت ارائه آمار های عجیب وغریب ازموفقیتهای دولت درخصوص کاهش بیکاری وتورم ومشکلات معیشتی مردم و... که درکنار اخطارها وتوصیه های دلسوزانه دیگر سرمایه های انقلاب براه افتاده بود  ، جوابی بود برآنان که تصور میکردند اندشه وبرنامه دراین دولت جایگاهی دارد.

دیگر چون سخن گفتن از جلوه های ویژه مسافرتها همچون هاله نورانی ، خریداری نداشت ، وازطرفی ارائه آمار بدون پشتوانه واقعی درجامعه هم مصرف کننده ای درداخل کشورنداشت ، عرصه هسته ای جولانگاه خوبی بود تا بعنوان جایگاه شعارها وادعای موفقیتهای بسیار چشمگیر مورد توجه قرار گیرد.

بدنبال این نتیجه دراولین روزهایی که طعم فشارهای اقتصادی صدور قطنامه اول شورای امنیت درکشور احساس میشد ودولت ازارئه راهکاری برای حل آن ناتوان مانده بود ،  رئیس جمهورادعا کرد : اگر رسیدن به قله هسته ای برای ما 10 سال عقب ماندگی درپی داشته باشد ، ارزش دارد ، چراکه پس ازبدست آوردن موفقیت هسته ای ما باندازه 50 سال پیشرفت خواهیم کرد . غافل ازاینکه دوستان همسایه مادرپاکستان ، هم اکنون سالهاست که با فتح قله هسته ای وساخت وآزمایش علنی بمب هسته ای ، همچنان اندر خم یک کوچه و بدنبال روزنه ای میگردند تا بتوانند قدری ازرفاه ودموکراسی که درکشورهای همسایه شان میبینند  را به مردمشان هدیه  کنند.

البته رئیس جمهورهیچگاه درسخنان خود سعی نکرد تا موفقیتهای کشور راحاصل تلاش دولتهای پیشین وخودش بداند وخویش راادامه دهند راه آنان معرفی کند ، بلکه همواره سعی بسیارکرد تاجز به بدی وبدنامی از آنان چیزی نگوید وبجز فاسد ووطن فروش ومرعوب شده نامی برآنان ننهد ، گویا که همه متخصصان هسته ای نیز ازابتدای دولت نهم پیدا شده وظهور کرده بودند.

 خودشیفتگی رئیس جمهورودوستان ومشاورانش بحدی رسید که هر پست ومقامی که بنوعی احتمال گرایش فکری نه اصلاح طلب ، بلکه میانه رو هم درآن وجود داشت بسرعت تغییر کرد وبرکناری هرمدیر غیر خودی به مثابه فتح یکی ازسنگرهای شیطان تعبیر گردید.

فعالیت رسانه ای واینترنتی دوستان نادان رئیس جمهور همچون فاطمه رجبی که درتخریب چهرهای درجه اول انقلاب ونظام از هیچ کاری فروگذار نکردو با داشتن دژی مستحکم بنام غلامحسین الهام از هرگونه تعقیب وپیگرد مصون بود، فضای مسمومی درکشور ایجاد کرد تا درسایه آن مدیران کارآمد وباارزش وانقلابی بعنوان دشمنان قسم خورده انقلاب وامام معرفی شوند واز اینرو اغلب آنان سکوت وانزوا را پیشه کنند تا دراین شرایط بعلت قحط الرجال شدید درحلقه دوستان رئیس جمهور، این نخبه های روزگار وتحفه های آسمانی ، حتی به  داشتن 5 شغل هم اکتفا نکنند وبعلت علاقه وافربه خدمت رسانی شبانه روزی ، خودراآماده تصدی مسئولیتهای بیشمار دولتی وفوق قانون اساسی بدانند.

همواره عده ای ازمسئولین ازجمله دبیر شورای نگهبان آیت الله جنتی بوده وهستند تا هرازچند گاهی به جامعه یادآوری کنند که این رئیس جمهورودولت الهی اش ، حاصل خوابها ودعاهای بیشمار مومنین وخداترسان است و موهبتی است که ملت باید همواره قدردان آن باشند و گرانی وتورم وشعارهای توخالی وعدم تحقق وعده ها هیچکدام نباید سبب دلسردی مردم شده و علاقه آنان به دولت راکاهش دهد .

گاهی شنیدن سخنان رئیس جمهور چنین تصوری راتداعی میکند که گویا احمدی نژادخود راپیامبری میداند که وظیفه اش اصلاح ورتق وفتق امور نسل امروز بشریست و درخصوص حل وفصل مشکلات کشور ایران وایرانیان  وظیفه چندان مهمی ندارد ، واگر هم درجایی سوالی ومشکلی هست ، این مافیای قدرت وثروت است که باید پاسخگو باشد ونه دولت نهم . 

داستانهای فراوان رئیس جمهورازعشق وعلاقه دانش آموزان آمریکایی به ایشان ومکاتبات آنان ودعوت برای سخنرانی درمدرسه های آمریکا ، حکایت تاسیس دفتر بررسی اندیشه های رئیس جمهور درنهاد ریاست جمهوری که امری بسیار بدیع ونو بود ، اختصاص عنوان ودرجه سقراط زمانه به احمدی نژاد پس از عنوان معجزه هزاره سوم ، داستان سخنرانی دردانشگاه کلمبیا وحکایت پیروزی در آنجا که از پایمردی و رشادت وازجان گذشتگی همه شهدا وایثارگران عملیات فاو درزمان جنگ هم برتر شمرده شد و دهها عنایت الهی دیگر برکشورما درزیرسایه دولت نهم و بالاخره خواب آن راننده تاکسی که دردوران انتخابات دیده شده بود مبنی براینکه مادرش پس از8 سال ازمرگش آن راننده تاکسی رادرخواب دعوت به رای دادن به احمدی نژاد میکرد و...، همه وهمه گویای آن است که براساس توهمی که خانواده الهام و افرادی چون آیت الله جنتی درسردارند ، تفاوت این دولت با دیگر دولتهای پس ازانقلاب ، حکایت قیاس کردن حکومت علی ( ع ) باحکومت ابوسفیان ومعاویه وبنی امیه است وهرآنچه توفیق دراین دولت باشد حاصل درایت بی نظیر احمدی نژاداست و هرآنچه نا کارآمدی وشکست دیده شود ماحصل تلاش دشمنان داخلی ازجمله دولت  هاشمی وخاتمی است که با کینه وعداوتی که با عدالت طلبی دارند مانع تحقق شعارها ی توخالی دولت نهم میشوند . 

 

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 23:34 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

 

سال 84 وشروع بکار دولت نهم ، عدالت وحق طلبی همه شهر ها رااز صدای گوش نوازش پر کرده است . دولتمردان جدید سرمست از باده پیروزی درآوردگاه انتخابات درهر  کوی وبرزنی وعده تحقق دولت حق وعدالت راسر میدهند . گویی نزدیک است روزیکه همای سعادت بر شانه های خسته ملت ایران بنشیند وتمام دردها ورنجهای نسلهای قدیم وجدید این مرز وبوم رابه گوشه چشمی برای همیشه بفراموشی بسپارد. فریاد تحقق دولت ظهور وتحقق مهدویت حتی مراکز مذهبی رانیز دربرگرفته وهمه رابه تکاپو واداشته ، نکند واقعا خبری شده است !!!!!؟ درهرمجلسی ذکر معنویت وزندگی زاهدانه دولت نهم واعوان وانصارش تبلیغ میشود واصرار بیش ازحدبراین است که ثابت شود پیروزی درانتخابات هم یکی ازوعده های الهی وهدیه ای بوده که خداوند به بندگانش درمقابل تضرع ودعای خالصانه آنان برای پیروزی احمدی نژاد عنایت کرده است . تقریبا برای اغلب مراکز مذهبی وحوزه های علمیه قطعی شده که این دولت برهم زننده خواب جباران وستمگران ومحقق کننده شعار پیروزی حق برباطل است . کتاب احمدی نژاد معجزه هزاره سوم ، نوشته خانم فاطمه رجبی همسر غلامحسین الهام  اولین اطلاع رسانی آسمانی راپس ازتصدی پست ریاست جمهوری بانجام رساند . وازکمالات بی مانند ومعجزه آسای او سخن گفت .

 دردیگر سوی رئیس جمهور فوق مکتبی ،  اولین جلسه هیئت دولتش که برخاسته از هفتاد میلیون وزیرارزشی ومجاهد وساده زیست بود را ، در جوار حرم رضوی وبرروی فرش درکمال سادگی برگزار کرد تا برای هیچ مومنی شکی باقی نماند که روزگار ایمان وغلبه تقوی برهوای نفس مدیران اجرایی درایران  فرارسیده وچیزی به روز موعود باقی نمانده است .

دراولین حرکت ارزشی ، دولت نهم که سعی داشت متفاوت بودن خود راهرچه بیشتر نشان دهد ، پس ازنوشتن میثاق نامه ای که همه وزرا ملزم به امضای آن بودند ، یکی ازوزرا ی محبوب رئیس جمهور مامور شد که درشب جمعه که متعلق به یاران خاص امام زمان ( ع) است ، این عهد نامه رادرچاه مسجد جمکران درقم بیاندازدومراتب ارادت ویژه این دولت رابه اطلاع ایشان برساند . بدنبال این اقدام بود که بحث دوران ظهور وخواندن دعای فرج ودولت زمینه ساز ظهور بطور جدی مطرح شد واطرافیان دولت تلاش فراوانی راسازماندهی کردند تا بااستفاده ازمحافل مذهبی ومداحان پادررکاب وخدمتگزار، چنین باوری رادرجامعه نهادینه کنند که جدا"دوران ظهور،  درسایه پیروزی احمدی نژاددر انتخابات ، نزدیک شده است .

ازدیگر سوی نیز ، قبل ازخطبه های نماز جمعه تهران ، ایت الله مصباح یزدی ، یکی ازحامیان اصلی رئیس جمهور مکتبی که ازاساتید حوزه علمیه قم نیز میباشد ، با صراحت اعلام کرد که دولت نهم  حاصل دعاها ونمازهای مومنین وبرآمده ازخواست خانواده شهدا ونمازهای شب ونذرونیازهای خالصانه آنان بوده است . ودرتکمیل ادعاهای خود خبر ازخوابی داد که عالمی ناشناخته دراهوازدیده ،  مبنی براینکه امام زمان درخواب ،  اورابه رای دادن به احمدی نژاد امرکرده بوده است . درحالی که آن عالم ،  اصلا تا آنزمان نام احمدی نژاد راهم نشنیده ،  ایشان درادامه اظهار کرد که این خوابها بسیار بوده واینها همه نشان از الهی بودن دولت نهم داردوبا استنادبه  این خوابها ورویاهای مومنین ، منتقدین این دولت رادشمنان اسلام ونظر امام عصر خواندوحمایت ازدولت راواجب دانست .

 طولی نکشید که صدای آسمانی بودن این دولت الهی توسط اطرافیان ودوستداران دولت  ، سراسر کشور رادرنوردید وپس ازاندک زمانی رئیس جمهور خودراپشت تریبون سخنرانی سازمان ملل درنیویورک ، غرق درهاله ای ازنور دیدکه دوراورااحاطه کرده ومانع پلک زدن سران کشورها درحین سخنرانی اوشد. وبدین ترتیب تشعشعات نور دولت نهم مرزهای جغرافیایی راهم پشت سر گذاشت ودیگر ملل جهان رااز عنایات خویش بهره مند ساخت .

رئیس جمهورکه  امر برخودش نیز بیش ازدیگران مشتبه شده بود ، بدنبال قرارگرفتن درهاله نورسازمان ملل ، دچارتوهم جدیدی بنام نهضت ارسال نامه برای سران کشورهای دنیا شد تا ازاین طریق هم  اصلاح امور دنیا راتوسط هاله نورانیش رهبری کند وهم سران کشورها رابه مکتب انبیاء که خودراوارث اصلی آن میدانست ، دعوت نماید.

 نامه ای 16 صفحه ای که حتی هیچ پیامبری هم تاکنون ننوشته بود ، برای بوش ارسال گردید وپدرخوانده معنوی رئیس جمهوردرشورای نگهبان آیت الله جنتی ،  درخطبه های نمازجمعه تهران اعلام کرد که ارسال نامه به جورج بوش یک الهام الهی بود وباید متن این نامه بارها ازرسانه ها پخش شود وحتی درکتب درسی دانشگاهها و مدارس هم ، تدیریس گردد.

بی تفاوتی حاکمان کاخ سفید به متن نامه مفصل رئیس جمهور وندادن هیچگونه پاسخی به آن ، نه تنها باعث نشد رئیس جمهور ازاین رسالت تاریخی خویش دست بردارد ، بلکه بتبعیت از روش انبیاء رسالت  الهی رئیس جمهورباعث شد تانامه های بعدی رابنام خانم آنگلا مرکل ودولت ایتالیا بنگارد وآنان راازاندیشه اصلاح امور دنیا آگاه سازد . اما این بار باتوجه به انتقادات فراوان به نامه  قبلی توسط بزغاله صفتان مخالف

( منتقدین دولت نهم ) رئیس جمهور ترجیح داد که محتوای نامه ها افشا نشود ودعوت ایشان به مکتب انبیا بصورت مخفیانه صورت گیرد.

 دعوت کاسترو به پذیرش دین اسلام توسط فرستاده ویژه رئیس جمهور هم نقل دیگری بود که درادامه همین پروژه هاصورت گرفت . او که ازآخرین بازمانده های حکومتهای چپگرای سوسیالیست  در قرن حاضر ودوست  صمیمی واستراتژیک رئیس جمهور مابود ،  اگر اسلام راهم میپذیرفت کار مادرامریکای لاتین درصدور انقلاب به اوج خودش میرسید .

شرکت  رئیس جمهوردراجلاس سران کشورهای اسلامی درعربستان هم آوردگاه دیگری بود تاانواراعجاز رئیس جمهورما باردیگر تابیده شود ودرضیافت شام سران اسلامی، ملک عبدالله بی اختیار بسمت رئیس جمهورما رفته وباتفاق اووارد سالن شود وبگفته رئیس جمهور بااینکه جای خاصی برای اوجهت صرف شام آماده شده بود ترجیح دادتا درکنار رئیس جمهورما بنشیند وبا اوخوش وبش کند ، وهمچنین درحین طواف خانه خدا هم ملک عبدالله حال خودش راازدست داده بودوغرق معنویت هیئت ایرانی بود وشانه بشانه رئیس جمهورحرکت میکرد . اینها همه نشانه عظمت الهی رئیس جمهورمابودکه شرح آن بتفصیل توسط اطرافیان دولت ازجمله وزیرعلوم درجمع دانشجویان بسیجی گفته شد.

سخنان رحیمی رئیس دیوان محاسبات درحضور رئیس جمهوروخطاب به او زمانی که ازمعجزات سفرش به سوریه میگفت هم ، رئیس دولت رامطمئن کرد که با همه دولتهای پیشین تفاوت دارد.

 رحیمی گفت : چندی قبل که به سوریه رفته بودم بافتخارشما خیلی ماراتحویل گرفتند وفرش قرمز جلو ماپهن کردندوبرای مابستنی وچای آوردند....مردی عرب بمن گفت که :

 اگر خداوند میخواست درعصر حاضروپس از خاتم الانبیاء برای نسل امروزبشر ،  پیامبری بفرستد ، حتما آن فرد احمدی نژاد بود . !!!!!!!!

بدین ترتیب بود که مقام رئیس جمهوراحمدی نژاد تا حد تصدی مقام نبوت هم بالا رفت وبر کمالات واعجاز اوصد چندان افزوده شد . .......

ادامه دارد ……

 

 

 

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 14:50 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 رئيس‌جمهوردربیرجند گفت: (( برخي انتقاد مي‌كنند كه با سفر استاني سقف توقعات مردم بالا‌ مي‌رود. مردم اين استان چه در آن سفر و چه در اين سفر هيچ خواسته‌غيرمعقولي نداشتند. مي‌خواستند برايشان جاده بكشيم، به شهرها و روستاهايشان آب و برق ببریم و به آنها براي ساخت كارخانه‌و اشتغال فرزندانشان وام بدهيم. آيا اين بالا‌ بردن توقعات مردم است؟ تعداد آنهايي كه كمك مالي از دولت مي‌خواستند خيلي كم بود. خواسته‌هاي مردم برطرف‌ كردن نيازهاي اوليه زندگي است، به‌علا‌وه بگذاريد توقعات مردم بالا‌ برود و اجازه دهيد مردم قله‌هاي بلند را هدف‌گيري كنندو.......))

بدون شک آن قسمت از سفرهای استانی که مورد توجه توده های عظیم مردم قراردارد ، نوشتن نامه مستقیم به رئیس جمهور وبیان مشکلات فردی وشخصی وبالطبع تقاضای کمک از ایشان است . اما آیا میدانید که سرنوشت نامه ای که برای رئیس جمهور نوشته میشود چیست ؟

درراستای ایجاد اشتغال وسرکار گذاشتن بیکارهای بیشتر توسط دولت محترم ، پس ازمشاهده نامه های ارسالی ، چون دولت محترم دائم السفر بود وفرصت وحوصله خواندن نامه های مردم را نداشت ، تصمیم گرفت درهراستانی که سفر کند گروهی ازکارمندان را برای خواندن وپیگیری نامه ها مامور کند . درواقع این دوسال که مثلا از سفر به خراسان جنوبی گذشته است گروه نامه بازکن ها ونامه خوانها مشغول بکاربوده ونهایتا هم  پس ازگشودن پاکتها و حذف بخشهای فدایت شوم هرنامه ، متوجه شدند که از این چند میلیون نامه بجز 5 درصدی که به مجیزگویی وتعریف وتمجید های بی پایان واعجاز خواندن دولت نهم میپرداختند ، بقیه برای کار وگرفتن وام وبخشیده شدن وامهای بازپرداخت نشده قبلی شان به بانکها ودرواقع بنوعی درخواست کمک مالی ازدولت ، اقدام به نامه نگاری کرده  بودند .

رئیس جمهور باذوق وباهوش ماراست میگوید که نیازهای مردم درطی این دوسفر هیچ فرقی نکرده وهمه اش جهت تامین مایحتاج اولیه زندگی است . اما متاسفانه او توضیح نمیدهد که علیرغم سه برابر شدن قیمت نفت دراین مدت کوتاه که مارابه نقطه ای رویایی از درآمد نفت رسانده است ، او ودولت مهرورزش چگونه عمل کرده اند که هنوز مردم ماقادر به دریافت حداقل خواسته های خودشان هم نیستند ؟ چرابا اینهمه نامه نگاری وبقول ایشان پیگیریهای مورد به مورد بازهم نهضت نامه رسانی به همان قوت وقدرت ادامه دارد ولااقل محتوای نامه هابسمت مسائل دیگر اجتماعی نرفته ونمیرود ؟

رئیس جمهور نباید فراموش کند که شعار اصلی اش این بود که هرگاه قیمت نفت بالا برود باید درزندگی مردم تغییر اتش دیده شود ، وامروز همان روزموعود است واوضمن اینکه دربستن وبه بند کشیدن ویژه خواران نفتی ومافیای ثروت وقدرت با همکاری خانم آقای الهام به موفقیت کامل دست یافته است ، باید دراین مرحله نیز با آوردن مستقیم پول نفت برسر سفره های ایرانیان موفقیت دیگری راجشن بگیرد.

رسیدن قیمت نفت به مرز یکصد دلار خوابی است که برای هیچ کشور فروشنده نفتی  قابل تصور نبود ، اما به هرشکل امروز که تحقق یافته است بنا بدلایل نامعلوم وشاید بعلت وجوددستان ناپاک دشمنان دولت نهم که به فتنه گری مشغولند ، هرروزه اوضاع وقدرت خرید مردم بحرانی ترمیشود . البته این مشکلات شامل حال ساکنین محله رئیس جمهور محترم نمیشود ، چون همه میدانیم که ارزانی اگر درهیچ جای کشور نباشد ، محله رئیس جمهور جای دیگری است . آنجا که قصاب شریف وباایمانش هرروزه نسبت به مسائل سیاسی واجتماعی روز کشور به رئیس جمهور مشاوره میدهد ولابد این آرامش ورفاه سرشاری که نصیب ما شده است هم از برکت مشاوره های ایشان ودیگر کسبه بامرام نارمک است .

اگرچه دفتر ایشان اعلام کرده بود که دور دوم سفرها حال وهوای جدیدی خواهد داشت ، اما توزیع دوچرخه و عروسک ودیگر اسباب بازیهادربین بچه های بیرجندی توسط رئیس جمهور خبر ازتغییرات چشمگیر درمحتوای سفرها میدهد. دست آورد دیگر این سفرها نحوه جدیدی ازعلم بیان است که توسط وی بکاربرده میشود که همچون همیشه باعث بهت وحیرت همگان شده است .

 ایشان بادرپیش گرفتن شیوه تازه ایاز ادبیات ، اینبار باجملات جالب وبدیعی مخالفان اندیشه های خود رامورد ملاطفت قرارداد ودربخشی ازسخنان خود فهم مخالفان دولت نهم راکمتر ازفهم بزغاله خواند.؟؟

ایکاش این بذل وبخشش های بیحساب ازپول نفت که توسط دولت نهم صورت میگیرد ، بافکر وبرنامه صحیح اقتصادی وبرنامه علمی معینی درزمینه های تولیدی واشتغالزا صورت میگرفت واز حیف ومیل ثروتهای کشور وگسترش فرهنگ گداپروری بنام کمیته امداد وپرداخت هزینه های نقدی به مردم پیشگیری میشد . 

درخبرها بود که رئیس سازمان مدیریت وبرنامه ریزی قبل، دکتر ستاری فر  گفته است که اگر بخواهیم آثار تورمی وحشتناک ایجاد شده توسط پول نفت که تاکنون توسط دولت نهم درجامعه تزریق شده است راازبین ببریم  به حدود بیست سال زمان نیازداریم . وبه این مدت بایدادامه سیاستهای مخرب  اقتصادی وبی نظیر  رئیس جمهورکه دردوسال باقیمانده اعمال خواهد شد رانیز اضافه کنیم.

احمدی نژاد چشم بسته غیب گویی میکند که خواسته های مردم دراین مدت اصلا بیشتر نشده است وفقط به نیازهای اولیه زندگی خلاصه میشود ، بله همینطور است ، غول تورمی که با سیاستهای درخشان احمدی نژادبعد ازسالها ازخواب بیدار شده است ، چنان مردم رادرگذران روزهای معمول زندگی دچار زحمت کرده است که دیگر فرصتی برای فکر کردن به دیگرنیازهای زندگی خود پیدانمیکنند.

((مردم چون نیک دریافته اند که این دولت ، دولت وعده های بی پایان وبی نتیجه است ، ترجیح میدهند تا هرچه میتوانند ازپول سرشار وتاریخی نفت که دراختیار دولت قراردارد ، با هرشکل وترفندی ، وام یا کمک بلاعوض دریافت کنند وحتی اگر لازم باشد برای انرژی هسته ای هم کفن پوشان شعارهای آتشین سردهند ویا بر تعریف وتمجیدهای اطرافیان دولت که احمدی نژاد راتاحد معجزه هزاره سوم بالا برده اند صحه بگذارند.))                   

 پس تو هم هرچه میتوانی نامه بنویس تا پول مفت بیشتری بگیری

 ........سنگ مفت ، گنجشک مفت...............

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 18:29 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شايد پس از گذشت دوسال ونيم ازرياست جمهوري دكتر احمدي نژاد بركشور ما ديگر هيچ ده كوره اي نمانده باشد كه با شعار انرژي هسته اي بيگانه باشد . ازروزي كه رئيس جمهور باشعار عدالت وتوزيع پول نفت سكان اداره كشوررادردست گرفته است آنچه درراستاي توزيع اين عدالت درعمل ازوي ودوستانش ديده شده ،  صرفا شعارهاي پياپي دردفاع ازانرژي هسته اي وتاكيد برادامه ان بوده است .

اگر لحظه اي باخود تصور كنيم كه باشنيدن نام رجايي به ياد چه چيزي ميافتيم اغلب سادگي ودولت كوتاه وخاطره اي خوب ازاودرذهن تداعي خواهد شد. ياد مطهري ، شريعتي ، سروش و...مارابه درياي انديشه وتفكر فروميبرد ونام هاشمي رفسنجاني هم بنوعي مارابياد لحظه هاي حساس وسرنوشت ساز انقلاب مياندازد، ياد مردي كه درپس پرده سياست بارها وبارها نقش خود ربخوبياايفا كرده است .

خاتمي رابا چهره اي روحاني اما خوشفكر وجهاني ميشناسيم وازاو بعنوان اسطوره تحول خواهي درنظام جمهوري اسلامي ودرواقع مطرح كننده انديشه مردمسالاري ديني ، ياد ميكنيم. فردي كه هنوز هم معتقديم درصورتي كه فرصت رابدرستي دراختيارش بگذارند ، ميتواندتنها فردي باشد كه قادر است به مددفكروانديشه جهاني اش ، توفانهاي سهمگين وپرخطر راازسر كشور دوركندوكشتي توفانزده را به ساحل آرامش نزديك سازد.

غلامحسين كرباسچي يادآور مديريست توانمند وزيرك وبيادماندني، تنها فردي كه گره كورشهرسازي رادر تهران پس ازانقلاب بادستان معجزه گرش گشودوبه همه فهماند كه ايران بيش ازيك تهران نميتواند داشته باشد ، اوتهران رادوباره پايتخت ايران كرد .سايه مديريت بسيار قوي وهوشمندانه او برسر همه شهرداران قبل وبعد ازخودش بقدري سنگيني ميكند كه همواره سبب بغض وكينه وحسد روزافزون دشمنان وتحسين خيرخواهان ومنصفان شده است .

اماحال كه نام دكتر محمود احمدي نژاد را  بدنبال همه اين نامها بيآورم چه چيزي برايتان  تداعي خواهد شد ؟ بي باكي وجسارت؟ مردم داري؟ تعصب وخشونت ؟ بي برنامگي وعدم برنامه ريزي براي اداره كشور؟ مردوعده هاي بي اساس وبي پايان ؟ دائم السفر؟ و....راستي كدام خاطره است كه باشنيدن نام اودراذهان ايرانيا ن وبلكه مردم جهان درحال حاضرزنده ميشود ؟ بله نام احمدي نژاد نه با عدالت ، نه مهرورزي ، نه آزادي ، نه انديشه وفكروتعقل وفقط وفقط باانرژي هسته اي پيوند خورده است .   

لحظه اي تامل كنيد ، احمدي نژادهم قبل ازرياست جمهوريش شهردارتهران بوده است ، چه خاطره اي ازآن دوران اوبراي مردم تهران باقيست؟؟؟

توزيع قند وچاي وكمك به هيئت هاي مذهبي وعزاداري ومساجد خاص وطرح منوريل ووام ازدواج وديدارهاي عمومي مردمي وديگر كارهايي كه اغلب درحوزه فعاليت ديگر ادارات بود ودريك كلام شركت درپروژه اي كه فقط هدفش رساندن اوبه كرسي رياست جمهوري ولو به هرقيمتي ، تنها يادبودهايي است كه ازخدمات او درشهرداري ، باقي مانده است. قند وچايها خورده شدندو ديگهاي حليم هياتهاي مذهبي هم بين مردم توزيع وصرف شد، طرح منوريل هم پس ازصرف هزينه اي سرسام آوركنارگذارده شدوديگرطرحهاي لحظه اي او هم دوام اثرش پس ازانتخابات رياست جمهوري بپايان رسيد ودرواقع ازشهرداري اونسبت به همتايش غلامحسين كرباسچي كه درشرايطي بسيارسخت تر سكاندار اداره شهر تهران بود، بجز غباري ازتظاهر، برجاي نماند.جالب آنكه گرچه كرباسچي هرگز رئيس جمهور نبود ونشد ، ليكن از اوهرگز به كمتر ازجايگاه يك رئيس جمهور توانمند ياد نميشودوشان  وجايگاه والاي اوعليرغم ظلم فراواني كه براو رفت ،هرگزازذهن مردم نه تنها تهران ، كه درهمه جاي ايران پاك نميشود.

 

اگرچه  شعار (( انرژي هسته اي حق مسلم ماست )) دراوايل شروع رياست جمهوري احمدي نژاد نقل هرمحفل دولتي شده بودو پايبندي مديران نظام به انقلاب ونظام راباآن مي سنجيدند،اما اين شعار كم كم توده مردم رابه اين فكر برد كه

(( آيااين ملت بجز انرژي هسته اي حق وحقوق ديگري نداردكه براي بدست آوردن آن مبارزه كندوشعار بدهد ؟)) مشكل اينجا بود كه عدالت ، مهرورزي ، داستان نفت وسفره و..، همه وهمه تحت الشعاع انرژي هسته اي بودوكسي نبايد ازحق ديگري سخن ميگفت. حق  آزادي بيان وانديشه ، اشتغال وبيكاري ، تبعيضات صنفي ، حقوق كارگران  ومعلمان، مطبوعات ورسانه ها و...هم كم كم ازگوشه وكنار مطرح شد ، بطوريكه بدنبال ادعاهاومصوبات عجيب وغريب دولت درسفرهاي استاني وغيراستاني وغير كارشناسي بودن اغلب آنها ، برغالب مردم وصاحبنظران ثابت شد كه دراين دولت ، ذكر شعارهاي رنگارنگ وشتاب براي انجام كارهاي بدون تفكروبرنامه لازم ، جاي دورانديشي ومديريت كلان كشوري راگرفته استكه درتاييد اين فكروبدليل اينكه اداره امور مملكت نيازي به برنامه ريزي وآينده نگري نداشت، سازمان مديريت وبرنامه ريزي دريك اقدام ضربتي منحل گرديدوتكليف همه روشن شد.

شايد سر دادن بيش ازاندازه شعار انرژي هسته اي وبزرگ كردن مبالغه آميز موفقيتهاي هسته اي يحدي دراين دولت دراولويت قرارگرفت كه از احمدي نژاد ، عليرغم سفرهاي بيشماربه اقصي نقاط كشور وثبت ركورد دركتاب ركوردهاي جهاني گينس، چهره اي هسته اي ساخت وبدنبال عقب نشيني دولت ازبسياري ازادعاهاي قبلي اش ، اين  فكردرجامعه وتوده هاي مردم شكل گرفت كه انرژي هسته اي هم شعاري است كه همچون ديگر ادعاها ي دولت نهم كم كم كنار گذارده  خواهد شدواز اينرو موضوع بسياري ازپيامهاي كوتاه وجوكهاي اجتماعي هم تامدتي همين موضوع بودخصوصا (( انرژي هسته اي 400 تومان بسته اي ، كه البته باتوجه به عدم ايجاد اشكال درقافيه ورديف بيت مذكورقيمت ،  بين ارقامي از 200تا 900وحتي 1000تومان هم درنوسان بود.))

راستي چرا موضوع توانمندي هسته اي ايران واين دانش بسيار پيشرفته كه افتخارهمه ماهم ميتواند باشد تابدين حد  بازيچه  قرارگرفته وحتي كودكان نيز ازتكرار لطيفه هاي هسته اي خسته شده اند؟ جواب روشن است : هرموضوعي كه بيش ازحدلازم دربوق وكرنا شودبعلت تكرارهاي فراوان، ديگر توجهي رابخود جلب نميكند وسبب بروزعلايق وتعصبات ملي نميشود، چه اينكه موضع گيري هاي بيشماروتندرويهاي شخص رئيس جمهور همواره خود عامل اصلي درانزوا قرارگرفتن كشور وحركت بسوي پيش آمدهاي ناگوار بعدي ازجمله صدور كاغذ پاره هاي شوراي امنيت عليه ايران بوده است .

چهارشنبه 16 ابانماه 86 سفرهاي استاني دوردوم هم شروع شد با همان شعار تكراري قبل ، گويا كه رئيس جمهور باآنكه هنوز تامهلت تعيين شده شوراي امنيت يكماه فرصت دارد ، علاقمند است كه كاغذ پاره قطعنامه چهارم راهم زودتر ازموعدازشوراي امنيت سازمان ملل تحويل بگيردوازسرمهرورزي پيروزي درخشان ديگري نصيب مردم ايران كند.

 

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 9:24 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

همانطور که دربخش اول ذکر شد :  پیرو هر اتفاق بزرگ وسرنوشت سازی همچون بروز یک انقلاب بزرگ اجتماعی وفرهنگی که شاید درهر چند صد سال برای ملت وکشوری روی دهد ، بروز کاستی ها وتندرویها دور ازانتظار نیست ، اما حرکتهای مردمی که با کنترل سریع احساسات وشعارهای رنگارنگ انقلابی باشد ، وسعی درجذب اندیشه ونفی افراط داشته باشد ، یقینا بسرعت میتواند ضمن ترویج تفکر حکومتی خود، با کمترین هزینه جامعه رابا فکر وراه وروش جدید همراه کند وبیشترین بهره راازافکار وتجربیات مدیران ومسئولین دیگر دوره ها جهت کمک به پیشبرد تفکرات انقلابی خود ببرد.

بافاصله کمی ازپیروزی انقلاب ،  با شروع جنگ توسط عراق درسال 59 ، نیروهای انقلابی بسمت جبهه های جنگ گسیل شدند ودرواقع نیاز به دفاع ازتمامیت ارضی کشور انگیزه ای قوی دربین آنان ایجاد کردتا جهت هدفی مشترک که دفاع از کیان کشورشان بود ، بپا خیزند.

اگرچه دراوایل جنگ اتحاد بی مانندی دربازپس گیری سرزمینهای اشغال شده توسط دشمن بعثی بین رزمندگان ومسئولین ایجاد شده بود که عامل پیروزیهای بسیارنیز شد ، اما ورود به خاک عراق وتلاش درتحقق شعارجديدي كهدرحوزه جنگ ظهور كرد وازاهداف اوليه انقلاب نبود :

 ((  راه قدس ازکربلا میگذرد )) بتدریج سبب شد تامرز بین واقع بینی وشعارهای پرشور انقلابی هرروز پررنگتر شود واختلافاتی درون حاکمیت برسر دلایل تداوم جنگ بروز کند .

شاید بارزترین نقطه شروع این اختلافات پس از فتح خرمشهر وقبول آتش بس توسط عراق بود . همه فرماندهان ورزمندگان بازمانده جنگ معتقدند : درآن روزها اگر انسجام نظامی کاملی میداشتیم بعلت غافلگیری دشمن وحامیانش ،  شایدتافتح بصره وبخشی ازجنوب عراق هم پیش میرفتیم،وگاه دربیان خاطرات آنروزها با تاسف ازآن یاد میشود که چنین فرصت طلایی ازدست رفت.

دراین میان اما عده ای ازرزمندگان وسیاسیون هم عقیده داشتند که باید پس ازفتح خرمشهر ما هم آتش بس رامیپذیرفتیم وجنگ پایان می یافت . واگر چنین میشد حداقل ازادامه جنگ بمدت 6سال دیگر وبروز ویرانیهاوخسارات بیشمار برکشور ومردم جلوگیری میشد .

چه باید کرد که تاریخ همیشه پس ازگذرزمان است که اجازه تحلیل وبررسی به مارا میدهد ودرآنزمان اگر کسی هم دراندیشه پایان جنگ بود ، جرات بیان آن رانداشت ، چراکه بیان این موضوع مساوی با ضدیت با شعارهای بنیادینی همچون صدور انقلاب اسلامی به اقصی نقاط عالم وآزادی کربلا وقدس و...بود. این شعارها هم ماحصل قدرت گرفتن اندیشه ای بود که داغ آتش انقلاب بود ونمیتوانست براحتی ازحرارت خود بکاهد وبر واقع بینی خود بیا فزایدومتاسفانه نبود تفكر صلح طلبی واندیشه دوری ازجنگ وویرانی دراین طیف فکری که روزبه روز هم ازواقعیات دنیا دورتر میشدند ، باعث میشد تا، توهم رسالت جهانی برای اصلاح امور دنیا درآنان تقویت شود واین نتیجه حاصل گردد که : حال که جنگ از طرف دشمن برما تحمیل شده وما هم درحال پیشروی بسوی اهداف جدید وجدیتری هستیم ، پس چه بهتر که تکلیف این رسالت جهانی رادرمیدان جنگ روشن کنیم ومرزها را یکی پس ازدیگری فتح کنیم تا هم انقلاب راصادر کنیم وهم بیت المقدس راآزاد. گويي كه سرنوشت اين جنگ ، سرنوشت صدور انقلاب وموضوع بيت المقدس رانيزرقم ميزد.

غافل ازاینکه انقلاب ما ، انقلاب ارزشهای فکری ومعنوی اسلامی بود وبرای صدور آنهم باید مرز قلبها رابا اندیشه ومشی اسلامی  فتح میکردیم .

این درحالی بود که براساس آموزه های دینی ،  گذشتن  ازمرزها ی جغرافیایی به بهانه صدور اندیشه  وداخل شدن به سرزمين ديگر كشورها بقصد صدور انقلاب اسلامي، بیشتر به تفکرجهانگشایی وزیاده خواهیهای حکومت های خودکامه تعبیر میشد.

  متاسفانه زمانی که مابه افراط وتفریط درشعارهای زمان جنگ پی بردیم مصادف با زمانی بود که در بازگشت ازجبهه های جنگ برخرابه های کشور بدرستی نظاره کردیم وتازه فهمیدیم که ساختن همه این ویرانیها وبسیاری تبعات اجتماعی جنگ خانمانسوزکه تانسلها بعد نیز ادامه خواهد داشت ، برعهده مایی است که درصدد صدور انقلاب ازراه  تداوم جنگ بودیم.

گرچه باپایمردی ورشادت بی نظیر ومثال زدنی مردم ایران دشمن نتوانست ذره ای ازخاک میهن ماراتصاحب کند ، اما شاید درآنروزهای پرشور فتح خرمشهراگر صدای صلح طلبی وپرهیز کردن ازادامه جنگ بدرستی شنیده میشد سرنوشت کشور ما طور دیگری رقم میخورد.

 آنانی که سخن از صلح وپایان دادن به جنگ میگفتند نه دشمنان ایران بودند ونه بدخواهان انقلاب ، بلکه همه آنان نیز دربین مبارزین انقلاب وجبهه هاي جنگ بودند. چه باید کردکه هنوز روحیه مبارزات خیابانی دوران انقلاب حاکم بود وهرگونه سخن ازصلح ، یه سازشکاری وتسلیم دربرابر دشمن تعبیر میشد.

 مع الوصف  پس ازصرف هزینه های بسیارو غیر قابل جبران ، وبعد ازگذشت 6 سال از آزادسازی خرمشهر ، درحالی که جای  خالی تعداد  کثیری ازدوستان وهمسنگران با ارزش و انقلابی خود را بشدت احساس میکرد یم ، بالاجبار هدفهای بزرگی چون صدور انقلاب وآزادسازی کربلا و بیت المقدس قبله اول مسلمین را که روزی نقل هرمحفل مابود ، به کناری نهادیم وبالاجبار به نشستن برسر میزی رضایت دادیم که 6 سال قبل هم میتوانستیم ازموضع مقتدرتری برکرسی های آن تکیه بزنیم . ...

واما  متاسفانه داستان شعارزدگی ما به همینجا پایان نگرفت بلکه درهردوره ای تفکری سعی داشته یا دارد تا حرکت کشور راازمسیر اعتدال ومیانه روی بسمت تندروی وخشونت پیش ببرد ودربسیاری ازموارد نیز باتوفیق روبروشده بطوریکه بربیشتر ارکان حکومتی کشور دست گذارده وبا برنامه ریزی وپرورش نیروهای همفکر درپی تحقق همان اهداف خویش است.

پس ازگذشت اینهمه سال وکسب این تجربیات عظیم متاسفانه ، پیروان این اندیشه تهاجمی که امروز قوه مجریه وتاحد زیادی مقننه رادردست دارند ، علیرغم تجربه 30 ساله انقلاب دراداره حکومت ، زمانی که از آنان درموردعدم رشد مطلوب آبادانی وتحرک اقتصادی کشورسوال میشود: کماکان برای ساختن کشور ایران ، پیشنهاد ساختن کل دنیا را دارند وباارسال نامه هاي مكرربه سردمداران قدرتهاي جهاني ، بعنوان متولي حل كردن گره هاي كور اجتماعي واقتصادي نسل بشر به ارائه راهكارهاي متنوع ميپردازندوخود راصاحب هاله نوروموسي زمان وسقراط زمانه ...ميدانند وادعا میکنند که برای کل دنیا برنامه دارند وبا همان اندیشه انقلابی سعی درمسلمان کردن هرچه سریعتر افرادی همچون فیدل کاسترو یا چاوزدارند، تا ازاین طریق پیرو همان شعارهای معروف :

پس ازناکامی درصدور انقلاب به کشورهای همسایه واسلامی ، انقلاب رابه آنسوی کره زمین یعنی سرزمین سرخ پوستان در آمریکای لاتین صادر کنند.

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 14:7 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شهادت امام جعفر صادق (ع)برهمه شیفتگان وعاشقان اهل بیت پیامبر(ص)تسلیت باد.بارالها ماراازپیروان وعاملین سیره ائمه اطهار (ع )قراربده.

عکس ازقبرستان خاموش بقیع درسال ۸۱   گرفته شده است.

عکاس سعید

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 6:43 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

درآخرین روزهای قبل ازانقلاب ، مبارزات مردم مسلمان ایران همه گیر شده وهرکوی وبرزنی بوی انقلاب میدادودرواقع حرکت وحضور مردم درمیدان مبارزه امری نبود که قابل مخفی کردن ویا انکارتوسط رژیم شاه  باشد . روحیه ها فوق العاده وحضور مردم بتمام معنی یکپارچه بود . تا اینکه انقلاب پیروز شد ودوره جمهوری اسلامی باهمه آمال وآرزوهای ملت ایران آغاز گردید.

سخن درتاریخ انقلاب نیست بلکه دراین فرصت بیشتر نظرم براین است که باتوجه به درسهای فراوانی که درطی سالهای پس ازبثمر نشستن انقلاب اسلامی آموخته ایم ، موضوع اعتدال و افراط وتفریط رامورد بحث قراردهم .

بیاددارم که ازهمان روزاول بعد ازپیروزی ، از 7 روزهفته حتما 3-4روزآن به راهپیماییهای بزرگ وحضور واقعا گسترده مردم درخیابانها اختصاص داشت وشاید خیلی هم مناسبت خاصی لازم نبود تااین گردهمایی ها برگزارشودوالبته بسیاری ازآنها ازاین جهت برگزارمیشد تا حضور مداوم مردم درصحنه وحمایت از انقلاب نوپارانشان دهد  .

ازطرفی چون قریب به اتفاق انقلابیون سعی داشتند اطراف رافقط به دو رنگ سفید یاسیاه ببینند، ورنگی جز آن رانمیشناختند ، هرروز علاوه بردشمنان شناخته شده و اصلی انقلاب ، افراد تازه ای به اسامی دشمنان ولیست سیاه اضافه میشد. وشاید این خامی هاوناپختگی های آن روزگار بود که انقلاب ماراهم ازازافتادن درورطه افراط وتفریط مصون نداشت واین خودسبب شد تا درمقاطعی ازتاریخ مسئولین مادست باقداماتی بزنند که بیشتر ازسر بی تجربگی ویک سویه نگری بود تاعامل ودشمن واقعی داخلی یاخارجی .

مبارزه واعدام های گسترده افراد بدون دادگاه واثبات جرم و...وصرفا بسبب احتمال وابستگی به شاه یا ساواک  ، یکی ازراههایی بود که دراوایل هیچ تعریف معینی از آن دربین نیروهای پرشور انقلاب نداشت وچه بسا درشهرستانها که نیروهای درجات پایین تر انقلابی امور شهرها رادردست داشتند ، افراد بیگناه بسیاری بااحکام وسرنوشتهای بسیار شوم مواجه شدند . صد البته افرادی دررژیم شاه بودند که هرستمی که برمردم ایران درطی آن  سالها رفته بود ، بدون ایفای نقش آنان نبود ،وباید به مجازات میرسیدند ،  اما قبول باید کرد که بودندانسانهایی که به جوخه اعدام سپرده شدند ، اماحجم  مدارک ومشتندات پرونده شان  هرگز باندازه حکمی که برایشان صادر میشد ،بزرگ نبود.

برخوردهای مرحوم خلخالی باپدیده مواد مخدر وسرنوشت وحشتناک عاملان توزیع ومصرف این مواد ، یکی دیگرازعجایب تاریخ معاصر بودکه نیاز به طول وتفسیر ندارد. والبته تبعات سوء آن ومیزان موفقیتش راامروز هم میتوان ملاحظه کرد : ((کسب مدال طلای بزرگترین مصرف کننده تریاک دردنیا توسط بازماندگان همان نسلی که  حکم دادگاههای صحرایی برای توزیع کننده کوچک وبزرگ ، مصرف کننده پیر وجوان به هرمقدار ومیزان  و.... برایش مساوی بود)).

شاید این مثالها قدری تند وناگوار بنظر برسد ، اما حقیقت اگرچه تلخ است ، اما وجود دارد . واگرامروز ازکرامت هرانسان درپیشگاه خدا سخن بمیان میآید ، وازحقوق مردم یاد میشود ، لیکن درآن روزها بهمان علت که درابتدا گفتم، افراط گریهاوناپختگیها نمیگذاشت که چرخ انقلاب اسلامی که آرمان بزرگ رهبر کبیر انقلاب وحاصل مبارزات مردم مسلمان ایران بود، برمدارصحیح خود بچرخدوباسرعت بیشتری کشورراجهت نیل باهداف والای اسلامی وانقلابی  رهبر بزرگ آن یاری کند.  

یادمان نرود همیشه درجریان تحولات بزرگی چون انقلاب اسلامی ایران که ماهیتا" ازنوادر تاریخ بشر است ،علاوه بررهبر وپیشروان اصلی نهضت ، افراد وگروههای دیگری نیز به این جمع خواهند پیوست که هرچه تعداد افرادآگاه ومعتدل دربین این افراد بیشتر باشد ، احتمال افراط وتفریط درسیر حرکت نهضت کمتر خواهد بود.

جالب است یکی ازدوستان جوانی که امروزه اغلب جوانان مابااندیشه وافکار اومسائل روز راتحلیل میکنند نقل میکردکه درمذاکراتی که با دایی انقلابی ودو آتشه خودش که بازنشسته یکی ازارگانهای انقلابی است ، داشته ، چنین شنیده که  ((ما انقلابیها اگرباافرادی با افکارواندیشه مثل تودراول انقلاب مواجه میشدیم ، بدون درنگ اورامی کشتیم )).  اینها همه درسهایی است که مادرجریان همین انقلاب خودمان آموخته ایم . بسیاری ازمسئولین ما باسماجت برامری که قبلا آزموده شده بود کارهای بی نتیجه راباهزینه های بسیار به آزمون گذاردند وجالب اینکه به سخن واندیشه انسانهای دلسوزوآگاه گوش فرندادندوآنان را فریب خورده وعنصر دشمنان وطاغوت خواندند، وآخرالامر پس ازتحمیل هزینه های بسیار برگرده مردم وبیت المال ، به همان نتیجه پیش بینی شده رسیدند.

چه خوش است جامعه ای که بتواند ازاندیشه وتفکرات همه نیروهای خوش فکر وانقلابی خود درکنار هم استفاده کندومسیر آبادانی وسازندگی کشوروملک خود رادرقالب یک تفکر خاص محدود نکند.

روزگاری بود که انتخاب بنی صدر به ریاست جمهوری رایک موهبت بزرگ برای کشور میدانستیم ، وروزی دیگر دنبال مقصر میگشتیم تا گناه انتخاب اوبه ریاست جمهوری اول ایران اسلامی رابرگردن اوبیاندازیم.

روزی شرق وغرب رادشمن قطعی وقسم خورده خود میدانستیم وزمانی دیگر، شعار نه شرقی نه غربی رابانگاه به شرق ودوستی با همان همسایه ابرقدرت ودشمن تعویض کردیم .

آنروزها بدون هیچ تردیدی تسخیر سفارت آمریکا درتهران رایک پیروزی بزرگ خواندیم وامروز پس ازسالها گذرزمان که دنیای سیاست به ما آموخته است ، دیگر باآن آتش سوزان وپرحرارت گذشته مان به دفاع بی چون وچرا ازهمه رفتارمان با یک سفارت خارجی نمیپردازیم.

شاید امروزبه همان دلایل که ما دیپلماتهای آمریکا رادستگیر کرده وبه گروگان گرفتیم ، آمریکا نیز درعراق دیپلماتهای مارادستگیرکرده وآزاد نمیکند .

درعرصه اجتماعی هم میخواستیم باافزایش تعدادمسلمانان با اندیشه ای که بزعم خودمان ضد دینی بود ،مبارزه کنیم وجامعه رابه تکثیر هرچه بیشتر جمعیت تشویق کردیم ومشوقهایی هم برای آن درنظرگرفتیم وآنگاه که بادکنک امکانات کشورازشدت افزایش جمعیت به مرز انفجاری قریب الوقوع رسیده بود، مردم راتوصیه به کوچک کردن خانواده وکنترل جمعیت کردیم .

ازاین مثلها بسیار است ، اما جالب اینجاست که درزمانی که هریک ازاین اقدامات بخطا درکشور درشرف انجام بود هم نیروهایی ازدرون همین قشر انقلابی بودند که باافکار روشن وآگاه خود سعی برپیشگیری ازافراط وتفریط  در امور داشتند ، اما یابا برخوردهای دوستان دیگرمواجه میشدند ویا مامور دشمن خوانده میشدند......

راستی که تاریخ چه مربی بزرگیست . هرانقلاب همانطور که درنامش نهفته است ، تحول است وتحول با هراندیشه وآرمانی که صورت گیرد زمانی میتواند تابه آخر راه رابسلامت طی کند که ازافتادن درورطه افراط وتفریط دوری کند وراهی رابرای اندیشه وتفکر خودبرگزیند که جهت همه رفتارهایش ، نه تنها مورد پسند نسل انقلابی ، بلکه جوابگوی آیندگان نیز باشد .

آزمون وخطا درهمه حکومتها بروز میکند اما بایدقبول کرد :

آنان که حلقه مشاوران راخالی ازاعتدال واندیشه به افقهای دوردست کنند ، نخواهند توانست انقلاب رابه رغم میل خود ، یاری دهند وشاید زیانهای آنان بیش ازفوایدشان باشد.

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 0:52 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سیزده آبان یادآور خاطرات مختلفی درتاریخ انقلاب اسلامی است .تبعید امام خمینی به ترکیه درسال 43وشروع مبارزات امام ویارانش درشرایطی تازه ورهبری وهدایت انقلاب توسط ایشان ازتبعیدونیزسالروز تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام درسال 58 . وصدالبته که هریک از این هردو حادثه تاریخی در مقطع خود نقش تعیین کننده ای رادرسیر پیشروند ه انقلاب ایف کرده است . اما نگاه من فارغ از توضیح وتفاسیر گوناگونی که در این خصوص شنیده ومیشنویم معطوف به اشاره ایست که خطیب محترم نماز جمعه تهران درروز یازدهم آبانماه داشت.

 دیروز داشتم خطبه های نماز جمعه تهران راگوش میدادم .وبا همه علاقه ای که به تاریخ انقلاب داشته ودارم تا حالا این جملات رانشنیده بودم .آقای هاشمی درتشریح وتوضیح وقایع سیزده آبان 43 جمله های جالبی گفتند که فقط خلاصه آنها راذکر میکنم.

ایشان گفتند: درسالهای اول مبارزه علیه رژیم شاه یعنی حدود سال 42، خبری ازمجلس شورای ملی وسنا درسطح جامعه آنوقت ایران پخش شد که دولت ایران ، قانون مصونیت قضایی وکنسولی اتباع آمریکایی ازهرگونه پیگرد ومجازات ،  درایران رابه تصویب رسانده است باین معنی که هرامریکایی درایران هر تخلفی که مرتکب شود ، طبق این مصوبه دولت ایران ودستگاه قضایی آن حق نداردونمیتواندمجرم راولو به هرجرمی که مرتکب شده باشد ، مجازات شود. آقای هاشمی ادامه داد که درآن زمان که خبر به بیرون ازدولت سرایت کرد امام خمینی (ره ) مرا(( آقای هاشمی را)) مامور کردند تاجهت اطمینان ازصحت وسقم موضوع تحقیق کنم تا درصورت صحت این قضیه ،  امام موضع خود رادراین خصوص برا عموم مردم اعلام نمایند .

هاشمی افزود : طبق دستور امام من باپیگیریهایی که باواسطه آقای بهبهانی فرزند آیت الله بهبهانی وآقای تولیت وچند نفر دیگرکه دارای دوستانی درمجلس شورای ملی بودند ،  انجام دادیم  ،  به اصل متن مذاکرات مجلس ونسخه ای ازآن دست یافتیم وخدمت امام آوردیم .امام پس ازملاحظه آن ، دست برزانو گذاشتند وبسیار عصبانی شدند وآن بیانیه تاریخی راصادر فرمودند وبدنبال آن نیز طی سخنرانی که درفیضیه داشتند، به افشاگری علیه این مصوبه وقانون ننگین پرداختند . والبته این بیانیه وسخنرانی هم باعث خشم رژیم شاه ودستگیری وتبعید امام به ترکیه شد ......

خودم با وجودی که دوران انقلاب ومبارزات راازکودکی بیاد دارم ، اما فکر نمیکردم آقای هاشمی دردورانی همچون سالهای 42 تااین اندازه به امام نزدیک بوده باشند وحضرت امام به طلبه جوانی چون هاشمی درآن سالها تابه این پا اطمینان واعتماد داشته باشد واورامحرم راز خود بداند. واغلب تصورم براین بود که ایشان از دهه 50 به بعدبطور جدی وارد میدان مبارزه وجمع انقلابیون شده اند.

شک نداشته ونداریم که درحال حاضرناب ترین خاطرات انقلاب وتاریخ پرفراز ونشیب آن را باید ازلسان وبیان مردان بزرگی چون هاشمی رفسنجانی ورهبر معظم انقلاب ومعدود یارانی که ازآن دوران طلایی مبارزات ،باقی مانده اندشنید وهمواره بیاد باید داشت که آن حرکت مردم وخروش انقلابی که ازدرون توده های مردم به رهبری امام از سالها قبل ازبهمن 57 آغازو سبب تحقق آرزوی ملت ایران وایجاد حکومتی اسلامی ومردمی شد ، نه تنها مرهون رهبری حکیمانه وبا صلابت خمینی کبیر بود ، بلکه درکنار رهبر کبیر انقلاب اسلامی  همواره بزرگمردانی بودند که دربود ونبود امام ، مبارزین راهدایت کرده وپیام واندیشه های اورا درجامعه ترویج ومعرفی میکردندوخصوصا دردوران طولانی تبعید امام نیروهای انقلابی رادرپرتو اندیشه های ناب امام منسجم  نگاه میداشتند ونهضت را ازورود اندیشه های انحرافی والتقاطی نیز محافظت میکردند.

دربین طلاب از جان گذشته وفداکار حوزه های علمیه که درصف اول مبارزات بودند، شخصیتهای بزرگی همچون  مطهری ، بهشتی ، خامنه ای ، هاشمی  رفسنجانی ، مفتح ، قدوسی ، هاشمی نژاد و...... افرادی نیستند که سخن گفتن از انقلاب وحادثه های کوچک وبزرگ تاریخ آن ، بدون ذکر نام آنان مقدور باشد وایکاش آنان که امروز خودودوستان رایحه ای راوارثان ودلسوزان انقلاب وامام میدانند وجز خود ،  کسی را در عرصه انقلاب دلسوز نمبینند، قدری بادیده واقع بین وانصاف ودور ازقدرت طلبی ، به تاریخ انقلاب نظاره میکردند واینطور سرمایه های فکری ومعنوی انقلاب رامورد بی مهری وتخریبهای ناجوانمردانه خویش قرارنمیدادند......   
نوشته شده توسط سعيد در ساعت 18:28 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سال 84 پس ازانتخاب دکتر احمدی نژادبه ریاست جمهوری وبافاصله کمی از شروع بکار دولت نوپا،پدیده ای جدید وقابل توجه بنام سفرهای استانی هیئت دولت به استانهای کشور باهدف نزدیک شدن هرچه بیشتر دولت به مردم ودرک متقابل دوطرف ازمشکلات مبتلابه جامعه مطرح وبسرعت نیزآغازشد.

دراولین سفر، استان خراسان جنوبی وشهرهای آن هدف قرارگرفت ودرعرض سه روز علاوه برملاقاتهای پرشور وتاریخی رئیس جمهوربامردم ، وتولید شعارهای جدیدمردمی که درعرصه داخلی وخارجی اثرات بیشماری بدنبال داشت، (( انرژی هسته ای حق مسلم ماست . صل علی محمد بوی رجایی آمد و....)) هیئت دولت انقلابی که برای ساختن کشور ورسیدن به بلندترین قله های افتخار سرعتی باور نکردنی ازخود نشان میداد ، باتصویب حداقل یکصد طرح بزرگ ملی واستانی دراین مدت کوتاه سه روزه  وتخصیص بودجه های زیاد به آنها،  متفاوت بودن خود رابادیگر دولتهای پس ازانقلاب نشان داد.

صندوق ارتباطات مردمی باریاست جمهوری درگوشه وکنار خیابانهای شهرهای مقصدرئیس جمهور در مسیر عبور مردم وبه تعداد زیاد قرار گرفت وسیل نامه های میلیونی به رئیس جمهور هم از این زمان بسمت دفترریاست جمهوری جاری گردید.

نهضت خدمت رسانی وشعار : دولت همیشه بیداری که خواب رابرخود ویارانش حرام کرده وفقط به خدمت هرچه بیشتر میاندیشد ، طوری دربیانات مقامات دولتی نمایان شد که در متفاوت بودن دولت جدیدبرای مردم هیچ شکی باقی نماند . سفر پشت سفرودیدار های عمومی مردمی پی درپی تکرار میشدندواجتماع مردم وشعارهای انقلابی که هرروز رنگ وبوی تازه ای میگرفتند نیزچهره شهرها رادگرگون میکرد.قوه مقننه وهیئت رئیسه محترم وتک تک نمایندگان اصولگرای هم طیف با دولت محترم با جملاتی تاریخی به تعریف وتمجیدهای فراوان ، عنوان سفرهای بابرکت رانیز به این گردشگری داخلی اعطا کردند . درنمازهای جمعه هر یک ازخطباء نیز برحمایت از این سفرها پرداختند . وشاید بتوان گفت برای مدتی هرچند کوتاه برای برخی اعتدالیون واصلاح طلبان نیز این شائبه حاصل شد که : نکند دولتهای قبل رامشتی خائن وخوشگذران میگردانده اندکه تا این حدبا رفتار دولت فعلی متفاوت بودند.؟

اما این تمام ماجرای سفرهای استانی نبود . حضور تمامی اعضای هیئت دولت از رئیس جمهور تاوزرا ومعاونین در کل سفر وهمراه بارئیس قوه مجریه که درسفر به خراسان جنوبی اتفاق افتاد ، بتدریج درسفرهای بعدی شکل تازه ای گرفت وازتعداد وزرا دربرخی سفرها کاسته شد ومجموعه مسافران همراه ، شکل تازه ای پیدا کرد.کم کم صداهایی باعنوانهایی ازجمله : عدم کارشناسی دقیق درمصوبات سفرها واحتمال عدم تحقق آنها ویا احتمال عدم تامین اعتبار کافی وبموقع وبسیاری انتقادات دیگر درمحافل مختلف که بیانگر انجام وتصویب طرح های بدون کارشناسی بود از گوشه وکنار شنیده شد .که البته این صداها ابتدا ازاردوگاه اصلاح طلبان وبتدریج از سوی دوستان همفکرنیز به عرصه سیاسی کشور وارد شد.وطبق معمول ابتدای امر این مخالفتها بعنوان دشمنی باانقلاب واسلام وحسد وکینه گروهی تعبیر شد ، امابتدریج صداها بقدری همه گیر شد که کسی جز فاطمه رجبی وهمسرش قادر به دفاع مطلق وبی چون وچرا از سفرها نبودند. تاجایی که علی سعیدلو که پس ازناکامی ازتصدی وزارت نفت به مشاورت ویژه رئیس جمهور انتخاب شده بود درپاسخ به سوالات بیشمار برای زمان ونحوه انجام دور دوم سفرها ، ازبخشهایی ازناکامیهای سفر استانی هم پرده برداشت وصحبت ازتغییرات ریشه ای واساسی درانجام سفرهای استانی دوردوم  به میان آورد.

هرچه بوددرپایان دوراول مسافرتها، بر مسئولین جدید قوه مجریه ثابت شدکه باآنکه قیمت نفت هرروزه رکورد تازه ای رابه ثبت میرسانداما برای آوردن پول نفت برسر سفره های مردم  ،  سفرهای پرشور استانی هم چندان اثری ندارد وتکرارمکرراتی چون افشای نام مفسدان اقتصادی وغارتگران بیت المال ونیزتعریف وتمجیدهای بیحدوحساب ازدولت نهم وتخریب بی مهابای دولتهای قبل وانرژی هسته ای و....ازلسان رئیس جمهور به شعاری تکراری وتاریخ گذشته که فقط مورد پسند کیهان و...ورجانیوزبود، تبدیل شد.        

امروز چهارشنبه نهم آبانماه نقطه عطف جدیدی درتاریخ سفرهای پربار استانی دولت خدمتگزار خواهد بود چرا که رئیس جمهور محترم با طرح موضوع جدیدی استراتژی سفرهای آتی راروشن کرده وفرمودند:

((درشروع دوردوم سفرهای استانی هیئت دولت ، مسئولینی که دراجرای طرحهای دولت وتحقق شعارهای داده شده طی سفرهای دور اول، کوتاهی یاتخلف کرده اند مشخص شده و ازکار برکنار خواهند شد .تعداد آنها حدود 45 نفر است و...))جالب است به ازای هراستان تقریبا 2 نفر پیداخواهند شد که جور عدم تحقق شعارهای دولت رابکشند .

با اینکه میدانیم : تعیین اهداف وشعارهای مسافرتهادرهمه استانها باشخص رئیس جمهور بوده است اما پیامدهای عدم تحقق این شعارهای اغلب غیر کارشناسی راهم مسئولین استانی خواهند دید.

قطعا این بهترین راه گریز دولت از مسئولیت پذیری است ، چرا که رئیس دولت نهم خودمیداند دراین دوردوم سفرها ، چهره رئیس جمهوربرایمردم دراستانهای مختلف دیگر فردی ناشناس وبااندیشه های انقلابی صرف نیست ، بلکه مردم ضمن اینکه دراین مدت بخوبی اوراشناخته اند ، بلکه همگی پیگیر وعده های بیشماری خواهند بود که درهر سفر استانی ودرهرجمع مردمی توسط وی داده شده است .  بااین توصیف چه کاری ازاین بهتر ، که رئیس جمهور بابرکناری عده ای ازمسولین بیچاره استانی ودولتی ، کاسه وکوزه همه ناکامیهاو ناپختگیهای دولتمردان رابرسر آنان بشکند ، به این امید که شاید دوباره آن استقبالهای مردمی وآن شعارهای آتشین در شهرهای کشور راه بیافتدوهمه قوای کشور نیز به همراه رسانه ملی به تعریف وتمجید های بیحد وحصر ازدولت نهم بپردازند.....

غافل ازاینکه :

(( دیگر فرصت شعار های آتشین گذشته ونتیجه تلاشهای دولت نهم را باید درمیزان  رفاه عمومی وافزایش توانایی های مردم درمقابله بامشکلات روزمره زندگی وآسایش آنان جستجو کرد. آیاچنین هدفی محقق شده است؟ ))

                                        
نوشته شده توسط سعيد در ساعت 0:5 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

غلامحسین الهام سخنگوی دولت :

آنها( آمریکاییها ) برنامه جنگ با مارا داشتند اما با سخنرانی احمدی‌نژاد در دانشگاه كلمبيا برنامه جنگ منتفی شد !

خداراشکر شکر شکر.....................خداراشکر که خطر جنگ وحمله نظامی ازسر کشوروملت مابادرایت وزیرکی ریاست جمهور شجاع وبی باک ما طی سخنرانی ماهرانه ای که درکلمبیا ایرادگردید، گذشت. واین توطئه دشمنان قسم خورده ما به همین راحتی نقش برآب شد.

نتیجه : اکنون که ثابت شدبه این راحتی میشود مخاطرات بزرگی چون شبح جنگ را، ازسر کشور دور کرد ، چه خوب است حال که ما خوشبختانه درکشور دچار هیچگونه مشکل داخلی نیستیم ، وبحمد الله از همه نطر ملت وکشوری روبه پیشرفت وترقی داریم ، بر اساس رسالتی که رئیس جمهور محترم نیز اخیرا فرمودند(( برای ساختن ایران ، ماباید اول دنیارابسازیم ))بیاییم وبا ادامه این رشته سخنرانیها ، طی سفرهای پی در پی ریاست محترم جمهوری به حل وفصل مشکلات فعلی گریبانگیرجهانیان ، بپردازیم ورشته های توطئه های استکباری راکه به هزار حیله ونیرنگ طی سالها پدرسوختگی جهانخواران درهم بافته شده است ، با یک سخنرانی وگفتگوی صریح وصمیمی توسط رئیس جمهور محبوبمان پنبه کنیم .

قبول کنید هرچه مشکلات وگرفتاریهای بشردراقصی نقاط جهان بزرگ هم باشدخطرناکترازبروز جنگ خانمانسوزی نخواهد بود که به این راحتی حل وفصل شد.

 بنابر این حال که ما گره جنگ بااستکبار جهانی را با گوشه چشمی وبا استفاده ازتریبونی که خود دشمن در کمال نادانی در دانشگاه کلمبیادراختیار ما قرارداده بود باز کرده ودشمن رااز کرده های خود پشیمان کردیم قطعا حل وفصل کردن مسائل بی اهمیت زیل نیز وظیفه بعدی ماست که باید بزودی بانجام برسد.

 حل وفصل نهایی مشکلات امنیت داخلی عراق ،مسائل همسایه عزیز افغانستان ومواد مخدری که رکوردجهانی مصرف تریاکش دست جوانان برومند خودمان است  ، مساله فلسطین وحقوق آوارگان فلسطینی  ، موضوع لبنان وجنگهای داخلی، جنگ چچن ، آمریکای لاتین وبرادران عزیز ترازجان : هوگوچاوز، کاسترو ، دانیل اورتگاومورالس که هریک مشکلاتی با آمریکای جهانخوار دارند، و...دهها معضل ومشکل ریز ودرشت دیگرکه رفع ورجوع هیچیک برای ما وقتی بیش ازیک سخنرانی نخواهد برد ، وظیفه ای است که باید جهت برقراری عدالت جهانی هرچه سریعتر بانجام برسانیم.جالب است که  شاید برای چند مشکل جهانی دریک مجلس سخنرانی بتوانیم یکجا تصمیم بگیریم ونیازی به سفرهای زاید هم نباشد.

برای اثبات موفقیت این فرضیه برای آنانی که هنوز به توانمندی های بی نزیر دولت مهرورز ایمان نیاورده اند، شاهد این مدعا هم خوشبختانه نقدا درجامعه خودمان موجود است. درکشوری که ازسوءمدیریت در 16 سال اخیر بشدت در رنج بود ،بابرنامه ای حساب شده مشکلات : اشتغال جوانان ، شهریه بالای دانشگاه آزاد ، کنترل تورم لجام گسیخته ومبارزه انقلابی با گرانی وغارتگران بیت المال، خشکانیدن ریشه های فساد وتبعیض ، و.............وبالاخره آوردن پول نفت 93 دلاری برسر سفره های مردم ، همه وهمه باسرعتی باورنکردنی که درهیچ دوره ای درتاریخ ایران سابقه نداشته ونخواهد داشت ، و اغلب طی یک سخنرانی رئیس جمهور محترم طی سفرهای استانی، حل وفصل شدند وبیکاری و تورم وسود بانکها به زیر 10 درصد رسیدویکی پس ازدیگری مشکلات کشور حل وفصل گردیدتابدانجا که به اعتراف اغلب مسئولین دولتی، دربرخی ازبرنامه هادولت درهمان سال اول استقرار ، تا آخر برنامه 5ساله چهارم توسعه رانیز پیمود ودرواقع برخلاف گذشتگان که همیشه ازاهداف برنامه کشور عقب بودندووقت کم میآوردند ، وقت اضافه آورد وازبرنامه نیز پیشی گرفت .

حال باوجود اینهمه دلایل ونشانه های محکم ، آیا بازیهای کودکانه ای مانند تحریم های کوچک وبزرگ کشورمان توسط قدرتهای زبون اروپایی وآمریکا ونیز صدور قطعنامه های پی درپی توسط شورای امنیت سازمان ملل که به فرمایش ریاست جمهور فرزانه مان بیش ازکاغذ پاره ای ارزش ندارند ،خواهند توانست کوچکترین خللی دربرنامه های برق آسای دولتمردان ماایجاد کنند ؟؟؟  قطعا خیر....چرا؟به همان دلیل که مادرکلمبیا آنها رابه خاک مذلت نشاندیم وپیروزیی بدست آوردیم پسبارها آن راتکرار خواهیم کردچراکه بگفته رئیس جمهور محترم: 

((پیروزی در کلمبیا باندازه خود خدا بزرگ بود))

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 0:10 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

 

فتح الفتوح نزدیک است

 

همه آنهایی که توی این دوسال اخیر اهل مطالعه وپیگیرامور سیاسی بوده اند، هروقت اسم سخنگوی دولت غلامحسین الهام رابشنوند بی اختیار یاد همسر فرزانه ایشان خانم فاطمه رجبی میافتند.

درطول سالهای بعدازانقلاب سابقه نداشته ، کسی که خودش ازوابستگان وخانواده حاکمان فعلی کشوراست، باچنین قلم وباچنین ادبیاتی همه شخصیتهای کوچک وبزرگ حکومت رابابدترین نامها یادکند وزشت ترین صفات راهم به آنان نسبت داده وبدون رعایت هیچ حدومرزی به ناسزاگویی واتهام زنی به هرکسی که ازنظراو ومجموعه دوستانش خوب وانقلابی نیستند ، بپردازد.

شاید درسالهایی که دولت خاتمی برمسند قدرت بود دیدن برخی شبنامه ها واطلاعیه هایی که گهگاه بانام حزب الله درنماز جمعه ها وراهپیمایی ها پخش میشد خیلی عجیب مینمودوسرمنشا ونویسندگان آن برای جامعه ناشناس وگمنام بودند، اما باروی کار آمدن دولت جدید ومشخص شدن حامیان ومبلغین سینه چاک آن که ازجمله پیشروان آنها خانم رجبی بوده وهست ، پاسخ بسیاری ازسوالات جامعه داده شد وبر همه معلوم شد که آنانی که در طی این سالهاوباداشتن حاشیه ای کاملا امن مشغول تخریب شخصیتهایی همچون هاشمی رفسنجانی وخاتمی ودیگر اصلاح طلبان بودند ، وباقتضای زمان ، هرروزه کفن پوش وسینه چاک وبا طرح  سناریویی جدید، فریاد وااسلاما سرمیدادند ، به کدام تفکر وابسته بودند .

اینبار اما نام وجایگاه گویندگان این مطالب نامعلوم وناشناس نبود ، بلکه تفکر این گروه افراطی وتند رودرکلام سه تن از اعضای دولت جدید تبلور یافت .

اول شخص احمدی نژاداست که همیشه درسخنانی که درمحافل مختلف برزبان جاری میکند بلااستثناءخودراوارث دولتهایی میداند که تاقبل ازاودرحال خوردن وچاپیدن کشور بوده وپس ازآنکه کشور رابه ویرانه ای تبدیل کرده اند ، به دولت نجاتبخش اوسپرده اند.

نفردوم فاطمه رجبی دختر مرحوم استاد علی دوانی محقق اسلامی استکه علیرغم هشدارهای مرحوم پدرش که دراواخر عمر به وی داد ، بدون اینکه در دولت وقوای مختلف کرسی خاصی داشته باشد ، باداشتن زره ای پولادین که هیچ شمشیری برآن کارگر نیست ، باخیالی آسوده وفراغ بال ، هرروز وهرزمان که بخواهد در سایت شخصی خودش (رجانیوز) ویا روزنامه های دولتی وتحت الحمایه دولت ، هرگونه تهمت وافترایی رانثار مسئولین گذشته وحال نظام میکند ونهایتا احمدی نژاد رامنجی مظلومی میداند که باحمایت آحادمردم سعی درساختن ویرانه ای بنام ایران دارد.

در مکتب رجبیه هیچ کسی برتر وسالمتر وباهوشتر وانقلابی تر ازاو و احمدی نژاد واعوان وانصارش نبوده ونیست وجالب استکه کلام اواغلب در ناسزاگویی بحدی پیش میرود که دیگر هیچ محدودیت اخلاقی واسلامی را دربر نمیگیرد . اوچون همه چیز غیر خود و رئیس دولت راسیاه وتیره می بیند ، هرگز سعی نمیکند حداقلهای اخلاق رارعایت کند ونام وجایگاه اشخاص را با ادب یاد کند.

دراین تفکر افراطی ، دایره خودیها بقدری کوپک است که غیر ازاحمدی نژاد وغلامحسین الهام ، هیچ کس دیگری نیست که سهمی درانقلاب وموفقیتهای آن داشته باشد.

درتفکر رجبی ، ازافرادی همچون هاشمی رفسنجانی ، حسن روحانی ، خاتمی وگروههای راست وچپ سیاسی کشور ، اغلب با عنوانهایی چون مافیای قدرت وثروت ، عمرو عاص ، معاویه صفتان ، وطن فروشان ، دزدان بیت المال ، مروجین فساد ، سازشکارو......دهها فحش وناسزای دیگرنام برده میشود وهرچه در این 16 سال دولت های هاشمی وخاتمی برکشور گذشته ، سیاهی وتیره روزی بوده وهرآنچه که از دولت نهم دیده شده ، همه پیروزی وموفقیت وابادانی وعزتمندی وافتخار کشور بوده است .

نفر سوم هم غلامحسین الهام است که قطعا باداشتن همسری چون فاطمه رجبی ، نحوه تفکرش ناگفته پیداست. اوضمن اینکه سخنگوی دولت است ، عضو شورای نگهبان ، رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا وارز ونیز یک شغل بی اهمیت دیگر بنام وزارت دادگستری است . به این شغلها عضویت درستادها وشغلهای دیگروابسته به دولت رانیز باید افزود.

 نحوه سخنگویی الهام کم وبیش بیان همان اندیشه های خانم رجبی است که به احترام تریبونهای رسمی وانتشار رسانه ای ، قدری ملایم تراست.

برطبق اندیشه این گروه ، ماملت ایران باید هرروزه سجده شکر بگزاریم که خداوند با منت بزرگی که برما ملت ایران نهاده است، چنین دولت زیرک وانقلابی ای نصیب ماشده وعن قریب است که قله های افتخار وپیشرفت جهانی نیز به دستان باکفایت دولتمردان ما فتح شود وبزرگی وفتح الفتوح نهایی هم نصیب ماگردد.

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 5:53 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تادولت رجایی ،یک یاحسین دیگر

این جمله ای بود که درایام انتخابات ریاست جمهوری،درست زمانی که تبلیغات دور دوم انتخابات بین آقای هاشمی واحمدی نژاد راه افتاده بود روی پرچمهای بزرگی درشهرهای مختلف ایران دیده میشد.

برای مردمی که پس ازرنج وسختیهای بسیاردوران جنگ وفشارهای دوران بازسازی خرابه های جنگ دوباره اسم رجایی رامی شنیدند،خاطره یک انسان ساده وصمیمی وانقلابی دوباره زنده میشد.

این شعار وادعا اثرخودش راروی توده مردم گذاشت ومردم باهمه باوروعشقی که به رجایی واقعی داشتنداینباردرانتخابی بسیار سخت فردی راکه خودراوارث راه وروش محمدعلی رجایی میدانست ، بر مردیکه لحظه لحظه مبارزات تاریخ انقلاب وسرگذشت جمهوری اسلامی خالی ازحضورموثراونبود،ترجیح دادند.

اما این تازه اول راه بود.اگرچه رجایی انسانی ساده وبی آلایش ومردمی بود ،اما دیری نپایید که تاریخ دوباره درسی به ملت ایران داد تا بداند : آنچه رجایی رارجایی کرد فقط زندگی ومشی ساده اونبود ،بلکه اوعلاوه براین خصایص بسیار باارزش ،دارای یک ویژگی خاص بود که آنهم اخلاق درحکومت بود.رجایی سال60 حتی زمانی که بنی صدر رئیس جمهور قبل ازخودش  توسط امام ومجلس فاقد صلاحیت شناخته شده بود وفضای کشور بشدت علیه اوبود هرگز موفقیت دولت خودش راحتی درتخریب فرد ضعیفی همچون بنی صدر جستجو نکرد وبه انجام برنامه های خودش پرداخت.اوبا آنکه براحتی میتوانست هرچه ناکامی درحوزه حکومتش میدید ،به بی کفایتی وسوءمدیریت بنی صدر ونیروهای دولت واقعا ضعیف قبل ازخودش منتسب کند، اماهیچگاه به خودش اجازه ندادتابرای توجیه خطاهای خودش دیگران راملامت کند وآنان را مقصر ناکامی خود بداند .واصولا اوهیچگاه خودرافردی برتر وصاحب جایگاهی بالاتر از آنچه که خدا نصیبش کرده بودنمیدانست.

یکی ازبزرگترین مشکلات دولت آقای احمدی نژاد افتادن دردام

 خیالات واوهامی است که باعث شده  خودراصاحب کرامات وفضایلی بداند که حتی محمدعلی رجایی هم باهمه بزرگیش هرگز چنان ادعایی نداشت.

رجایی نه هیچگاه ادعای آن راکرد ونه اهل این صحبتها بود.

اوودولت مطبوعش اگرچه همواره خود راخادم مردم میدانستند اما هیچگاه حاضرنبودند باتخریب دیگران خودراموجه جلوه دهند .کاری که امروز به یکی ازبرنامه های دائمی رئیس جمهور ودوستان رایحه ای تبدیل شده است. دراین بازارتهمت واتهامهای رنگارنگ نه هاشمی رئیس مجلس خبرگان وتشخیص مصلحت حرمتی  داردونه خاتمی عددی است .مجلس ششم ومجاهدین انقلاب ومشارکتیها که مشرکین مهدورالدم هستند واصلا طبق فتوای دولت محترم برهرکس که یکی ازاینها راببیند واجب است که نهایت تلاش خود رابکند تا بیشترین

آسیب به آنها برسد . دراین بازار بدگویی ودشمن تراشیهای خیالپردازانه دوستان قدیمی گرمابه وگلستان نیز گاه بی بهره نمانده اند. حداد عادل، احمد توکلی ، موتلفه اسلامی ...وازهمه جالبتر حاج حسین شریعتمداری حفظه الله تعالی که گردش کیهانی درید اوست ، هم ازاتهامات مختلف این دولت کریمه بی نصیب نبوده است.

راستی اگر امروز محمدعلی رجایی زنده بود ،درمقابل واژه هایی همچون : معجزه هزاره سوم ، هاله نورانی درسازمان ملل،دولتی که خواب رابرخود حرام کرده وفقط کارمیکند ، توزیع پول نفت برسر سفره های مردم،اجراوتوسعه عدالت،مهرورزی،آزادی اندیشه وبیان ودستگیری ونابودی مافیای نفت ،سریال دنباله داروتمام ناشدنی ماجراهای فاطمه رجبی وهمسرش ونیز دهها واژه جدید که این دولت کریمه به دولت رجایی گونه اش نسبت میدهد ، چه میگفت؟؟؟؟؟؟

شاید بتوان گفت اولین واساسی ترین اختلاف رجایی واقعی ورجایی قلابی میزان پایبندی آنان به اخلاق درحوزه اداره کشوری اسلامی چون ایران است.

 

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 7:46 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

روزازنو- روزی ازنو

سرآغاز هرکاربانام خداست ومن نیز دراین دیباچه آغازین بانام ویادش آغاز میکنم وچون همیشه ازدرگاهش کمک میخواهم.بنام ویادتویارحمان ویارحیم.

خدایاروزوروزگاربرما نیکو گردان وچنان کن که فرداوفرداهای پس ازآن ازکرده های امروزمان پشیمان نباشیم.

موضوع خاصی روامروز مطرح نمیکنم وازروزهای آینده سعی میکنم مطالب وموضوعات روزانه رادرحد توان خودم بنویسم وازنطرات شما بینندگان ودوستان عزیزهم استفاده کنم.

بامید خدا

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 22:2 | لینک  |